فرزندپروری مشارکتی پس از طلاق

 

ازدواج شما ممکن است پایان یافته باشد اما خانواده تان نه!!!

 کنار گذاشتن مشکلات ارتباطی بین پدر و مادر به صورت توافقی و با هدف فرزندپروری مشارکتی می تواند تا حد زیادی در کاهش استرس و تنش موثر باشد. شما می توانید به منظور آسایش و آرامش فرزندانتان ، یک رابطه کاری با همسر سابق خود برقرار کنید و بدین شکل باعث ایجاد آرامش، هماهنگی و پرهیز از تعارض ها و اختلافات شوید.


فرزند پروری مشارکتی پس از جدایی:


در کنار هم قرار گرفتن خصوصا پس از اختلافات و مشاجرات متعدد ، می تواند بسیار فرسوده کننده باشد. بسیار دشوار است که گذشته دردناکی که احتمالا با همسر سابقتان داشته اید را فراموش کنید و خشم و تنفر خود را کنار بگذارید. اما حقیقتی که وجود دارد این است که فرزندپروری مشارکتی یک راه حل ساده نیست بلکه بهترین راه برای تامین نیازهای فرزندان و حفظ روابط صمیمانه با هر دو والد است.
شاید خوب باشد که فکر برقراری ارتباط با همسر سابقتان را با این ذهنیت آغاز کنید که این رابطه یک رابطه یک به یک و با هدف رفاه و بهزیستی فرزندتان است. ازدواج شما ممکن است پایان یافته باشد اما خانواده شما خیر. اولین گام برای فرزندپروری مشارکتی بالغ و مسئولانه این است که همواره نیازهای فرزندانتان را پیش روی خود ببینید...


 

ادامه نوشته

نشانه های یک رابطه اشتباه

هر رابطه ای که به جسم، روح و احساسات شما لطمه بزند، ناسالم است.
نشانه های یک رابطه اشتباه
یک رابطه می تواند ناسالم باشد. رابطه بد هم فقط به ازدواج یا نامزدی محدود نمی شود. روابط ناسالم می تواند در خانواده، میان دوستان یا قرار ملاقات نیز وجود داشته باشد. هر رابطه ای که به جسم، روح و احساسات شما لطمه بزند، ناسالم است. دلایل مختلفی وجود دارد که افراد در روابط ناسالم باقی می مانند. برخی از افراد نمی دانند یا نمی خواهند قبول کنند که در رابطه اشتباه قرار دارند یا از خاتمه دادن به این رابطه می ترسند یا قدرت روحی این کار را ندارند.
یا آنها اعتقاد دارند می توانند شریک خود یا مسایل آزاردهنده را تغییر دهند. واقعیت ناراحت کننده این است که بسیار کم پیش می آید که روابط ناسالم بهبود بیابند و در عوض، هر روز بدتر نیز می شوند. سعی کنید از این زخم ها که بهبود آنها سخت است، دوری کنید. ..

ادامه نوشته

حذف رفتارهای نامناسب فرزندم

حذف رفتارهای نامناسب فرزندم

حذف رفتارهای نامناسب فرزندم
حذف رفتارهای نامناسب فرزندم

اگر شما هم در خانه یک کودک در سن پیش دبستانی دارید و اگر کارهایی می کند یا حرف هایی می زند که مطابق رفتارهای گذشته او و تربیت رایج در خانه ی شما نباشد.

برخی از آنها طبیعی است و ما راهکارهایی برای مواجهه با این رفتارها برای تان داریم:

استفاده از کلمات نامناسب و زشت، جواب پس دادن:

تقریباً تمام کودکان در سنین پیش دبستانی گاه از کلمات نامناسب استفاده می‌‌کنند. گاهی آنان کلماتی زشت به زبان می‌‌آورند که باعث شرمندگی والدین می‌‌شود.دلیل روشن به کارگیری این کلمات، شنیدن آنها در منزل یا مهد کودک یا محیط‌‌ های دیگر است. زمانی که کودک از این عبارات استفاده می‌‌کند معمولاً با توجه شدید و واکنش بیش از حد والدین روبرو می‌‌شود که باعث تکرار بیشتر این کلمات خواهد شد.

راهکارهای زیر می‌‌توانند در برخورد با این رفتار کودک کمک کننده باشند

ـ‌ اگر کودک برای اولین بار از این کلمات استفاده می‌‌کند بهتر است معنای آن را از کودک بپرسید. اگر وی بتواند معنی کلمه را بگوید برایش توضیح دهید که این کلمه دیگران را ناراحت می‌‌کند و نباید در خانه استفاده شود.

ـ در مراحل اول آرام ماندن و نادیده گرفتن این عبارات و دور نگهداشتن کودک از محیط ‌‌هایی که در آنها چنین کلماتی استفاده می‌‌شود بهترین روش برخورد است.

ـ اگر با وجود نادیده گرفتن این رفتار ادامه یابد از شیوه‌‌های تنبیهی مناسب مانند منزوی سازی یا محروم کردن بهره گیرید.

ـ به کودک کلماتی بیاموزید که بتواند احساس ناکامی و ناراحتی خود را به صورت مودبانه ابراز کند.

جواب پس دادن اغلب شیوه‌ای برای نشان دادن نافرمانی و لجبازی کودک و نشانه‌ای از تکامل کودک برای به دست آوردن استقلال است.

تنشهای زندگی روز مره مانند به دنیا آمدن کودک دیگر یا تغییر منزل ممکن است این رفتارها را تشدید کند. در مواجهه با این مشکل توصیه‌‌های زیر را به کار گیرید:

ـ به خاطر داشته باشید کودکان پیش دبستانی نیاز به ابراز وجود و احساسات خود دارند. بنابراین اجازه ابراز نظر به صورت مودبانه را به آنان بدهید.

ـ سعی کنید انتظارات خود را با توانایی کودک تطبیق دهید.

ـ در صورت نافرمانی و بی ادبی کودک در پاسخ دادن، از روشهای تنبیهی مناسب استفاده کنید.

ـ رفتارهای مناسب وی را تشویق کنید.

پرخاشگری و حملات بدخلقی (قشقرق)

پرخاشگری کودکان علل مختلفی دارد. کودکان کوچکتر ممکن است به علت این که نمی‌‌‌دانند احساسات ناخوشایند خود مانند خشم و ناکامی را چگونه با کلمات ابرا کنند به پرخاشگری روی آورند. صحبت با کودکان و کمک به آنان برای بیابن احساساتشان بدون پرخاشگری در این موارد مفید است.

کودک ممکن است شاهد دعوا و پرخاشگری والدین یا دیگر اعضای خانواده باشد و از این رفتارها الگو برداری کند. بنابراین کنترل محیط منزل، عدم به کار گیری پرخاشگری در روابط بین فردی اعضای خانواده و همچنین نظارت بر برنامه‌‌های تلویزیونی که کودک مشاهده می‌‌کند می‌‌تواند این اثرات را تا حد ممکن کاهش دهد.

قوانین را به صورت روشن به کودک بگویید. او باید بداند احساس خشم و ناکامی طبیعی است ولی مرزهایی برای شیوه ابراز آن وجود دارد مثلاً زدن دیگران ممنوع است

گاهی به مرور زمان کودک یاد می‌‌گیرد که با بد خلقی و پرخاشگری می‌‌تواند به آنچه می‌‌خواهد دست یابد. اگر والدین در برابر داد و فریاد یا پرخاشگری وی تسلیم شوند او در می‌‌یابد این رفتار راهی برای گرفتن آنچه می‌‌خواهد از بزرگسالان است. بعضی کودکان با فرد خاصی مانند مادر یا مادر بزرگ بیشتر این رفتارها را نشان می‌‌دهند تا با دیگر اعضای خانواده. این موضوع اهمیت برخورد یکسان و یکنواخت همه بزرگسالان در خانواده و اطراف کودک را نشان می‌‌دهد. اگر کودک در یابد که هر وقت و هر کجا پرخاشگری کند پیامد یکسانی متحمل می‌‌شود چنین رفتاری قطعاً کاهش می‌‌یابد.

 

بنابراین علیرغم علت پرخاشگری و بدخلقی کودک رعایت بعضی اصول می‌‌تواند موجب کاهش این رفتارها شود:

ـ در انتظارات خود از کودک و به کارگیری روشهای تربیتی در زمانها، مکانها و توسط افراد مختلف مانند مادر، پدر، مادربزرگ و... تا حد ممکن یکنواخت عمل کنید. قابل پیش‌بینی بودن پیامد یک رفتار به کودک احساس امنیت می‌‌دهد و وی را از سر درگمی می‌‌رهاند و مشکلات رفتاری وی را کاهش می‌‌دهد.

ـ قوانین را به صورت روشن به کودک بگویید. او باید بداند احساس خشم و ناکامی طبیعی است ولی مرزهایی برای شیوه ابراز آن وجود دارد مثلاً زدن دیگران ممنوع است.

ـ در صورت پرخاشگری کودک از روشهای تنبیهی مناسب مانند منزوی سازی استفاده کنید.

ـ بر اثر بد خلقی و قشقرق کودک تسلیم خواسته‌‌های غیرمنطقی او نشوید. این رفتار کودک را نادیده بگیرید. (در عین حال ایمنی کودک را در نظر داشته باشید. اگر وی به کار خطرناکی دست زد بلافاصله باید مداخل کنید).

ـ تلاش کودک برای ابراز مناسب احساسات ناخوشایند مثل خشم را تشویق کنید.

ـ موقعیتهایی که کودک بیشتر دچار بدخلقی و پرخاشگری می‌‌شود مانند زمانی که خسته، گرسنه یا خواب آلود است را شناسایی کرده، توجه به نیازهای جسمانی و روانشناختی کودک را در برنامه ریزی‌‌های روزانه خود در اولویت قرار دهید.

پرخاشگری در کودکان

ج ـ دزدی

تا سن سه سالگی بیشتر کودکان معنای دزدی را درک نمی‌‌‌کنند و حداقل یک سال دیگر طول می‌‌کشد تا آنها مفهوم مال من و مال تو را در یابند.

 

اگر کودک وسایل دیگران را بدون اجازه بر می‌‌دارد راهکارهای زیر را به کار برید:

ـ آرامش خود را حفظ کنید و واکنش بیش از حد نشان ندهید.

 

ـ برای وی توضیح دهید که چیزهایی که متعلق به دیگران است نباید برای خود بردارد.

ـ به کودک بگویید صاحب آن شیئی برای از دست دادن آن، غمگین و ناراحت می‌‌شود.

ـ مطمئن شوید که وی شیئی موردنظر را به صاحبش برگردانده و عذرخواهی کند.

ـ به خاطر داشته باشید با این که کودک ممکن است بداند دزدی کار بدی است چون دیگران به وی چنین گفته‌اند تا سن 7 ـ 6 سالگی ممکن است بدرستی علت بد بودن آن رفتار را درک نکرده و در باره آن احساس گناه نکند.

ـ در صورتی که این مشکل به صورت مکرر و مزمن رخ دهد حتماً با یک مشاور یا روانپزشک کودک مشورت کنید.

د ـ دروغگویی:

دروغگویی یکی از رفتارهای شایع کودکان است که اغلب والدین را خیلی ناراحت می‌‌کند.

دروغگویی کودکان معمولاً سه دلیل عمده دارد:

1ـ کودک واقعیت و خیال را در هم می‌‌آمیزد و گاه تصورات خود را کاملاً واقعی می‌‌پندارد. معمولاً تا 6 یا 7 سالگی، توانایی کودک برای افتراق وقایع واقعی از خیالی، کامل نشده است.

2ـ کودک به نوعی تفکر آرزومندانه پسرفت کرده است و بدین طریق با یک واقعیت غیرقابل تحمل انطباق می‌‌یابد. مثلا کودکی که پدرش وی را ترک کرده است ممکن است داستانهایی در باره این که پدرش شماره تلفن وی را نمی‌‌‌داند بسازد. گاهی کودک با چنان شدتی خواستار این آرزوها است که خود نیز باور می‌‌کند آن چیز را به دست خواهد آورد. مثلاً «من دوست دارم یک دوچرخه داشته باشم» ممکن است به «من برای تولدم یک دوچرخه هدیه می‌‌گیرم» تبدل شود.

کودک به منظور فرار از تنبیه یا انتقاد دروغ می‌‌گوید. وی ممکن است بداند آنچه که می‌‌گوید حقیقت ندارد ولی بتدریج خودش هم بخشهایی از آن را باور می‌‌کند. گاهی اوقات کودکان با هوشتر بیشتر به دروغگویی پناه می‌‌برند تا تایید والدین را از دست ندهند و از عواقب کار خود فرار کنند.

اگر کودک برای فرار از پیامد کار اشتباهش دروغ بگویید بهتر است به جای واکنش شدید نسبت به دروغ گفتن، در باره کار اشتباه او و علت بد بودن کارش با وی صحبت کنید

توصیه‌‌های زیر در برخورد با دروغگویی می‌‌توانند کمک کننده باشند:

ـ در مواجهه با کودکی که دروغ گفته است آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید آرام بمانید.

ـ سعی کنید نوع دروغ کودک را تعیین کنید و بسته به آن واکنش مناسب نشان دهید.

ـ اگر کودک با موقعیتی دشوار روبرو است و آرزوهایش را به عنوان واقعیت بیان می‌‌کند وی را تشویق کنید که به جای این کار به بیان احساساتش بپردازد و از دیگران برای حل مشکلات کمک بخواهد.

ـ‌ اگر کودک برای فرار از پیامد کار اشتباهش دروغ بگویید بهتر است به جای واکنش شدید نسبت به دروغ گفتن، در باره کار اشتباه او و علت بد بودن کارش با وی صحبت کنید.

ـ زمانی که می‌‌دانید کودک کار بدی کرده است خود را درگیر بحث با وی برای اعتراف گرفتن نکنید. مثلاً اگر کودک کیک تولدی را که پخته اید بی اجازه خورده است و آثار شکلات روی کیک را در اطراف دهانش می‌‌بینید به جای اینکه بپرسید «آیا تو کیک را خورده ای؟» و او به دروغ «نه» بگوید، وی را جلوی آینه ببرید و بگویید «کیک خورده شده و به صورت تو شکلات آن چسبیده است. من از تو خواسته بودم به کیک بدون اجازه دست نزنی». در این صورت موضوع صحبت به جای دروغگویی کودک به پیروی از قوانین باز می‌‌گردد.

وسواس

وسواس

وسواس
اختلال وسواسی- اجباری (OCD) ، یک اختلال اضطرابی‌ ست و خصیصه‌ی اصلی آن، وجود وسواس‌ها یا اجبارهای مکرر و شدید است که رنج و عذاب قابل ملاحظه‌ای را برای فرد به‌بار می‌آورد. وسواس سبب اتلاف وقت ، کاهش توان فرد ، احساس خستگی ، اختلال در روند طبیعی زندگی ، شغلی ، فعالیت‌های معمول اجتماعی و روابط فردی می‌شود. افراد دچار وسواس، نمی‌توانند به‌طور طبیعی با مردم ارتباط عاطفی داشته باشند و برای برقراری ارتباط با دیگران، یک سلسله‌قواعد و قوانین خاص ایجاد می‌کنند.

 

این افراد، از تصمیم آنی و لحظه‌ای، احساس، افکار و اعمال حساب‌نشده هراس دارند. وسواس با ترس (فوبیا) و اضطراب همراه است. شک و تردید در وسواس وجود دارد؛ تا آن‌جا که ممکن است فرد نتواند تصمیم بگیرد و یا کاری انجام دهد. بیمار مبتلا به وسواس، از غیرمنطقی‌بودن وسواس‌اش آگاهی دارد و وسواس را ناهمنوا با خود (ایگو) می‌یابد و درواقع، آن را یک رفتار ناخواسته می‌داند. فرد دچار وسواس معمولاً تمایل عمیقی درخود برای مقاومت در برابر افکار یا اعمال وسواسی می‌بیند اما بعضی از این بیماران، مقاومت چندانی از خود نشان نمی‌دهند.

 

گاهی‌اوقات، وسواس نزد بیمار اهمیت می‌یابد؛ برای نمونه حتی اگر شغل‌اش را به‌خاطر وقتی‌که صرف شست‌وشو می‌کند، از دست بدهد، بر این اعتقاد خود که شست‌وشوی اجبارگونه‌اش اخلاقاً صحیح است، پای‌می‌فشرد.

 

وسواس دو نوع است :

 

1) وسواس فکری: یعنی فکر، احساس یا اندیشه‌ی مزاحم و تکراری (عودکننده) که ناخواسته به ذهن می‌آید.

 

2) وسواس عملی : یعنی عمل (رفتار) تکراری که فرد مجبور به انجام آن‌ است؛ به‌طوری‌که فرد می‌ترسد اگر آن عمل (رفتار) را انجام ندهد، عواقب هولناکی نصیب‌اش ‌شود. وسواس عملی، اعمالی‌ست که فرد در انجام آن‌ها احساس اجبار و فشار می‌کند. وسواس عملی، تلاشی برای کاستن اضطراب است اما همیشه به کم‌شدن اضطراب منجر نمی‌شود، بلکه ممکن است اضطراب فرقی نکرده باشد یا حتی بیش‌تر شده باشد.

 

مبتلایان به وسواس فکری، معمولاً در ادای جملات و کلمات، مکث و تأمل و تردید می‌کنند و به تصحیح آن‌ها می‌پردازند. مبتلایان اضطراب، خود را با افکار تکراری کنترل می‌کنند.

 

در بیش‌تر بیماران مبتلا به وسواس، بین شدت تمایل تکرار فکر و عمل از یک‌طرف و بی‌اهمیت بودن آن فکر و عمل از طرفی دیگر، عدم تناسب وجود دارد.

 

تحقیقات نشان‌می‌دهد بیماران مبتلا به وسواس، بیش‌تر متعلق به خانواده‌هایی هستند که پدر و مادرهای سخت‌گیر، کمال‌طلب، خرافی ، دقیق در جزئیات امور و بی‌تحمل در برابر بی‌نظمی و سروصدا دارند. این والدین اغلب آرمان‌های بسیار صعب‌الوصولی را برای کودکان خود درنظر می‌گیرند و یا عقاید خود را بدون آن‌که ببینند آیا کودک آمادگی یا استطاعت جسمی و روانی قبول آن‌ها را دارد یا نه، به او با فشار تحمیل می‌کنند؛ برای نمونه تأکیدهای فراوان زودرس و نامتناسب با سن کودک در رابطه با نظافت، از این‌قبیل است.

 

وسواس، اشکال مختلفی دارد:

 

وسواس آلودگی ، وسواس تردید ، وسواس تقارن ، وسواس فکری اعمال پرخاشگرانه یا جنسی ، ترس از احتمال وقوع اتفاقی وحشتناک مانند آتش‌سوزی ، مرگ یا بیماری فرد موردعلاقه‌ی خود، نظم و ترتیب ، صرفه‌جویی اجبارگونه ، کندن اجبارگونه‌ی مو ، ناخن‌جوی ، اعتقاد به اعداد سعد و نحس ، افکار یا تصاویر یا تکانه‌های جنسی ممنوع یا انحرافی ، دست‌شستن زیاد ، حمام‌کردن زیاد ، مسواک‌زدن زیاد که موجب ضایعات لثه می‌شو د، به سر و وضع خود رسیدن به‌صورت افراطی ، اعمال تکراری مانند داخل و خارج شدن مکرر از در یا نشستن و برخاستن مکرر یا شستن مکرر بخشی از بدن یا شانه‌کردن مکرر مو، وارسی درب منزل یا ماشین و قفل و اجاق یا ترمز ماشین، انجام اقداماتی برای پیشگیری از صدمه‌رسیدن به خود یا دیگران؛ مانند آویختن لباس‌ها به ترتیبی خاص، داشتن الگویی خاص برای پوشیدن لباس، انجام شمارش برای محافظت از خود در مقابل ترس؛ برای نمونه وقتی از پله پایین می‌رود، 3بار جمله‌ای را تکرار می‌کند و اگر در شمارش، مانعی به‌وجود آید، شمارش را از نو شروع می‌کند. کندی در کار؛ برای نمونه فرد ساعت‌ها وقت خود را صرف کارهای ساده هم‌چون لباس‌پوشیدن یا غذاخوردن می‌کند و یا ایجاد اگزما و ترک‌خوردگی پوست در اثر شست‌وشوی زیاد.

 

«وسواس آلودگی»: شایع‌ترین نوع وسواس است که معنی آن، شست‌وشو یا اجتناب اجبارگونه از شیئی که فرد گمان‌می‌کند آلوده است، می‌باشد. بیمار ممکن است دست‌هایش را به افراط بشوید، بساید و بخراشد یا از ترس میکروب، قادر به ترک خانه‌اش نباشد. این افراد معتقدند که آلودگی با کوچک‌ترین تماس از شیئی به شیء دیگر و از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود.

 

«وسواس تردید» : دومین نوع شایع است؛ برای نمونه فرد می‌ترسد اجاق را خاموش یا در را قفل نکرده باشد؛ بنابراین چندبار کنترل می‌کند که اجاق را خاموش کرده و یا در را بسته است یا نه. این افراد به‌خاطر فراموش‌کردن چیزی، احساس گناه می‌کنند.

 

«وسواس تقارن» : نیز شایع است که معنای آن، لزوم رعایت تقارن یا دقت است. بیمار، ساعت‌ها وقت لازم دارد تا یک وعده غذا بخورد یا صورتش را اصلاح کند.

 

«اختلال وسواسی- اجباری»:  می‌تواند در نوجوانی، کودکی و حتی در 2سالگی هم شروع شود اما میانگین سن شروع آن، حدود 20سالگی‌ست. در بزرگسالان، احتمال ابتلای زن و مرد یکسان است اما نوجوانان پسر، بیش‌تر از دخترها دچار این اختلال می‌شوند. افراد مجرد نیز بیش‌تر از متأهلان به این اختلال دچار می‌شوند. ابتلا به سایر اختلال‌های روانی در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری، شایع است؛ مانند افسردگی، جمعیت‌هراسی، اختلال اضطرابی، اختلالات شخصیتی، فوبیا، اختلال پانیک (اختلال هول) و اختلالات غذاخوردن. سابقه‌ی تیک در بعضی از این بیماران وجود دارد.

 اختلال وسواسی-اجباری، مؤلفه‌ی وراثتی قابل توجهی دارد. 35درصد از بستگان درجه اول این بیماران، خود به همین اختلال مبتلا هستند. در بیماران متأهل، میزان اختلافات زناشویی، بیش‌ از حدمعمول است. در بیش‌تر بیماران دچار اختلال وسواسی-اجباری، علائم به‌طور ناگهانی شروع می‌شود و بیش‌تر علائم پس از واقعه‌ی پرفشاری چون حاملگی، مشکل جنسی یا مرگ یکی از بستگان بروز می‌کند. از آن‌جا که خیلی از این بیماران می‌کوشند تا علائم خود را از دیگران پنهان کنند، بیش‌تر آنان با 5 تا10سال تأخیر به پزشک مراجعه می‌کنند. «اختلال وسواسی-اجباری» معمولاً سیری درازمدت اما متغیر دارد و در بعضی از بیماران به‌صورت نوسانی‌ست و در برخی دیگر به‌صورت ثابت.

راه‌های درمان وسواس:

  • دارودرمانی
  • رواندرمانی
مهمترین روشی که برای درمان غیردارویی وسواس استفاده می شود(R.E.P) یا Response exposure prevenition است که مواجهه بیمار با موردی می باشد که نسبت به آن وسواس دارد( مثل آلودگی ها) و این که از پاسخ دادن جلوگیری کند که در واقع نوعی حساسیت زدایی است.   اهمیت رفتاردرمانی برای درمان اختلال وسواس : گاهی اوقات کارایی این روش معادل ارزش درمان دارویی است و می تواند بسیار ارزشمند باشد.   به صورت کلی وسواس وابسته به شرایط محیطی است و قابلیت پیشگیری ندارد، مراجعه به موقع به پزشک را برای درمان بیمار، جهت جلوگیری از توسعه بیماری بسیار موثر می داند و به اطرافیان بیمار توصیه می کند که برای درمان بیمار خود صبر و تحمل کافی داشته باشند. به طور کلی میزان شیوع اختلال وسواس اجباری، 2تا 3درصد است بیشتر درمان های وسواس مبتنی بر مهار بازجذب سروتونین است احتمال ابتلای مرد و زن به اختلال وسواس اجباری یکسان است         « گل گاوزبان» و درمان وسواس   نتایج تحقیقات نشان می دهد: عصاره آبی گل گاوزبان دارویی موثر و بی خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است.   به گزارش ایسنا، گاوزبان ایرانی گیاهی از تیره بوراژیناسه راسته پولمونیالیسه، کلاس دیوتبلونس و جنس اکویم است. گونه مزبور گیاهی علفی، دوساله و پایاست که پوشیده از کرک های نرم و نازک و دارای گل های لوله یی شکل و آبی رنگ مایل به ارغوانی می باشد. برگهای آن ساده، میوه آن نوک تیز و فندقی و سطح آن دارای برجستگیهای کوچک و تیز می باشد. فصل گل دهی گیاه از آغاز اردیبهشت تا اواخر مرداد است. در ایران اطلاق نام «گاوزبان» تنها به این گیاه است.   این گیاه به طور وسیعی به صورت خودرو در استان های شمالی ایران همچون گیلان، مازندران، ارتفاعات کندوان، کلادرشت و چالوس یافت می شود. مهدی سیاح برگرد دستیار روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و حاتم بوستانی استادیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اهواز و همکارانشان در این تحقیق به بررسی اثر بخشی و سلامت مصرف عصاره آبی گل گاوزبان با دور ثابت در درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری در یک دوره شش هفته یی پرداختند.   در این مطالعه کار آزمایی بالینی تصادفی 33 بیمار مبتلاء به این اختلال که در مقیاس یال براون نمرات مساوی یا بالاتر از 21 داشتند وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی دارونما و یا 500 میلیگرم از عصاره آبی گل گاوزبان دریافت کردند. بیماران برای شش هفته پیگیری شدند و اثر بخشی درمان با مقیاس یال براون در هفته های 0، 1، 2، 4و 6 اندازه گیری شد. نتایج این یافته ها نشان داد: در هفته های انتهایی، عصاره گاوزبان نسبت به دارونما برتری داشت که این اختلاف در هفته چهارم نزدیک به معنی دار و هفته ششم معنی دار بود. عصاره آبی گل گاوزبان در هیچ کدام از هفته ها بیش از دارونما عوارض جانبی ایجاد نکرد.   پژوهشگران با استناد به یافته های این تحقیق تاکید کرده اند که عصاره آبی گل گاوزبان دارویی موثر و بی خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است، اگرچه مطالعات بیشتر برای تایید آن لازم است.

تفسیر عشق در (اختلاف همسران)

تفسیر عشق در (اختلاف همسران)

تفسیر عشق

تا به حال فکر کردید چرا برخی زوجین نمی‌توانند بر سر مسائل مختلف و اختلافات خود به نتیجه برسند یا سازگار شوند؟ گاه شدت رودررویی به حدی است که به نظر می‌رسد رسیدن به هر گونه مصالحه‌ برای آنها دشوار باشد.

 

 پا بر زمین می‌کوبند و در دفاع از نقطه نظراتشون سماجت می‌کنند. هر کدام نظر خود را صحیح می‌دانند و توجهیات طرف مقابل را غیر منطقی و بی اساس می دانند و متوجه نیستند که ممکن است خواسته‌های طرف مقابل به جا و بر حق باشد.

اغلب اوقات زوج‌ها اگر بتوانند با چشم‌انداز همسرشان نگاه کنند و به دلیل منطقی همسرشان توجه کنند به این نتیجه می‌رسند که حق با اوست.

 

در هنگام اختلافات بهتر است از دلیل موضع‌گیری طرف مقابل مطلع شوید و راه حل‌های مفید پیدا کنید. هر حادثه را تعریف کنید نوع اختلاف را مشخص کنید در صدد یافتن راه حل برآیید و راه حل مناسب‌تر را انتخاب کنید.

 

 اختلافاتی از قبیل اختلاف در خواسته‌ها، سلایق و یا وجود حساسیت‌ها در صورتی که تنش‌های پیشین وجود نداشته باشد می‌تواند به راحتی قابل حل باشد.

 

اغلب اوقات زوج‌ها اگر بتوانند با چشم‌انداز همسرشان نگاه کنند و به دلایل منطقی همسرشان توجه کنند به این نتیجه می‌رسند که حق با اوست.

همسویی

گاهی از اوقات در نحوه سوال کردن خود تجدید نظر کنید: فرض کنید اوقات فراغتی دارید و شما مایلید این زمان را به منزل یکی از اقوام بروید. بهتر است ابتدا چگونگی گذران این وقت را از او سوال کنید و در صورت تمایل او به بیرون رفتن، موضوع مورد نظر را با طرح سوال پیشنهاد دهید. با دادن حق انتخاب، گفتگو را با تدبیری بیشتر طرح ریزی کرده‌اید.

 

انعطاف‌پذیر باشید: خیلی اوقات ما با ایجاد بایدهایی در نحوه زندگی باعث ایجاد اختلافات و رنجیده خاطر شدن خود و همسرمان می‌شویم . لازمه ایجاد تغییرات و انعطاف در مسائل، توافق و سازگاری کافی میان زن و مرد است. فراموش نکنید که جملاتی مثل "همیشه من باید تسلیم شوم. تسلیم شدن به مفهوم فدا کردن ارزش‌هاست و ..." ممکن است ضربه‌ای در جهت منعطف بودن شما به حساب آید. باید هراز گاهی این عبارت را که «ممکن است من هم اشتباه کنم» در ذهن مرور کنید.

 

تفاوت‌ها را بپذیرید و اشکالات جزیی را نادیده بگیرید: باید این نکته را مد نظر داشته باشید که قرار نیست زن و شوهر در کوچک ترین مسائل مثل هم فکر و رفتار کنند. تفاوتها با ایجاد چالش فکری به رشد ما کمک می کنند. 

 

سعی کنید دریچه نگاه‌تان را به قضایا تغییر دهید: شرایط لذت بخش‌تر می‌شود. شاید اگر ما شیوه فکر کردن خود را تغیی دهیم خیلی از مسائل راحت تر حل شود و یا به مانع تبدیل نشود.

 

باید این نکته را مد نظر داشته باشید که قرار نیست زن و شوهر در کوچک ترین مسائل مثل هم فکر و رفتار کنند. تفاوتها با ایجاد چالش فکری به رشد ما کمک می کنند.

علاقمندی های او را در نظر داشته باشید: در روابط زناشویی موفق‌ زن و شوهر مشارکت در فعالیت‌های مورد علاقه یکدیگر را یاد می‌گیرند و خصوصیات شریک زندگی را می‌پذیرند و در صورت ادامه روابط به رفتارهای مشابه می‌رسند.

خواستگاری در چت روم

خواستگاری در چت روم


به دنبال چاپ گزارشی در هفته‌نامه سلامت با تیتر «9/98 درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف چت می‌کنند» خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) در صدد برآمده است تا در همین راستا به واکاوی عواقب ازدواج‌های اینترنتی در گفتگو با صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه خانواده بپردازد...

واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع در حال توسعه ای همچون ایران در کنار تمام محاسن و نوآوری‌هایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ کشورمان بوده است. شاید بتوان تغییراتی در شیوه ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران دانست که به «ازدواج‌های اینترنتی» مرسوم شده‌اند اما مساله مهم در این میان این است که آیا می‌توان اشتراک سلیقه افراد در «چت‌روم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟ هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتی است که تاکیدات قرآنی متعددی درباره آن وجود دارد. اما در کنار این موضوع، احکام اسلامی‌همواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بی‌توجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل می‌دهد کاسته و زمینه‌ساز بروز مشکلات متعددی می‌شود.

بی‌اعتمادی در بین زوج‌ها، عمده‌ترین آسیب ازدواج اینترنتی

بابک سعیدی، روانشناس، از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که در این خصوص معقتد است بی‌اعتمادی یکی از عمده‌ترین آسیب‌هایی است که زندگی زوجینی را که به‌واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، تهدید می‌کند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت می‌کند.» وی می‌گوید: «آشنایی در فضای چت‌روم‌ها بعدها در روابط زوج‌ها تأثیرات عمیقی می‌گذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایده‌آل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید.»

به باور این روانشناس این نوع ارتباط زمانی می‌تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی‌صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانواده‌ها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیب‌های ناشی از همسریابی اینترنتی می‌داند و می‌گوید: «اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.»

ازدواج اینترنتی

نگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفا نوعی سرگرمی‌است

روانشناسی دیگر که از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که معتقد است. بیشتر دختران از شیوه همسریابی اینترنتی برای انتخاب همسر مناسب استفاده می‌کنند و این در حالی‌است که پسران بیشتر با نگرش سرگرمی‌وارد «چت‌روم» می‌شوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چت‌روم‌ها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند.  اما نمی‌توان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد زیرا بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینه‌ای برای افزایش مشکلات و آسیب‌های همسریابی اینترنتی در جامعه ما است.»او تصریح می‌کند: «مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب می‌بینند.» وی عنوان می کند بهترین راهکار برای رفع مشکلات ناشی از فضای مجازی فرهنگ‌سازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارایه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامه‌های مختلف به آموزش خانواده‌ها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.

 ازدواج‌های موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیت‌های پخته‌ای برخوردار بوده‌اند به این معنی‌که به‌طور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شده‌اند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.

نسرین حاجی‌زاده، رییس مرکز مشاوره «مهرگان» با بیان این مطلب که نمی‌توان ادعا کرد همه ازدواج‌هایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است، می‌گوید: «آشنایی قبل از ازدواج مهم‌ترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرف‌نظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند.» وی دختران را بیشترین متقاضیان این شیوه همسریابی می‌خواند و می‌گوید: «فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند؛ حالا این محدودیت‌ها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد.» این کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی می‌افزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه ‌شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایده‌آ‌ل‌های خود را به طرف مقابل منعکس می‌کنند.»

ازدواج اینترنتی

حجت‌الاسلام سالاری‌فر، عضو هیات علمی ‌و گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانواده‌ها با همسریابی اینترنتی نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینه‌ای را فراهم می‌کند که خانواده‌ها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی می‌افزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شده‌اند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسش‌های خود نیستند از همین‌رو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بی‌برنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است.»

 

سالاری‌فر اظهار می‌کند: «از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی می‌پردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرم‌کننده می‌شود که بی‌توجهی به آن آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد.»

بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند.

 این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیب‌های همسریابی اینترنتی می‌گوید: «ایجاد محدودیت در برخی سایت‌ها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود».

ازدواج با یک معتاد

ازدواج با یک معتاد

ازدواج با یک معتاد

اعتیاد معمولا در سنین نوجوانی شروع می‌شود. هر چند به ندرت می‌تواند در سنین بالاتر نیز آغاز شود که در این صورت معمولا علت خاصی برای ابتلا به آن وجود دارد. بسته به سن شروع، مسایل مختلفی مانند اشتغال، ازدواج، بچه‌دارشدن، ادامه تحصیل و ارتباط اجتماعی در پیش روی فرد قرار دارد که تمام این موارد می‌توانند تحت‌الشعاع مصرف مواد فرد قرار گیرند.

 در مورد ازدواج مصرف‌کننده مواد مخدر سوال‌های مختلفی در جامعه ازطرف بستگان، دوستان و سایرین مطرح می‌‌شود. برخی اعتقاد دارند که ازدواج به صورت یک فاکتور حمایتی اجتماعی می‌تواند باعث بالابردن انگیزه فرد برای‌ترک مواد شود، فرد را مسوولیت‌پذیر کند و استرس او را کاهش دهد و مشغولیت با مسایل خانواده باعث شود زمان کمتری برای گذراندن با دوستان و هزینه کمتری نیز برای خرج کردن برای مواد در اختیار داشته باشد. این باوری است که در کشورما در رابطه با ازدواج و نقش آن در درمان همه دردها و بیماری‌ها وجود دارد که البته این موضوع به طور مطلق صحت ندارد.

 ازدواج در ابتدای امر انگیزه خوبی برای‌ ترک اعتیاد است. این انگیزه می‌تواند کوتاه مدت یعنی برای مخفی ماندن اعتیاد در تست مورفین و بلند مدت برای پاک ماندن در همه زندگی باشد. معمولا در آستانه ازدواج مراجعات زیادی از این دست به مراکز درمان اعتیاد دیده می‌شود و بیماران در این مرحله ممکن است به طور موقتی پاک شوند.

 اما بعد از این ترک اعتیاد موقتی، سرنوشت‌های مختلفی در انتظار این افراد است. در ابتدا باید بدانیم که اعتیاد تنها به معنای حضور یک ماده مخدر ویا محرک در خون نیست. با مصرف حتی یک بار از بعضی از مواد مدار پاداش خاصی در مغز تحریک می‌شود که تقریبا همیشه به طور نیمه خاموش حتی در هنگام عدم مصرف باقی می‌ماند.

 عواقب ازدواج با ترک کرده ها

 مصارف طولانی مدت می‌تواند باعث ایجاد تغییرات خاصی در شخصیت فرد شود. این تغییرات می‌تواند به‌صورت انفعال، وابستگی یا پرخاشگری باشد. مهارت‌های زندگی(کنترل خشم، ‌استرس، همدلی.....) به خصوص در مصرف‌کنندگان مواد پرتخریب آموخته نمی‌شوند و مواد تنها به صورت سرپوشی برای آرام‌سازی و پرکردن ناکفایتی این افراد به کار می‌رود.

 بعد از ترک فرد با سال‌های از دست‌رفته و ناتوانایی‌های خود مواجه می‌شود و در مقابل با مسایل پراسترس راه‌حلی بلد نیست. ازدواج به عنوان یک مرحله پرمسوولیت و استرس‌زا نیازمند مهارت‌های بین فردی و اجتماعی خاصی است. بعداز گذشتن ماه‌های اولیه در فردی که تنها به صورت پاکسازی بدن از مواد درمان شده است، فرد در یک موقعیت تنش‌زایی قرار می‌گیرد که در حل آن ناتوان است و با توجه به ماهیت بیماری اعتیاد، عود و مصرف مجدد دور از انتظار نیست.

 به نظر می‌رسد ماندگاری این افراد در ‌ترک نمی‌تواند زیاد باشد. صورت مثبت قضیه این است که در فردی که از حمایت خانوادگی نامناسبی برخوردار بوده است و یا در محیط‌های اجتماعی پراز موادمخدر و مصرف‌کننده زندگی می‌کرده است، با دوری از این شرایط بتواند روزهای پاک بیشتری را تجربه کند.

 در مورد اعتیاد این نکته را باید در نظر داشته باشیم که امکان عود و بازگشت همیشه وجود دارد و هرگز درمورد ‌ترک کامل آن نمی‌توان به طور قطعی اظهار نظر کرد. توجه به نکته فوق باعث می‌شود که در جامعه دلواپسی خاصی در مورد ازدواج با فرد مصرف‌کننده وجود داشته باشد.

 

راهی برای کشف اعتیاد

 برای آنکه مطمئن شوید نامزد شما معتاد نیست، تست‌های مورفین (به تنهایی و بدون حضور موادمحرک) و آزمایش غربالگری اعتیاد می تواند کمک کننده باشد. البته بد نیست بدانید که دلواپسی در مورد پاسخ منفی کاذب این تست‌ها و اینکه گاهی روش‌هایی برای مخدوش کردن نتایج این تست‌ها موجود است، بی‌جا نیست.

 در مراکز تخصصی امکان پیگیری حضور انواع مواد به طور صد در صد وجود دارد که با هیچ ماده‌ای قابل پوشش دادن نیست. مشکل در اینجاست که این افراد درست در حوالی انجام آزمایش دست به‌ترک ماده مصرفی به هر روشی می‌زنند که در آن زمان جواب آزمایش به طور درست منفی و به معنای عدم حضور ماده گزارش می‌شود.

 اما راه‌های مشهودتر و دم‌‌دستی‌تری هم برای تشخیص این موضوع وجود دارد. تغییرات خلق‌وخو، شایع‌ترین علامت مصرف است. در طی روز فرد می‌تواند تغییرات بارز وبیش از حدی در رفتار و خلق داشته باشد. حتی گاهی این افراد در هنگام مصرف مواد بسیار مهربان و پرتوجه می‌شوند.

 در ساعت نیاز به مصرف مواد تحریک‌پذیری شایع است. این افراد درساعات خاصی نیاز به تنهایی دارند و از بودن کنار خانواده به هر دلیل امتناع می‌کنند و از جمع‌هایی که نیاز به حضور مداوم و طولانی مدت دارند فرار می‌کنند. که نمونه آن رفتن به سفرهای دسته جمعی است.

 مشکلات خواب به صورت کم‌خوابی، پرخوابی، به هم خوردن ساعات معمول خواب وبیداری، خواب آلودگی روزانه و بیداری‌های شبانه می‌تواند با انواع مواد دیده شود. همچنین تغییرات وزن و اشتها به صورت کاهش و افزایش مشاهده می‌شود. تغییر در رفتار جنسی اعم از میل یا تحریک جنسی رخ می‌دهد. مصرف بعضی از مواد بوی خاصی دارد که از لباس ووسایل شخص استشمام می‌شود. در چهره برخی از مصرف‌کنندگان نیز می‌تواند تغییراتی را به صورت کبودی دور چشم، فرو رفتن گونه‌ها، آسیب‌های دندانی و تیرگی لب‌ها مشاهده کرد. در معتادان تزریقی آثار تزریق روی دست‌ها و بازوها و نقاط غیرمعمول در کشاله ران یا گردن دیده می‌شود که می‌تواند توسط لباس یا خالکوبی پوشانیده شود. گاهی نیز صدای مصرف‌کنندگان استنشاقی تودماغی می‌شود.

 این را هم بدانید که برای مصرف بعضی از مواد وسایل خاصی مورد نیاز است. برای مثال، دیدن سوزن سوخته یا کاغذهایی که لوله شده‌اند و یا دستمال نیم‌سوخته و ابزار شیشه‌ای خاص می‌تواند شک‌برانگیز باشد. البته در مورد این علایم و نشانه‌ها قطعا نمی‌شود اظهارنظر کرد. در بعضی از افراد علایم مشابهی وجود دارد که ناشی از مصرف مواد نیست و در مقابل مصرف‌کننده‌هایی نیز هستندکه شدت علایم در آنان قابل ملاحظه نیست.

 توجه کنید که هیچ فردی حتی پزشک به‌رغم وجود نشانه‌های بالینی و مشکوک، در مورد مصرف یا عدم مصرف مراجع بدون آزمایش نمی‌تواند اظهار نظر قطعی کند. خوش بینی و بد بینی بیش از حد هردو در فردی که قرار است با وی ازدواج کنید می‌تواند زندگی آینده شما را تحت‌الشعاع قرار دهد.

اضطراب

اضطراب

اضطراب
همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد.

علایم اضطراب:

عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگیجه
ـ تکرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بی‌حالى
ـ تنگى نفس
ـ تعریق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بی‌خوابى
ـ اشکال در تمرکز حواس
ـ گوش به زنگ بودن

بسیارى از کودکان هنگام قرارگیرى در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» می‌شوند.معمولاً والدین می‌توانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمی‌پذیرند. به‌منظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافى داشت به‌طوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آید، راکسب کنند.بسیارى از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد می‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و … منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته می‌باشد. اغلب ترکیبى از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشى از شرم و خجالت زمینة بسیارى از اضطراب کودکان را تشکیل می‌دهد.بسیارى از شکایتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهاى پراکنده دیگر، ناشى از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر می‌تواند از علل آن باشد که این نگرانى مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز مى کند.شایعترین اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از:

ـاضطراب جدایى

 Separation Anxietyـ اضطراب امتحان

 Exam Anxietyـ ترس از مدرسه (School Phobia) 

 اضطراب اجتماعى Social Anxiety

عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن:سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند: عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن :

سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند:

نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی:

تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان بتدریج می پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند. والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند.

رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان :

نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است :

· والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد.

· والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند.

· باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند.

·والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند.

·والدین و مربیان و… باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند.

رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن:

یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند. یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرند، ولو اینکه اشتباه کنند. و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود.

رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه:

یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است:

·والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند.

· از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد.

·  با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت.

· به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند.

· باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست.

·در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست. (ادامه دارد)

اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد:

۱ـ اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر (Generalized Anxiety Disorder):

ترکیبى از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بی‌اشتهایى، سستى، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder):

این افراد دچار حملات اضطرابى پیش‌بینى نشده‌اى می‌شوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال می‌ترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بی‌اختیار دست به کارهایى بزنند و یا علائم روانى ـ حسى غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال

۳-اضطراب فراگیر :

.ـ ترسهاى اختصاصى یا ساده (Simple Phobia)شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهاى خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب می‌کند. در این موارد خود فرد متوجه افراطى و غیرمنطقى بودن ترس خویش است.

۴ـ ترس از مکانهاى باز (Agorophobia):

افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع می‌کنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانى شروع می‌شود و معمولاً این افراد تجربة اضطراب جدایى را در دوران کودکى داشته‌اند.

۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia):

این نوع ترس از اواخر دوران کودکى یا اوائل نوجوانى شروع می‌شود. این افراد در مواجهه با دیگران احساس شرمسارى می‌کنند، نگران هستند که دستها و صدایشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن می‌ترسند.

۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder):

عبارت است از وسواس شدن افکار یا اعمال غیر ارادى، تکرارى و غیرمنطقى که فرد برخلاف میل خود آن را تکرار می‌کند. این بیمارى می‌تواند به‌صورت وسواس فکرى، وسواس عملى و یا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد.در وسواس فکرى، فرد نمی‌تواند فکرى را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگرى یا جنسی)، یعنى یک فکر، عقیده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد. در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص یا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار می‌کند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسى موجب افزایش اضطراب شخص می‌گردد درحالی‌که عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش می‌دهد.۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder):

این اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» نامیده می‌شد. معمولاً با یک استرس شدید هیجانى که شدت آن می‌تواند براى هرکس آسیب‌رسان باشد همراه است از قبیل جنگ، بلا یا سوانح طبیعى مثل زلزله، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید.اضطراب می‌تواند ناشى از یک وضعیت روحیـاجتماعى، فیزیکى، زیست‌شناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و یا ترکیبى از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعه‌اى از این عوامل تشخیص و راهنمایى کند.  

اضطراب

اضطراب می‌تواند ناشى از یک وضعیت روحیـاجتماعى، فیزیکى، زیست‌شناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و یا ترکیبى از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعه‌اى از این عوامل تشخیص و راهنمایى کند.

فاکتورهاى روانى ـ اجتماعى:

حالات درونى فرد و انگیزه‌هاى ناخودآگاه
ـ ناتوانى فرد در مقابله با فشارهاى محیطى مانند کار، ازدواج و مبادلات بازرگانى
ـ احساس جدایى یا طرد شدن
ـ احساس فقدان یا از دست دادن حمایتهاى عاطفى مثل مرگ همسر
ـ تغییرات ناگهانى محیطى یا حوادث غیرمنتظره و خطرناک از قبیل:
٭ حوادث طبیعى مثل زلزله
٭ استرس ناشى از یک بیمارى طبى
٭ استرس ناشى از داروها
٭ استرس ناشى از مصرف مواد مخدر مثل کوکایین

ـ یادگیرى در منزل و محیط مثل یادگیرى اضطرابها و ترسهاى والدین
ـ افکار و عقاید غیرمنطقى، غلط و اغراق‌آمیز در مورد خطرات موجود در موقعیتها مثل
اضطراب امتحان که همراه با افکار و عقاید غلوآمیز می‌باشد.

عوامل جسمانى و زیست‌شناختى:


ژنتیک
اضطراب اغلب از زمان کودکى و طفولیت شروع می‌شود. بنابراین تشخیص علائم زود هنگام این اختلالات از اهمیت خاص کلینیکى برخوردار است. مطالعات در این زمینه روى دو قلوهایى که پدر و مادر مضطرب داشتند شروع شده و ثابت شده است که اختلالات اضطرابى به شدت در فرزندان دوقلوى والدین مصطرب، حتى آنانکه در محیطهاى مختلف بزرگ شده‌اند، بیشتر است. در این زمینه ژنهاى مخصوصى که واسطه‌هاى شیمیایى مجزایى را تولید می‌کنند شناخته شده است
.ـ فعل و انفعالات شیمیاى مغز


علل طبى و اثرات داروها:

نواع و اقسام بیماریهاى طبى می‌توانند علائمى شبیه علائم اختلالات اضطرابى ایجاد کنند.ـ اثرات مصرف داروهاى روانگردان و مواد مخدرـ پرکارى تیروئید، کم‌کارى تیروئید و کمبود ویتامین ب١٢ـ وجود غده‌اى در غدة فوق کلیوى به‌نام فئوکروموستیوم، هورمون اپینفرین (Epinephrin) تولید می‌کنند که می‌تواند موجب علائم اضطرابى به‌صورت حمله‌اى شود.ـ برخى ضایعه‌هاى مغزى علائمى ایجاد می‌کنند که شبیه علائم اختلال وسواس عملى است.ـ بی‌نظیمهاى قلبى علائم جسمى اختلال هراس (پانیک) را ایجاد می‌کند.ـ کمبود قند خون (هیپوگلسیمی) می‌تواند علائمى شبیه علائم اختلال اضطرابى تولید کند.ـ و بسیارى موارد دیگر.

***ارتباط اضطراب با بیماریهای دیگر

اضطراب و کاهش قند خون:

کاهش قند خون در هر شرایطى با علائم اضطراب هماهنگى کامل دارد. یعنى در هر اضطراب قند خون کاهش پیدا می‌کند و این مطلبى است که تحقیقات جدید را به‌سوى خود منعطف کرده است.این واقعیت ما را به این مهم راهنمایى مى کند که شاید با کنترل قند خون بتوان علائم اضطراب را در افراد کاهش داد.در بعضى از موارد اضطراب بدون نیاز به درگیرى پزشک در این ماجرا می‌تواند درمان گردد. این موارد اضطراب طبیعى نام دارند که طى آن اضطراب به خوبى توسط بیمار کنترل شده و برطرف می‌شود مثل ترس ناشى از امتحان نهایى و یا ترس ناشى از مصاحبه. در چنین شرایطى استرس می‌تواند توسط اعمال و روشهاى زیر تحت کنترل درآید:ـ صحبت با شخص مورد اعتمادـ روشهاى ایجاد تمرکزـ حمام گرفتن طولانىـ استراحت در یک اتاق تاریک

ـ ورزشهاى تنفس عمیق

درمان غیردارویى یا رواندرمانی

روان درمانی :

درمان غیردارویى شامل تکنیکهاى متعددى می‌باشد. در تمام این روشها به بیمار آموزشهاى کلاسیک کسب آرامش یاد داده می‌شود و بدین‌وسیله بدن خود به مقابلة مؤثر و مستقیم با عوامل تنش‌زا برمى خیزد.ـ تن‌آرامى یا آرام‌سازى، 
مواجه‌سازى غرقه‌سازى ،
حساسیت‌زدایی، سرمشق‌دهى ، توقف فکر و موارد دیگر

درمان دارویى

در گذشته داروهایى از خانوادة بنزودیازپانها مانند دیازپام (والیوم)، آلپرازولام (زانکس)، لورازپام (آتیوان) و باسپیرون در درمان اختلالات اضطرابى مورد استفاده قرار می‌گرفت.در حال حاضر استفاده از داروهاى ضدافسردگى مانندSertaline (Zoloft)، Paroxctine (Paxil)، Fluxetin (Prozac) و Venlafaxineکاربرد بیشترى دارد.تجویز داروهاى ضد اضطراب یک پدیده مشخص در تمام دنیا است. تخمین زده می‌شود که بین ١٠ تا ٢٠% از مردم در نیمکره غربى تقریباً به‌طور مرتب از این داروها استفاده می‌کنند. طبق اظهار نظر رسمى FDA(سازمان غذا و دارویى آمریکا) در سال ١٩٧٨، ده میلیون آمریکایى از داروهاى دسته بنزودیازپینها استفاده می‌کرده‌اند.عده‌اى معتقدند که این آرام‌بخشها روش مؤثر و کم هزینه‌اى در مقایسه با سایر طرق درمانى است. عده‌اى نیز بر اثرات مؤثر درمانهاى غیردارویى تأکید دارند.

بخشش راز آرامش

بخشش راز آرامش

بخشش راز آرامش

بخشیدن همیشه هم به پیوندی شادی آفرین نمی انجامد. بعضی اوقات سناریو نیمه تمام می ماند ؛ زمانی که در پاسخ به بخشیدن، بگویید : « من کمترین اهمیتی  نمی دهم.»
شخصی که ما را می آزارد و اهمیت نمی دهد، جراحت را عمیق تر و معجزه بخشیدن را سخت تر می کند. ما نمی خواهیم کسی‌که به رنج ما می خندد را، ببخشیم. همچنین، در بخشیدن کسی که به ما آسیب می رساند، بعد تنهایمان می گذارد تا زخمهایی را که او در زندگی ما به وجود آورده به تنهایی التیام بخشیم، شتابی به خرج نمی دهیم.
وقتی کسی با بدجنسی ما را اذیت می کند، ما هم دلمان می خواهد اورا او را برنجانیم. ما می خواهیم آن آدم هالو و کودن به سزای عمل خویش برسد ؛ کمی به التماس بیفتد. دوست داریم حداقل کمی اشتباهش را بپذیرد و از ما معذرت خواهی بخواهد.
اما کسانی که ما را می رنجانند، همیشه باز نمی گردند و پشیمان نمی شوند. پرسش این است : آیا به هر حال باید آنها را ببخشیم ؟ آیا از اینکه جلوی بخشیدن را بگیریم چیزی دستگیرمان می شود ؟
پیش از آنکه تصمیم بگیریم، باید مطمئن شویم که خودمان چه می خواهیم، وقتی از کسی که درحقمان بدی کرده است می خواهیم پشیمان باشد، در اصل دوست داریم او چه کاری بکند ؟
هر درد و رنجی نیاز به احساس ندامت ندارد ؛ همان طور که هر زخمی نیازمند بخیه زدن نیست. در روابط پیچیده انسانها ما فرصتهای فراوانی داریم تا افرادی را که در حقمان بدی کرده اند، مشت و مال دهیم ؛ اما این گونه نیست که هر بار اذیت وآزار دیدیم، شکافی در قلب دیگری بگذاریم اشتباهات جزئی را با عمل کمی ملایم تر از اظهار ندامت می توان تسکین بخشید.
با پوزش خواستن !
پوزش خواستن ؟ در محاوره این عبارت چه معنایی دارد ؟ در روزگار گذشته پوزشخواهی به معنی تقاضای بی گناهی در مقابل کاری وحشتناک بود.
شبی همسرم با عصبانیت به خانه آمد. او از دست مردی که در پمپ بنزین جای او را در صف گرفته بود، ناراحت بود. بارانی شدید می بارید و دوریس در صف پمپ بنزین نفر چهارم بودم. در آن جا پمپی دو طرفه نصب شده بود که از هر طرف امکان استفاده وجود داشت. سه خودرو جلوی او بودند. سر انجام وقتی که نوبت دورریس رسید، او از خود رو پیاده شد، نزدیک پمپ رفت و درست وقتی که می خواست بنزین بزند، یک استیشن واگن پر از بچه در طرف دیگر پمپ ایستاد. راننده از خودرو بیرون پرید و سوت زنان شروع کرد به بنزین زدن. همسر من عصبانی شد وخود را آماده کرد تا با او مقابله کند.«شما دیدید که من توی صف ایستاده بودم و نوبتم رسیده بود !» مرد گفت :«برای من فرقی نمی‌کند.»       «به نظر من شما دارید کار زشتی انجام می‌دهید»،«من اهمیت نمی‌دهم شما چه نظری دارید.»،« بچه های شما دارند تماشا می کنند، شما اهمیت نمی دهید آنان چه فکر می‌کنند؟»،«نگاه کن خانم، من گفتم که، اهمیت نمی‌دهم شما چه فکر می‌کنید.»
او این مکالمه را برای من باز گفت ؛ گویی من قاضی راننده‌های متخلف در دنیا بودم. ((اگر من مرد بودم، او جرأت نمی کرد این کار را با من بکند!)) احتمالا" نه.
آیا یک پوزشخواهی مؤثر بود؟ مجسم کنید دوریس هفته بعد آن مرد را در همان پمپ بنزین می‌دید، آن مرد نوبت خود را به به دوریس می‌داد و می‌گفت : «از بابت هفته گذشته متأسفم، بچه ها مرا دیوانه کرده بودند، خیلی عجله داشتم که به خانه برسم خیلی دیرم  شده بود.»تصور می کنم دوریس کوتاه می‌آمد، یعنی عذرخواهی آن مرد همه مسایل را می‌توانست حل کند.
وقتی بلبرینگهای زندگی درحال فرسوده شدن است، پوزشخواهی آن را روغن‌کاری می‌کند. پوزشخواهی بزرگ منشانه تعظیمی به تمدن است. حالتی که به مردم کمک می‌کند بایکدیگر کنار آیند و سر سوزنی دل یکدیگر را به دست آورند.
بنابراین، به بسیاری دلایل دیگر، پوزشخواهی کاری را می تواند بکند که پشیمانی قادر به انجام دادنش نیست.
افراد قدرتمند و آب زیر کاه از پوزشخواهی به جای اظهار ندامت سود می برند. آنان به اعتماد خیانت می کنند و وقتی که رازشان برملا می شود می گویند در مورد قضاوت نادرست متأسف اند.   آنان از پشت پوزشخواهی شان لبخند می زنند، در حالی که جرمشان پشیمانی را می طلبد. آنان عجالتا" کارها را راه می اندازند، تنها به این دلیل که ما حس خود را نسبت به تفاوت میان پوزشخواهی و پشیمانی از دست داده ایم.
مردم عادی نیز چنین می کنند. ما کار واقعا" اشتباهی انجام می دهیم، اما وقتی که می‌خواهند به حساب ما برسند، سعی می کنیم با یک پوزشخواهی اشتباه خود را لاپوشانی کنیم : « اوه عزیزم تو داری غلو می کنی. اما اگر شما اصرار کنید، می گویم که متأسفم. پس، بیا از این موضوع بگذریم. » مانوری سریع در اطراف رنج پشیمانی !
ما نباید به یکدیگر اجازه دهیم که خطایی بکنیم، اما مجازات نشویم. آسیبی عمیق و ناعالانه، تنها لغزشی در رفتار و گفتار نیست.
ما نمی توانیم همه چیز را از همه کس تحمل کنیم. بعضی چیزها تحمل ناپذیرند. وقتی که کسی ما را عمیقاً و ناعادلانه می آزارد، پوزشخواهی مؤثر نیست. تنها بی اهمیت جلوه دادن خطاست که نباید سرسری گرفته شود.
اگر کسی بابت خیانت به شما پوزش می خواهد، باید بدانیدمی خواهد به دوز وکلک از مهلکه بگریزد ؛ پوزشخواهی او را نپذیرید. اگر کسی، پس از آنکه قول داد دوست شما باشد درباره تان دروغ گفت، شما باید به او بگویید باحقیقت روبه رو شود، یا شما را تنها بگذارد.
خوب، حالا اگر بعضی خطاها با اندوه پشیمانی آمیخته شده اند، پیش از آنکه از طرف بخواهیم اظهار ندامت کند، باید تصویر روشنی از آنچه می خواهیم داشته باشیم. ندامت، کوهی چهار طبقه است، ما باید هر چهار طبقه را پشت سر بگذاریم تا از آن بگذریم. بگذارید آنها را نام ببرم.

سطح استنباط
نخستین لحظه بیداری وقتی آغاز می شود که عمل خود را از طریق چشم دیگری می بینید. شما در می یابید که احساس آنان درباره آنچه انجام داده اید حقیقت دارد.
شما به سطح ادارک بین فردی رسیده اید.
لازم نیست شما جزئیات در گیرتان را دقیقاً همان طور که آنان می بینند،ببینید. احتمالاًپس از بارها توضیح دادن در مود نحوه وقوع آن، هرگز توافق نمی کنید. اشکال ندارد. وقتی که آنان می گویند آنچه شما در موردشان انجام داده اید از روی پستی و ناعادلانه و رنج آور بوده است، می بینید که حق دارند.

سطح احساس
حالا شما از ادراک به درد و رنج می رسید. شما در اینجا رنجی را احساس می کنید که باعث شده اید شخص دیگری احساس کند. شما در آزاری که تحمیل کرده اید شریک می‌شوید.
تا اندازه ای به روح دیگری وارد می شوید و در رنج او سهیم می گردید. در آنجا احساس می کنید گویی درسرما هستید ؛ پای برهنه در برف. در جهنم درونی محکومیتی که سزاوارش هستید قرار دارید. نام خانوادگی این نوع رنج « گناه» است.

سطح اعتراف
وقتی به آنان که آزارشان داده اید می گویید درک می کنید که آنچه به انجام رسانده اید تحمل ناپذیر بوده است و در رنج آنان شریک هستید، به سطح اعتراف رسیده اید. اگر آنان حرف شما را باور کنند، غصه ای را که شما جداگانه می خورید، به یک غصه تبدیل می‌شود.
وقتی به این ترتیب اعتراف کنید، از پذیرفتن کار خطای خود یک قدم پیش تر رفته اید. بعضی اوقات جنایتکاران به جایی می رسند که دیگر اتهام وارده بر خود را رد نمی کنند و در بست همه چیز را می پذیرند.
حقوقدانان به این حالت اعتراف می گویند. اما این آنچه من می خواهم بگویم نیست. بعضی وقتها، تروریستها گردنشان را می شکنند تا بدترین نوع ظلمها را سرزنش کنند ؛ اما با کلماتی که ما به کار می بریم اعتراف نمی کنند.
اقرار واعتراف مورد نظر ما با برملا کردن موضوع فرق دارد. اقرار کردن برای تصفیه حساب کردن نیست، بلکه برای درمان شدن و شفا یافتن خودمان است.
وقتی در مقابل کسی به کارهای خود اعتراف می کنید،اینطور نیست که انجام دادن آن کار را کاملاً پذیرفته اید، بلکه به آن شخص می گویید از آزرده خاطر کردنش آزرده خاطرید و واقعاً می خواهید مورد عفو و گذشت آن شخص قرار گیرید.
می دانم که اعتراف در برابر دوستان خیلی مشکل است – در برابر خداوند اعتراف کردن بسیار آسان تر است از اعتراف نزد برادری زخم خورده و هر اندازه که عمیق تر آزارشان دهید، اعتراف کردن به آن سخت تر می شود. وقتی که اعتراف می کنید، خود را بی دفاع در دستان شخصی که آزرده اید قرار می دهید. از ته دل به او اعتمادمی کنید وبه جز امیدی برای دیدن نشانه ای از محبت، چیزی با خود ندارید.

سطح قول دادن
اگر اشتباه بودن کاری راکه انجام داده اید خوب دریافت و احساسش می کنید،
میل شدیدی خواهید داشت که آن اذیت و آزار را دوباره تکرار نکنید. بنابر این،قولی خواهید داد. تا وقتی که قول نداده اید بار دیگر با عملی نامنصفانه و حاصل روابط خود را تیره و تار نخواهید کرد. چرا باید توقع داشته باشید که اعتراف شما راجدی بگیرند ؟
شما تضمین نمی کنید. بهترین آدم ها زیر قولشان می زنند. اما هر کس که مورد آزار قرار گرفته است درست کم انتظار نیت خالصانه دارد.
پس، اینها چهار مرحله کوه ندامت هستند : استنباط، احساس، اعتراف، قول دادن.
به نظر می رسد دست باشد کسانی که می خواهند شما آنان را ببخشید، علامتی از ندامت از خود نشان دهند.
اما تصور کنید که شما کسی بوده اید که مورد اذیت و آزار قرار گرفته اید. آیا واقعاً میل نداشتید پیش از آنکه طرفتان را ببخشید، پشیمانی اش را ببندید ؟ آیا این گونه نیست که وقتی آن شخص از پشیمان شدن سرباز می زند، ما هم از گذشت و بخشیدنش امتناع می‌کنیم ؟
داستایوفسکی در کتاب جنایت ومکافات سرگذشت مارملودوف را می گوید :مارملودوف آدمی دایم الخمر بودکه هر کس که او را دوست می داشت می آزرد. او دختر فرشته خوی خود سونیا را واداشت که در خیابان بایستد و تن فروشی کند تا برای او مشروب بخرد. او پول مشروب و مخلفات آن را از زنش کاترینا که سالها با اورنج برده بود، دزدید.
اما مارملودوف خیلی انتظار داشت که سر انجام خداونده بخشنده او را مورد حمایت خودش قرار دهد. پدر او را مسخره می کرد، مورد سرزنش قرار می داد و از بس که آدم پستی بود، او را لایق لطف خداوندی نمی دانست. او چطور از مجازات مبرا شود ؟ او مثل موش کثیفی بود که گمان می کرد سزوار است عمارتی بزرگ دربهشت برای او بسازند.
مارملودوف گفت، آه، این صرفاً یک راز است : او می دانست که سزاوار نیست. او نگرشی داشت مبنی بر اینکه خدا همه اسرافکاران جهان را می پذیرد. « قدم  پیش گذارید شما ای مستان، قدم پیش گذارید شما ای ضعیفان، قدم پیش گذارید شما ای حرامزاده ها ! » و همه ما 000 جلوی او می ایستیم. او به ماخواهد گفت : « ای آدمهای ملعون اما شما نیز بیایید » و عاقلان خواهند گفت : « اوه خدایا، چرا این مردان را می پذیرند ؟» و خدا به منتقدان خواهد گفت : « برای این اینها را می پذیرم که هیچ کدام از آنان خود را شایسته نمی دانند. »
هنر برگشتن به دوستی، پس از آنکه کسی را آزار دادیم، دانستن آن است که ما به آنجا تعلق نداریم. ما باید بدانیم که شایسته نیستیم و مانند مارملودوف، باید چنین بگوییم. اگر ما کسی را آزرده خاطر کرده ایم، باید احساس ندامت کنیم ؛ ندامت تنها راه ورود به بخشیدن است.
آن طور که در انجیل می خوانیم، به نظر می رسد خداوند سختگیر است
. وقتی عیسی حواریون  خود را فرستاد که به جهانیان بگویند که خداوندبخشاینده است او گفت از مردم بخواهند که توبه کنند. از این رو سن پیتر گفت : (( توبه کنید تا خدا گناهان شما راببخشد ))
چرا ؟ چرا وقتی می خواهیم بخشیده شویم باید توبه کنیم ؟
من باور نمی کنم خدا بخواهد که ما به پایش بیفتیم تا این لذت را به او بدهیم که اضطراب ما را بنگرد.
حدس من این است که خدا توبه ما را می خواهد، نه به عنوان شرایطی که مورد احتیاج او باشد، بلکه به عنوان شرایطی که ما احتیاج داریم. آنچه خدا می خواهد این نیست که ما در قلب و ذهن او بخشیده شویم، بلکه آن است که ما در قلب و ذهن خود احساس کنیم بخشیده شده ایم. او می خواهد گرد همایی صادقانه ای با فرزندان خود داشته باشیم. در خواست توبه، تنها یک روش درخواست صداقت بوده است.
در مورد ما که فانی هستیم چگونه است ؟
آیا با بخشیدن خود را در مورد کسی که آن را نمی خواهد هدر دهیم ؟ یا تصدیق کنیم که به آن احتیاج دارد؟ بخشیدن در برابر عدم ندامت ؟ بگذارید دوباره مرور کنیم.
به نظر من، واقع گرایانه این است که کسانی که مارا آزرده اند ببخشیم ؛ چه اظهار ندامت بکنند یا نکنند.
نخست آنکه، زمان نمی گذارد اشخاص همیشه با ما باشند. آنان ممکن است پیش از پشیمانی بمیرند ؛ اما ما احتیاج داریم که آنها را ببخشیم.
دوم، از این رو که به دیگران اجازه دهیم خودشان مسئولیت بپذیرند ؛ زیرا ما نمی توانیم آنان را به احساس پشیمانی وا داریم ؛ بگذارید خودشان مسئولیت دور از ماندن از ما را به عهده بگیرند. اما چرا باید اجازه دهیم آنها ما را از شفا یافتن باز دارند ؟
پس لازم است ما، به خاطر خودمان، کسانی را که پشیمان نشده اند نیز ببخشیم و برای اینکه در بدبختی خود غرق نشویم، احتیاج داریم کسانی را که بی خیال هستند نیز ببخشیم. بگذارید دیگری خودش از خودش مراقبت کند.
من از یکی از عقاید یهودیها که در توراتی مربوط به عهد عتیق به نام « تورات عهد عتیق » بر اهتمام دوازده موبد نوشته شده است خیلی خوشم می آید. در آنجا نوشته شده : « اگر کسی نسبت به شما گناهی مرتکب شد و اعتراف کرد او را ببخشید 000 اما اگر خجالت نکشید وادامه داد باز هم او را از صمیم قلب ببخشید و وی را به خدا واگذار کنید. »
تقاص را به خدا واگذارکنید – که، به نظر من، روش کنار آمدن ما با کسانی است که آزارمان می دهند و برایشان اهمیتی ندارد.
می دانم که اوج عفو و بخشیدن، دو نفر را می طلبد ؛ اما شما می توانید واقعیت بخشیدن را بدون اوج آن داشته باشید. همیشه لازم نیست چیزی را کامل داشته باشید تا از آن لذت ببرید. یک غنچه گل هم زیبایی خود را دارد ؛ حتی اگر هرگز به گل تبدیل نشود. صعود از کوه به انسان احساس رضایت می دهد ؛ حتی اگر به قله نرسیم. بخشیدن واقعی است ؛ حتی اگر به شفای بخشاینده نینجامد. آیا باید خود را به نفرت محکوم کنید، تنها به دلیل اینکه کسی را که لازم است ببخشید، بخشیدن شما را نمی خواهد ؟
باز گردیم به اصول ! گذشت فرایند است. یک مرحله آن شفای ذهن گذشت کننده است. اگر کسی که او را بخشیده اید می خواهد همان طور که بوده است بماند، بگذارید باشد. شمامی توانید به تنهایی به سوی آزادی پرواز کنید.

اختلالات شخصیت

روح و روان

شخصیت یعنی مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر و هیجانی شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن، ثبات(پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود. از این تعریف این نکات قابل استنباط است:  

بی همتایی و تفاوت:

شخصیت یک فرد بی‌همتاست و با وجود بعضی مشابهت‌ها، دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن و پایداری:

اگر چه افراد در شرایط و محیط های گوناگون، ظاهرا رفتارهای متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و همچنین شیوه تفکر آن ها دارای یک ثبات نسبتا دائمی است.

قابلیت پیش بینی:

با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری آنها را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با "ثبات در رفتار" رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصیت چیست؟

آیا تا به حال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟

آیا از خود پرسیده‌اید که:

چرا بعضی از افراد انواع "خال کوبی" را روی پوست خود دارند؟

چرا بعضی از افراد برای خود، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند، به صورتی که در شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

اختلالات شخصیتی گروهی از حالات روانی می باشند که بیماری نبوده، بلکه شیوه های رفتاری هستند. خصوصیات این اختلالات عبارتند از:

* الگوهای رفتاری نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذیر و ناسازگار که به بروز مشکلاتی در ارتباط برقرار کردن با دیگران و مشکلات شغلی و قانونی منجر می گردد.

* افراد دچار این حالات تصور می کنند که الگوهای رفتاری شان طبیعی و صحیح است.

* شخصیت این  افراد در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش با آن ها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، ناسازگارمی باشد، یعنی تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند.

 بنابراین، اختلال شخصیت یعنی رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها.

انواع اختلال شخصیت:

بدبین(پارانویید):

این افراد دارای شک و بی اعتمادی غیر منطقی هستند و حالت تدافعی و حساسیت بیش از حدی نسبت به دیگران دارند.

منزوی(اسکیزویید):

از نظر هیجانی سرد هستند. در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. گوشه گیر ، خجالتی، خرافاتی و از نظر اجتماعی منزوی هستند.

وسواسی:

کمال گرا، دارای عادت خشک  و مردد بوده و نیازهای طبیعی خود را مهار می کنند.

نمایشی(هیستریک):

وابسته، فاقد بلوغ فکری، زود رنج، عاطل و باطل، دائم خواستار تشویق و توجه دیگران بوده و با ظواهر یا رفتار خود با دیگران ارتباط برقرار می کنند(جلب توجه می کنند).

خودشیفته(نارسیستیک):

دارای یک حس خودباوری بیش از حد بوده و شیفته قدرت هستند. نسبت به دیگران بی علاقه هستند. خواستار توجه دیگران بوده و احساس می کنند که سزاوار توجه ویژه هستند.

دوری گزین(اجتنابی):

ترس و واکنش بیش از معمول نسبت به رد شدن، اعتماد به نفس پایین، از نظر اجتماعی گوشه گیر و وابسته هستند.

وابسته:

غیرفعال، بیش از حد پذیرای نظرات دیگران، ناتوان در تصمیم گیری و فاقد اطمینان هستند. بی تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهرکننده، ترسان از صاحب اختیار بودن و سهل انگار هستند. همیشه کارها را به تعویق انداخته، استدلالی بوده و به سختی از دیگران کمک پذیرفته یا عقاید خود را کنار می گذارند.

ضداجتماعی:

خودپسند، بی عاطفه، بی نظم و بی قاعده، تحریک پذیر و بی پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمی گیرند و در تحصیل و کار ناموفق هستند.

بینابینی:

تحریک پذیر، دارای شخصیت ناپایدار و تغییر شخصیتی هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز می دهند. نمی توانند خود را کنترل کنند. مشکلات هویتی دارند. ممکن است اقدام به خودزنی کنند(ایجاد جراحت یا سوزاندن قسمتی از بدن برای کاهش تنش خود) و گاهی دست به خودکشی می زنند.

عوامل افزایش دهنده خطر:

* سابقه سوء رفتار دیگران با فرد در کودکی

* سابقه خانوادگی اختلالات خلقی

عواقب مورد انتظار:

درمان برای برخی بیماران مؤثر بوده و یک تغییر تدریجی در شخصیت و رفتار به همراه دارد. برای سایر بیماران درمان نقش نگه دارنده داشته و در مورد برخی بیماران، نتیجه ی درمان ناامید کننده است.

عوارض احتمالی:

- مشکل در حفظ شغل و ارتباط با دیگران، اضطراب و افسردگی

- سوءمصرف داروها

- عدم پایبندی به درمان

- خودکشی

میزان شیوع اختلال شخصیت

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف اختلالات شخصیتی، تفاوت های معنی‌داری وجود دارد، برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود(5/0 تا 5/2 درصد) است، در حالی که برای اختلال اجتنابی بین(1 تا 10 درصد) اعلام شده است.

شیوع در بین دو جنس

در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس، تفاوت های معنی‌دار دیده می شود. برای نمونه طبق برآوردها، اختلال ضداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است. اختلال نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان(گاهی دو برابر مردان) است.

 درمان :

درمان این اختلالات مستلزم اعتماد متقابل بین درمانگر و بیمار است. تحقق این امر ممکن است مشکل باشد، زیرا در این اختلالات اغلب انگیزه دریافت درمان مربوط به اطرافیان بیمار است نه خود بیمار. دو راه کار درمانی وجود دارد:

1- درمان روان شناختی

* خانواده درمانی و گروه درمانی

* روش های تغییر رفتار با یادگیری مهارت های اجتماعی، تقویت رفتارهای به جا، محدودکردن رفتارهای نابجا، یادگیری بروز احساسات، تحلیل شخصی از رفتار و مسؤولیت پذیری در مورد رفتارها.

2- دارو درمانی

هیچ دارویی برای علاج یا درمان اختلالات شخصیتی وجود ندارد، ولی ممکن است داروهایی برای درمان بیماری های همراه با آن تجویز شوند، مثلاً:

- داروهای ضد افسردگی

- داروهای ضد اضطراب

- داروهای ضد روان پریشی