تصميم هاي دونفره زير يک سقف

تصميم هاي دونفره زير يک سقف

همسر

وقتي دو نفر براي زندگي در کنار يکديگر زير يک سقف مي روند از طرفي مستقل مي شوند و از طرف ديگر يک شريک در زندگي پيدا مي کنند که در اکثر قريب به اتفاق تصميمات دخيل است. در زندگي مشترک  اگر تصميم اشتباهي گرفته شود ممکن است خانواده ضرر زيادي را متحمل شود ، پس تصميم گيري در امور مختلف يک امر مهم است که در پي آن مسووليت وجود دارد و از آن مهم تر اين است که تصميم گيرنده غير از خود براي ديگران نيز تصميم مي گيرد و مسووليت عواقب تصميم اش را در قبال ديگران بايد به دوش بکشد.

حال نکته اي که ما به دنبال مطرح کردن آن هستيم اين است که در زندگي مشترک چه کسي تصميم گيرنده است يا زن و شوهر هر کدام مي توانند در چه زمينه هايي تصميم گيرنده باشند و حوزه اختيارات آنها براي اين که به تنهايي تصميم بگيرند چقدر است و شرايط يک تصميم گيري خوب در زندگي مشترک چيست...

ادامه نوشته

مهارت‌های زندگی مشترک‌


مهارت‌های زندگی مشترک‌
مهارت‌های زندگی مشترک‌

مهارت‌های زندگی مشترک‌زندگی مشترک ‌‌افقی است روشن و جلوه گاهی‌ ‌زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی‌ها و‌ ‌مهارت‌های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان روِیت و ملاحظه شود. زیرا این‌ ‌مهارت‌ها و توانایی‌های انسان است که در وقت لزوم، به یاری او می‌آید تا‌‌ مشکلات، اختلافات و نقاط ضعف و کاستی‌های زندگی‌مشترکش را برطرف کند. حال چنانچه زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و‌ ‌مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی‌ها و مهارت‌های هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها‌ ‌روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخکامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه‌‌ ‌خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک،‌ ‌همیشه در گرو توانایی‌ها و مهارت‌های خاصی است که در حقیقت تضمین کننده ای قابل‌ ‌اطمینان برای‌‌ خوشبختی ‌‌زوجین به حساب می‌آیند.‌‌ ‌
‌به همین لحاظ در نوشتاری که پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت‌ ‌اجمالی به راهکارهای مهم و اساسی، درباره برخی از توانایی‌ها و مهارت‌های لازم برای‌ ‌ایجاد و برقراری یک زندگی مشترک ایده آل پرداخته شود.‌‌ ‌
● مهارت در خودآگاهی‌‌ ‌
‌آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک می‌کند با توانایی‌ها و ضعف‌ها‌‌ ‌و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل‌‌ زندگی مشترک ‌‌بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود.‌ ‌این خودآگاهی به شخص نشان می‌دهد که چگونه می‌تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود‌ ‌آنها آگاه شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچ‌گونه ناراحتی نشود.‌‌ ‌
‌خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود.‌ ‌همچنین اهداف زندگی را واقع بینانه تر نشان می‌دهد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان‌ ‌آسان‌تر می‌نماید، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می‌بخشد.‌‌ ‌
خودآگاهی تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش‌ ‌روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها می‌شود.‌‌‌ ‌
به جز موارد بالا، <خودآگاهی> شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی،‌ ‌تفریحات و سرگرمی‌ها، توانایی‌ها، ضعف‌ها، ارزش‌ها، مسئولیت‌ها، شناخت فرهنگ، مذهب،‌ ‌علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.‌‌ ‌
‌کشف و درک و شناخت مهارت‌ها و توانایی‌های خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل‌ ‌از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی‌اش،‌ ‌برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است،‌ ‌اگر با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور‌ ‌قطع پس از ازدواج، دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. باید گفت شناخت تفاوت‌های میان زن و‌ ‌مرد، یکی از مهم ترین بخش‌های مربوط به مهارت خودآگاهی است.‌‌ ‌
● شناخت تفاوت‌های میان زنان و مردان‌‌ ‌
‌در یک بعد کلی می‌توان گفت انسان‌ها، تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل‌ ‌شان نیز متنوع و متعدد است. اما‌‌ تفاوت‌های بین زن و‌ ‌مرد ‌‌، تفاوت‌های عمده ای است. برخی از این تفاوت‌ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی‌ ‌و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی‌ ‌هستند.‌‌بیشترین این تفاوت‌ها را که معمولاً شدید و قابل تعمق است، می‌توان در ازدواج و زندگی مشترک به وضوح احساس کرد، از جمله این که:‌‌ ‌
۱) استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد‌‌ ‌
‌استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. چون آنها مایلند و می‌‌ ‌خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت‌ ‌همسر یا بی توجهی وی به این نکته، می‌تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد‌ ‌کند زیرا مرد تصور می‌کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است.‌‌ ‌
۲) ‌‌زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌ ‌دهند‌‌ ‌
‌چنانچه زن حس کند از طرف همسرش مورد بی‌توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت‌ ‌آزرده می‌شود و واکنش‌های عاطفی شدید نشان می‌دهد. زیرا آنچه برای زن‌ها اهمیت‌ ‌دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می‌گذارد و به سلامت وعقیده و... ‌ ‌آنان اهمیت می‌دهد.‌‌ ‌
۳) ‌‌مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است‌‌ ‌
‌با مراجعه به فرهنگ‌های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید که <مرد> به‌ ‌عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است که البته این مسئله را باید جدای از تبعیض‌ ‌های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده‌هایی که زن بدون نظرخواهی و‌‌ ‌مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می‌نماید، یا این که قدرت اول‌ ‌خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگون زیادی مشاهده می‌شود که آسیب دیدگی احساس مرد‌ ‌از خود را می‌توان یکی از این ناراحتی‌ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول‌ ‌خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از‌ ‌این مسئله، مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.‌‌ ‌
۴) ‌‌صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم‌ ‌است‌‌ ‌
‌زن‌ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی‌ها، استرس‌ها و ناراحتی‌ ‌های خود را تعدیل و تخلیه می‌نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف‌زدن در زنان‌ ‌بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت‌ ‌ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوءتفاهم‌های جدی در زندگی مشترک خواهد کرد.‌‌ ‌
۵) ‌نگاه مردان به مسائل، کلی تر است‌‌ ‌
‌مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی‌شوند، در حالی که زن‌ها به عمق مسائل‌‌ ‌و ریزه کاریهای در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و‌ ‌مرد، موجب می‌شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل‌ بی دقت و بدون توجه است‌ ‌و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و‌ ‌مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می‌سازد.‌‌ ‌
۶) ‌‌زن‌ها عاطفی تر از مردها هستند‌ ‌
یکی دیگر از تفاوت‌های عمده بین زن و مرد، عاطفی‌تر بودن زنان است و این انتظاری‌ ‌است که زن‌ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج،‌ ‌تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای‌ ‌همسر خود، هدیه‌هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می‌شود که نسبت به این‌‌ ‌مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، نخستین احساسش آن است که همسرش نسبت به او بی‌ ‌علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در‌ ‌مدت زمانی اندک، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می‌شود. بنابراین آگاهی از‌ ‌این نکات ضمن آن که از ناراحتی‌های بسیاری جلوگیری می‌کند، احساس مهارت در زندگی‌ ‌مشترک را در شخص رشد می‌دهد و او را به موفقیت می‌رساند.‌‌ ‌
● مهارت در همدلی با افراد‌‌ ‌
‌همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی در برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به‌‌ ‌انسان‌ها کمک بسیاری می‌کند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می‌کنند تفاهم به‌ ‌این معناست که ما با فرد مقابل، کاملاً همفکر و هم عقیده باشیم، در حالی که باید‌ ‌گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچگاه نمی‌توان دو انسان را یافت‌ ‌که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه‌ها، سلیقه‌ها، آرزوها،‌‌ ‌عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و کاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و‌ ‌تفاوت را می‌تواند برای ما، قابل درک و فهم سازد، همان <همدلی> است که به واسطه آن،‌ ‌می توانیم بسیاری از مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف‌ ‌سازیم.‌‌
● اصول مهارت همدلی‌‌ ‌
۱) ‌‌به صحبت‌های دیگران خوب گوش کنید‌‌. ‌
‌هنگامی که کسی صحبت می‌کند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت‌ ‌دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی‌توان هم کتاب خواند‌ ‌و هم به صحبت‌های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود‌ ‌دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به صورت او نگاه کنید تا‌ ‌مطمئن باشد نسبت به صحبت‌هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را‌ ‌قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او‌ ‌نشان دهید که کاملاً به صحبت‌هایش و آنچه که می‌گوید، توجه دارید و برای این توجه‌ ‌تمرکز کافی داشته باشید‌‌. ‌
۲) ‌‌با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ‌ ‌شوید‌‌. ‌
هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از‌ ‌هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ‌ ‌با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی‌توان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، درباره‌ ‌مسئله یا موضوع ناراحت کننده ای سخن می‌گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن‌ ‌گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است‌‌. ‌
۳) ‌‌به احساسات و هیجان‌های طرف مقابل تان توجه داشته‌‌ ‌باشید‌‌. ‌
‌بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن می‌گوید و به شرح مشکلات یا درد‌ ‌دل‌هایش می‌پردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی‌ ‌باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت‌های‌ ‌احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او می‌کنید، این‌ ‌خواسته را برای وی به اثبات برسانید‌‌. ‌
۴) ‌‌خود را به جای طرف مقابل بگذارید‌‌. ‌
‌تنها در این صورت است که می‌توانید از دریچه چشم وی، به مشکلات نگاه کنید و‌ ‌احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید‌‌. ‌
۵) ‌‌در همدلی با طرف مقابل، از جمله‌های قاطع استفاده‌ ‌نکنید‌‌. ‌
‌معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات‌ ‌آزردگی و آسیب‌پذیری را در او، مستعد می‌سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین‌‌ ‌فردی، با کلمه‌ها و جمله‌های قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس‌ ‌و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشته‌ ‌ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر‌ ‌نیز کرده ایم‌‌. ‌
● مهارت حل اختلاف‌‌ ‌
‌این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت‌ها، برای‌ ‌ازدواج و تشکیل زندگی مشترک ‌‌و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و‌ ‌واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری کاملاً عادی و طبیعی‌ ‌است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم‌ ‌و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل کنیم که رضایت همه‌ ‌فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات‌‌. ‌
● اصول مهارت حل اختلاف‌‌ ‌
‌- ‌‌صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی‌‌. ‌
حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است‌ ‌که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود‌‌. ‌
‌- ‌‌منفی سخن نگویید‌‌. ‌
‌اگر برای وصل کردن، قدم جلو می‌گذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان‌ ‌نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم‌‌. ‌
‌- ‌‌در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید‌‌. ‌
‌به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان‌‌ ‌شود، تبدیل به کینه و رنجش می‌شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتی‌ ‌ها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل‌ ‌تر می‌نماید‌‌. ‌
‌- ‌‌از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست کنید تا خیلی سریع،‌ ‌وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند‌‌. ‌
‌- ‌‌احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود‌ ‌نیاورید‌‌. ‌
‌چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می‌‌ ‌خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار‌ ‌احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه و کنایه را نیز باید از لحن و کلامتان حذف‌ ‌نمایید‌‌. ‌
‌- ‌‌نظر و عقیده خود را بیان کنید‌‌. ‌
‌ناراحتی خود را عنوان کنید و درباره‌اش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش‌ ‌کنید و حکمی صادر نمایید‌‌. ‌
‌- ‌‌دیگری یا دیگران نیز حق دارند‌‌. ‌
به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه کافی‌ ‌بدهید تا از ناراحتی‌ها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا‌ ‌پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر می‌نماید‌‌‌. ‌
‌- ‌‌عذرخواهی مشکل نیست‌‌. ‌
در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله‌ ‌که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند. "عذرخواهی" نه تنها فرد‌ ‌را کوچک نمی‌کند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می‌سازد. حال‌ ‌چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با‌ ‌هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود‌‌. ‌
‌- ‌‌هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید‌‌. ‌
برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه‌ ‌ناراحتی‌ها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ‌ ‌یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی‌ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد‌ ‌گرفت‌‌. ‌
‌لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان‌ ‌زن‌ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ‌ ‌احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است‌‌. ‌
● ‌مهارت تصمیم گیری‌‌ ‌
‌تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان‌ها به صورت‌های مختلفی تصمیم‌گیری می‌ ‌کنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا‌ ‌ازدواجی‌‌. ‌
● ‌انواع تصمیم گیری‌‌ ‌
۱) ‌‌تصمیم گیری احساسی؛‌ ‌که تصمیم براساس یک احساس‌ ‌خاص‌‌ (‌عشق ‌‌، خشم، کینه، حسادت و کمک و...) گرفته‌‌ ‌می شود‌‌. ‌
۲) ‌‌تصمیم گیری اجتنابی؛‌ ‌تصمیمی که فرد به دلیل‌ ‌ترس و نگرانی که دارد، سعی می‌کند تا آنجا که می‌تواند آن را به تعویق اندازد. این‌ ‌گونه اتخاذ تصمیم، امکان آن را به وجود می‌آورد که فرد، فرصت‌های مناسب زندگی خویش‌ ‌را از دست بدهد‌‌. ‌
۳) ‌‌تصمیم گیری اخلاقی؛‌ ‌تصمیمی است که فرد، برای‌ ‌انجام آن به دلایل اخلاقی تکیه می‌کند. مثلاً ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملو از‌ ‌تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند‌‌. ‌
۴) ‌‌تصمیم گیری تکانشی؛‌ ‌این نوع تصمیم گیری،‌ ‌بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت‌ها و شرایط صورت‌ ‌می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای کاری که در نظر دارد ترغیب به عجله می‌ ‌کند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او می‌گیرد‌‌. ‌
۵) ‌‌تصمیم گیری مطیعانه؛‌ ‌سبک‌ ‌تصمیم گیری مطیعانه،‌ ‌می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد کند‌‌. ‌در تصمیم‌گیری مطیعانه، دیگران برای یک یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می‌گیرند بدون‌ ‌آن که فرد یا افراد یا موضوعی که تصمیم بر روی آن اجرا می‌شود، نقشی در این تصمیم‌ ‌گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می‌توان در ازدواج‌های سنتی مشاهده کرد‌‌. ‌
۶) ‌‌تصمیم گیری عقلانی؛‌ ‌سالم ترین تصمیم‌ها،‌ ‌تصمیمی است که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم‌ ‌گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می‌ ‌شود‌‌.
● اصول تصمیم گیری عقلانی‌‌ ‌
‌تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت‌ها، دارای اصول مهارتی‌ به ترتیب ذیل است‌‌: ‌
- ‌‌مواجه شدن با یک تصمیم‌: ‌زمانی است که فرد متوجه‌ ‌می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمرکز می کند و ضمن روشن کردن موضوع تصمیم،‌ ‌اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می‌نماید‌‌. ‌
‌- ‌‌حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات‌: ‌با راه حل‌ها و اطلاعاتی که فرد به دست آورده، این حق را می‌یابد تا تصمیمی درست‌ ‌برای انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیرد‌‌. ‌
‌- ‌‌ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب‌: ‌فرد‌ ‌پیامدهای متفاوت از انتخاب‌ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد تا معقول ترین‌ ‌آنها را انتخاب کند‌‌. ‌
‌- ‌‌تعهد به تصمیم‌: ‌نسبت به تصمیمی که گرفته می‌شود‌ ‌باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت‌‌. ‌
‌- ‌‌برنامه ریزی برای انجام تصمیم‌: ‌حتی تصمیم‌ ‌عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد‌‌. ‌
‌- ‌‌اجرا یا انجام تصمیم‌: ‌در این مرحله، فرد به‌ ‌صورت عملی وارد مراحل برنامه‌ریزی شده می‌شود. مثلاً تصمیم به ازدواج که مراحلی‌ ‌همچون‌‌ خواستگاری ‌‌،‌‌ نامزدی ‌‌، خرید و غیره دارد‌‌. ‌
‌- ‌‌ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم‌: ‌فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می‌پردازد که یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی را‌ ‌که فکر می‌کرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را که از سر گذرانده، مورد بررسی‌ ‌قرار می‌دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی کند‌‌.‌

کنترل استرس


کنترل استرس

کنترل استرس

حتماً تا به‌حال تشخیص داده‌اید که استرس موضوعی شخصی است.
 آنچه برای فردی تحمل‌ناپذیر و طاقت‌فرساست ممکن است برای دیگری موجب موفقیت شود؛ اما فارغ از اینکه چه عاملی استرس را در فرد ایجاد می‌کند، هر کسی می‌تواند یاد بگیرد که این فشار را از خود دور سازد.

 مقاله زیر به 20 روش برای کاهش استرس پردا‌خته  است و سعی می‌کند ما را برای حفظ آرامش و خونسردی در زندگی آماده‌تر سازد. در اینجا راه‌حل‌های غلبه بر ترس و خشم در زندگی روزانه را مرور می‌کنیم.

خودتان سرنوشت را رقم بزنید

یادآوری این نکته به‌خودتان می‌تواند به شما کمک کند که حتی در موقعیت‌های فوق‌العاده استرس‌زا، خونسردی خود را حفظ کنید. سعی نکنید نقش اول نمایشی غم‌انگیز را بازی کنید. وقتی مشکلی استرس‌زا پیش می‌آید به‌خودتان بگویید: دنیا به آخر نرسیده! این کار به شما کمک می‌کند تا بر اوضاع تسلط یابید.

با دیگران به توافق برسید

قبول کنید که شاید همیشه به چیزی که می‌خواهید نرسید؛زیرا این پذیرش استرس را کاهش می‌دهد.

 جسور باشید نه ستیزه‌جو

تفاوت بسیاری بین جسارت و ستیزه‌جویی وجود دارد. با این حال اغلب افراد این دو را با هم اشتباه می‌کنند. برای حفظ جسارت نیازی به بالا بردن صدا یا پررویی نیست تفاوت این دو را از یکدیگر تشخیص دهید و به این ترتیب از استرس خود بکاهید.

 برای خود ارزش قائل شوید

این مهم‌ترین نکته در کنترل استرس است. معنایش این است که یاد بگیرید به دیگران اجازه ندهید که شما را گول بزنند، تهدید کنند. اگر نمی‌دانید که چگونه با این مشکل روبه‌رو شوید از افرادی که آنها را تحسین می‌کنید، کمک بگیرید. دقت کنید که آنها چگونه بر اوضاع تسلط پیدا می‌کنند و به چه نحو با آنچه شما دشوار می‌دانید کنار می‌آیند.

 صادق و درستکار باشید

به‌خصوص در مورد احساسات خود بیاموزید از کاه کوه نسازید. به‌طور مثال اگر با بهترین دوست خود اختلاف‌نظر پیدا کردید کار را به عصبانیت بیش از حد نکشانید.

جمله خونسرد باش را پیش خودتان تکرار کنید

وقتی که احساس ترس یا استرس می‌کنید این جمله را نه با صدای بلندبلکه در ذهن خود تکرار کنید. چندین بار تکرار این جمله به‌آرامی واقعاً به شما کمک می‌کند تا خونسردی خود را حفظ کنید.

 کلمه نه را بر زبان آورید

افرادی که نمی‌توانند به دوستان و خانواده خود «نه» بگویند، کسانی هستند که به سادگی دچار استرس می‌شوند زیرا برای خود فرصت یا شرایط مناسب را فراهم نمی‌کنند. آموختن اینکه چگونه پاسخ منفی بدهید راه بسیار خوبی است برای اینکه به‌خودتان اطمینان
 ببخشید.

 به‌خود فرصت بیشتری بدهید

مدیریت زمان راه‌حلی ضروری  در بازی استرس است قبل از اینکه هر شغل مهم یا کار بزرگی را بپذیرید، ببینید که چگونه می‌توانید برای زمانی که دراختیار دارید به‌نحو احسن برنامه‌ریزی کنید تا بدون عجله به همه کارهای خود برسید.

استراحت کنید

یکی از عوامل بسیار مهم برای کاهش استرس رسیدن به آرامش است. راه حل اصلی برای رسیدن به آرامش کامل این است که ذهن خود را از هر چیز دیگری خالی کنید.

 تنفس صحیح را فراموش نکنید

وقتی دچار استرس می‌شویم، فراموش نکنیم که به نحو صحیح تنفس کنیم و در چنین حالتی باید نفس‌های عمیق بکشیم تا ضربان قلب شدت نیابد و میزان اکسیژن خون کم نشود و برای نشان دادن عکس‌العمل سریع و مناسب در لحظه‌های استرس‌آمیز، سه نفس عمیق بکشید و سپس وارد عمل شوید.

قبل از درگیر شدن صبر کنید

وقتی که دچار استرس و عصبانیت هستید به‌سادگی کنترل خود را از دست می‌دهید، به همین دلیل قبل از اینکه چیزی بگویید به آرامی تا شماره 10 بشمارید. این کار به شما امکان می‌دهد قبل از حرف زدن فکر کنید و به این ترتیب بر موقعیت استرس‌زا چیره شوید.

به کارهای خود نظم و ترتیب ببخشید

یکی از دلایل اصلی ایجاد استرس، رعایت نکردن نظم و ترتیب است. درصورتی که خاطره بدی در ذهنتان باقی مانده آنها را بنویسید. عادت کنید که هر روز هر کاری را که مجبور به انجام دادن آنها هستید، یادداشت کنید. به این ترتیب آن کارها را فراموش نخواهید کرد.

زمان نگرانی خود را محدود کنید

اوقات نگرانی خود را محدود کنید و این قانون را برای خود بگذارید که به هر مشکلی فقط 20 دقیقه فکر کنید اگر بعد از گذشت این مدت هیچ راه‌حلی پیدا نکردید به‌خودتان استراحت دهید و بعداً دوباره به موضوع برگردید.

 صبح‌ها در باره مشکل خود فکر کنید

نگرانی درباره استرس‌هایتان در طول شب بسیار بد است زیرا اولاً شما خیلی خسته‌تر از آن هستید که بتوانید تفکر درستی داشته باشید و ثانیاً این افکار شما را بی‌خواب می‌کند.

تصمیم بگیرید که صبح‌ها مشکل خود را حل کنید.اگر در طول شب خوابتان نمی‌برد نگرانی خود را روی کاغذ بنویسید و ببینید که تا چه اندازه به شما آرامش می‌دهد.

 بیشتر ورزش کنید

ورزش باعث ترشح مسکن‌های طبیعی اندروفین‌ها در بدن می‌شود که شما را سرحال می‌کند و هفته‌ای سه روز ورزش کنید آن هم به‌مدت 20 دقیقه خستگی و اضطراب را از شما دور می‌کند.

  به حرف‌های  دیگران گوش دهید

شاید این حرف عجیب و غریب به‌نظر برسد اما هیچ‌یک از ما به اندازه کافی به حرف‌های دیگران گوش نمی‌کنیم، به همین دلیل همیشه اکثر ما دچار سوءتفاهم می‌شویم. در این حالت خونسردی خود را حفظ می‌کنیم و موقعیت را عاقلانه می‌سنجیم و راه‌حلی مناسب پیدا می‌کنیم.

 به اندازه کافی بخوابید

هر فرد باید 8 ساعت در روز بخوابد. اگر بیشتر یا کمتر از این مقدار بخوابید نه‌تنها نسبت به تأثیرات استرس حساسیت بیشتری از خود نشان می‌دهید بلکه تمام روز دچار تندخویی می‌شوید.

 رژیم غذایی سالمی را در پیش بگیرید

خوردن بیش از حد غذاهایی که قند زیاد و ارزش غذایی اندکی دارند،  باعث می‌شود تا میزان قند موجود در بدن به سرعت افزایش پیدا کند. باید این مقدار قند را کاهش داد و به تعادل درآورد و برای این کار باید مقدار زیادی میوه و سبزی بخوریم.

 به‌مدت 2 دقیقه در برابر وحشت خود مقاومت کنید

اوقاتی هست که کنترل خود را از دست می‌دهید و دچار وحشت می‌شوید. دو دقیقه به‌خودتان فرصت دهید ، نفس عمیق بکشید و سپس پیش خودتان بگویید: من می‌توانم این کار را انجام دهم و اگر هم نتوانستم دنیا به آخر نمی‌رسدو زندگی ادامه دارد.

لطفـا به همسـرتان خـوب گوش دهیـد!


لطفـا به همسـرتان خـوب گوش دهیـد!گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


یکی از مشکلات و گله های زن و شوهرها این است که نمی دانند چگونه با همسرشان صحبت کنند و یا موضوع خاصی را چگونه مطرح کنند، بدون اینکه دعوا و دلخوری پیش بیاید. تعداد زیادی از افراد برای حل این مشکل به دنبال راهکارها و مهارت هایی هستند که چگونه حرف زدن را به آنها بیاموزد، غافل از اینکه در بیشتر مواقع مشکل ما در نحوه حرف زدنمان نیست، بلکه مشکل در نحوه گوش دادن به صحبت های طرف مقابل است.

گوش دادن یکی از مهارت های مهم و اساسی در ارتباط با اطرافیان به ویژه همسر است. اگر یاد بگیریم خوب گوش دهیم، بسیاری از مشکلاتمان حل خواهد شد. ما زمانی می توانیم صحبت های طرف مقابل را خوب متوجه شویم و با او همدردی کنیم یا راه حل پیش پای او بگذاریم که به صحبت هایش گوش دهیم و حرف هایش را کاملا متوجه شویم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 چرا گوش دادن اینقدر مهم است؟

وقتی زن وشوهر برای صحبت های یکدیگر گوش شنوا نداشته باشند، از نیازها و احتیاجات هم بی خبر می مانند. زن نمی داند مرد روز خود را چگونه گذرانده و چه در اندیشه دارد. مرد هم از دنیای زن بی خبر می ماند و فاصله ها روز به روز بیشتر می شود و آرام آرام احساس طرد شدن و تنهایی به رابطه ها رخنه می کند. اما این تنها حسن گوش دادن نیست.

ـ کاهش تنش:

گوش دادن مهارتی است که به کاهش تنش در رابطه زناشویی کمک موثری می کند. مثلا تصور کنید در موقعیتی که یکی از همسران عصبانی است، آرامش ومهارت دیگری در شنیدن صحبت تا چه اندازه در کاهش عصبانیت و حفظ آرامش موثر است. وقتی فرد خشمگین احساس کند درک می شود و حرف هایش شنیده می شود، آرامتر خواهد شد و موقع حرف زدن حالت دفاعی ندارد و علت عصبانیت و خشم او راحت تر آشکار خواهد شد.

ـ به دست آوردن اطلاعات منصفانه:

یکی دیگر از مزایای خوب گوش دادن در روابط زناشویی به دست آوردن اطلاعات درست و با کیفیت است، اطلاعاتی که نیازها و خواسته های واقعی همسرمان را برای ما آشکار می کند و اجازه نمی دهد ما در دام سوء تفاهم و برداشت های صرفا شخصی خود گیر بیفتیم.

ـ خوب شنیده شدن متقابل:

در روابط زناشویی خوب شنیدن، خوب شنیده شدن را به دنبال دارد. وقتی به خوبی گوش می دهیم، طرف مقابل نیز به این کار تشویق می شود و در نتیجه، حس خوشایندی از صمیمیت و احساس نزدیکی در روابط به وجود می آید.

وقتی به حرف های همسرمان گوش می دهیم، در واقع به او اعلام می کنیم "به تو علاقه مندم و تو برایم اهمیت داری"، "دوست دارم بدانم چه احساسی داری و از نیازهای تو باخبر شوم، چون خواسته ها و احساساتت برای من مهم است.

 

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سدهای

سدهای بزرگ در راه درست گوش کردن

این چند عامل معمولا نمی گذارند ما درست به همسرمان گوش دهیم :

ـ قضاوت زود هنگام

وقتی کلمات و حروف بر زبان جاری می شود، طرف مقابل بلافاصله شروع به ارزش گذاری و قضاوت در مورد صحبت ها می کند. برای مثال، از خود می پرسد "منظورش چی بود؟"، "در فلان جمله منظورش مادر من بود"، "عمدا دارد این جمله را می گوید، دارد مرا مسخره می کند." فراموش نکنید که یکی از مهمترین قوانین درست گوش کردن آن است که پس از شنیدن تمام گفته ها درباره آن صحبت شود، نه وقتی هنوز صحبت ها نیمه تمام است.

ـ در جا زدن

این سد زمانی ایجاد می شود که یکی از طرفین مشغول حرف زدن است و طرف مقابل همچنان دارد به حرف ها و صحبت های قبلی فکر می کند، یعنی در جملات و صحبت های قبلی درجا می زند. این مسئله باعث عدم فهم کامل صحبت های طرف مقابل می شود و این احساس را در فرد به وجود می آورد که حرف هایش به خوبی شنیده نمی شود.

ـ پیشداوری کردن

هنوز حرف زدن را شروع نکرده با خودمان می گوییم "حتما باز هم می خواهد گله و شکایت کند. مطمئنم باز می خواهد حرف های همیشگی اش را تکرار کند. اصلا حوصله شنیدن ندارم. این نوع پیشداوری کردن مانع از آن می شد که زن و شوهرها به حرف های یکدیگر خوب گوش دهند ومدام در ذهن خود در حال حدس زدن مطلبی هستند که هنوز طرف مقابل بیان نکرده ودر نتیجه، بر اساس حدس و گمان خود واکنش نشان می دهند، نه آنچه طرف مقابل مطرح می کند.

ـ حق به جانب بودن

یکی از موانع بزرگ گوش دادن همین احساس حق به جانب بودن در بین همسران است. یعنی هر کس فکر می کند حق با خودش است. اگر فردی فکر کند همیشه حق با اوست، طبیعتا حوصله شنیدن حرف های دیگران را نخواهد داشت و می خواهد حرف فقط حرف خودش باشد. او همیشه از موضع قدرت صحبت می کند و در نتیجه نمی تواند شنونده خوبی برای صحبت های همسرش باشد.

ـ مجادله

فراموش نکنید قرار است شما حرف های طرف مقابل را بشنوید. اگر قرار باشد مجادله کنید، این اتفاق رخ نخواهد داد چون در مجادله هدف صرفا به کرسی نشاندن حرف خود و دفاع از خود است.

ـ رویاپردازی

یکی از موانع بزرگ خوب شنیدن رویاپردازی در مورد همسر ایده آل است. بهتر است هنگام صحبت کردن با واقعیت کنار آمد و او را آنطورکه هست پذیرفت، صحبت های او را شنید و دست از رویاپردازی در مورد ای کاش های ذهنی برداشت.

ـ مقایسه

اکثر افراد از مقایسه شدن بسیار اکراه دارند. این اصل مهم در روابط زناشویی است. هنگام شنیدن صحبت های شریک زندگی هیچگاه نباید او را با دیگران مقایسه کرد. هرگاه چنین کردید، خودتان را تجسم کنید که دارند مقایسه تان می کنند. چه حالی پیدا خواهید کرد؟

ـ ابراز بی هنگام احساسات

نشان دادن و ابراز احساسات نقش مهمی در گوش دادن دارد، اما استفاده بی جا و نامناسب از احساسات نتیجه اش برعکس خواهد بود. مثلا اگر هنگام گوش دادن به صحبت های طرف مقابل از حرف های او عصبانی شویم وخشم بر ما چیره شود، نمی توانیم به درستی معنا و مفهوم صحبت های طرف مقابل را درک کنیم.
ـ نصیحت کردن

وقتی یکی از همسران شروع به صحبت می کند، طرف مقابل شروع به ارائه راه حل و پیشنهاد می کند زیرا با خود فکر می کند که همسرش از او انتظار دارد مشکل را حل کند و به دنبال راه حل می گردد. بنابراین، به جای گوش دادن به صحبت های طرف مقابل، شروع می کند به نصیحت و پند و اندرز

ـ ارائه راه حل

گاهی بهترین و تنهاترین کاری که لازم است انجام دهید فقط شنیدن است. خیلی از اوقات هدف از صحبت کردن درد دل است، یعنی فرد دوست دارد با کسی درددل کند. در این مواقع همین شنیده شدن به اندازه ارائه هزاران راه حل برای فرد خوشایند و مهم است.

ـ عوامل مزاحم محیطی

زن مشغول صحبت با مرد است. گوش های آقا مثلا شنونده حرف های خانم است و چشم هایش توپ زیر پای فوتبالیست های تلویزیون را دنبال میکند. او دارد حرف می زند و مرد فریاد می زند: گل!  مرد دارد با دقت در مورد تصمیم مهمی که برای تغییر محل سکونتشان قرار است بگیرند و مسائل مربوط با آن صحبت می کند که تلفن همراه خانم زنگ می خورد و بعد از بیست دقیقه، خانم همچنان مشغول صحبت با تلفن همراه است. تصور کنید در این موقعیت چه احساسی پیدا خواهید کرد؟ گاهی همین عوامل محیطی به ظاهر ساده مانع بزرگی در برابر درست گوش دادن خواهد بود.

 

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


چند گام برای بهتر شنیدن

برای بهتر گوش دادن برداشتن گام های زیر لازم است:

ـ خود را مشتاق شنیدن نشان دهید

با جان و دل به صحبت های طرف مقابل گوش دهید. اشتیاق خود را برای شنیدن صحبت هایش به او بفهمانید. اگر همسرتان نشسته است، شما نیز بنشینید. اگر ایستاده است، شما نیز بایستید، به طرف او برگردید و با او همراه باشید و به او این حس را منتقل کنید که در دسترس و پذیرا هستید. اشتیاق شما در گوش دادن به صحبت های طرف مقابل باعث احساس امنیت و آرامش در او خواهد شد و او راحت تر با شما صحبت خواهد کرد.

ـ حذف عوامل مزاحم محیطی

لطفا وقتی با هم صحبت می کنید تا حد امکان مزاحم های محیطی مانند تلویزیون، رادیو و حتی گوشی تان را خاموش کنید. اگر شرایط محیطی فراهم نبود، صحبت های تان را به زمان دیگری موکول کنید.

ـ حفظ ارتباط چشمی با گوینده

مهمترین ابزار ارتباطی در صورت شما قرار دارد: چشم هایتان. سعی کنید هنگام صحبت کردن به همسرتان نگاه کنید. یادتان نرود که گوش دادن فقط شنیدن نیست. بنابراین، در حین گفت و گو به نگاه هایتان هم دقت کنید.ـ دقت در رفتارهای غیرکلامی

همسر شما فقط با لب هایش با شما صحبت نمی کند. حواستان باشد هنگام گوش دادن دقیق به رفتارهای غیرکلامی طرف مقابل توجه کنید. مثلا به حالات چهره، دست ها و حتی تنفس او توجه کنید. به لحن صحبت و صدایش دقت کنید. دقت کردن در رفتارهای غیرکلامی همسرتان باعث می شود بهتر و راحت تر او را بشنوید و درک کنید.ـ تشویق به ادامه صحبت

اغلب افراد بعد از اینکه حرفی را می زنند مکث می کنند. در واقع، این مکث برای کسب اطمینان از این است که شنونده می خواهد بداند واقعا در درون من چه خبر است یا نه. اکثر ما به غلط فکر می کنیم طرف مقابل مکث می کند تا ما صحبت کنیم. در این مواقع سعی کنید همسرتان را به ادامه صحبت تشویق کنید. با این کار به او می گویید: آنچه می گویی برای من مهم است. من برای گوش دادن به تو وقت می گذارم. پس با من حرف بزن.

ـ اعلام درک و برداشت خود و خلاصه کردن حرف های طرف مقابل

این کار باعث می شود تا گام به گام با او پیش بروید و او هم مطمئن خواهد شد شما به حرف های او گوش می دهید. علاوه بر این، از پیش آمدن سوء تفاهم هم پیشگیری می کنید.چیزی را که از همسرتان شنیده اید با بیان خود دقیقا تکرار کنید. سعی کنید اصل مطلب را بی کم و کاست بگوییدو از همسرتان بخواهید آن را تایید یا تصحیح کند.
بنابراین سعی کنید سوالاتی از این دست را مطرح کنید : بذار من بگم چی از حرفات فهمیدم، تو می گی ... ؟"، "ببین درست متوجه شدم ...، "منظورت اینه که ...، "اگه اشتباه نکنم تو احساس می کنی ....

ـ طرح سوال های باز

بعد از اینکه دقیق به حرف های همسرتان گوش دادید و او را به حرف زدن بیشتر دعوت کردید و درک خود را از پیام اصلی او از طریق خلاصه کردن صحبت هایش به او منتقل کردید باز هم ممکن است بخواهید بیشتر بدانید. در اینجا بهترین کار پرسیدن سوال های باز است. از پرسیدن سوال های بسته اجتناب کنید، چون اگر از یک سوال بسته و محدودکننده استفاده کنید، راه به جایی نمی برید. برای مثال، آیا این موضوع تو رو ناراحت کرده؟ جواب: بله خیر (سوال بسته).

"می دونم که گفتی به مهمونی پنج شنبه میایی، ولی به نظر می رسه قلبا راضی نیستی و اخم کردی. دوست دارم بدونم قلبا دلت می خواد چه کار کنی؟" (سوال باز)

ـ صبور بودن

بعد از اینکه صحبت های طرف مقابل تمام شد بلافاصله شروع به جواب دادن و مطرح کردن راه حل نکنید. کمی درنگ کنید. ممکن است حرف های طرف مقابل هنوزتمام نشده باشد و این کار شما باعث پرش افکار در او شود و ذهن و کلام او را از چیزی که واقعا می خواسته بگوید منحرف کنید.

ـ کوتاه و روشن سخن گفتن

گاهی منتظر می ماند تا شما هم صحبت کنید. در این مواقع سعی کنید کوتاه و روشن سخن بگویید تا فرصت لازم برای درک کلام شما از سوی طرف مقابل فراهم شود. علاوه بر این، از مطرح کردن مثال ها و بیان خاطرات طولانی خودداری کنید، چون وقت گیر است. احتمالا طرف مقابل هنوز هم حرف هایی برای شنیده شدن دارد. آنها را از دست ندهید

 


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

مهارت دوم(همدلی)

ساده ولی بسیار مهم :  مهارت همدلی
این جملات تقریباٌ برای همه ما آشناست یا درجائی شنیده ایم  :  ”  مرادرک نمی کند،باهم تفاهم نداریم،حرف مرانمی فهمد،احساس تنهایی می کنم. ” یکی ازمهارتهای لازم برای برقراری ارتباط بادیگران ،مهارت همدلی است.
همدلی یعنی دنیا راازدریچه چشم دیگری دیدن،خودراجای دیگران گذاشتن،اینکه دیگری چگونه فکریاادراک میکند،چه احساسی داردومحیطش راچگونه می بیند.
اگر رفتارهای دیگران رابراساس باورهاوملاکهای ذهنی خودمان ارزیابی کنیم ممکن است دچار سوء تفاهم شویم .ریشه بسیاری ازاختلافات ،عدم توجه به این نکته وارزیابی رفتار وگفتاردیگران براساس ملاکهای ذهنی خودمان است.
به عبارت دیگر ممکن است آنها برای رفتارشان نیت دیگری داشته باشندومانیت آنها راچیز دیگری استنباط نماییم .ناگفته نماند همدلی باهمدردی کاملا متفاوت است.
درهمدردی بجای درک احساسات طرف مقابل،باافکار واحساسات اوموافقت می کنیم.یادچار احساسات اومی گردیم.
همدلی قدرت وظرفیت درک انسانهاراافزایش می دهد.
موانع همدلی عبارتند از:
۱- انتقاد   ۲- برچسب زدن  ۳- تشخیص گذاری   ۴- ستایش همراه باارزیابی    ۵- نصیحت کردن    ۶- اغراق کردن یابزرگ کردن مشکل     ۷- بی اهمیت کردن وکوچک کردن مشکل
۸- برخ کشیدن ومقایسه کردن    ۹- سرزنش کردن   ۱۰- نصیحت کردن ،راهنمایی کردن وارائه راه حل .
مهمترین شیوه های همدلی :
۱٫ گوش دادن فعال   ۲٫ انعکاس احساسات  ۳٫ انعکاس محتوی کلام  ۴٫ تاکیدبرجملات خاص درارتباط کلامی   ۵٫ توجه به رفتارهای غیر کلامی  
پرسیدن این سوال که اگرمن چنین وضعیتی را تجربه می کردم چه وضعیتی داشتم.
شیوه های برقراری ارتباط موثربادیگران:
انسان همواره نیازمند بیان خویش است.اونیاز دارد که بصورت کلامی یا غیر کلامی ومتناسب بافرهنگ وآداب ورسوم جامعه اش عقاید خودراابراز کند.توانایی دربرقراری ارتباط با دیگران ،یک نوع مهارت محسوب می شود.مهارتی که بدون وسیله پیام مورد نظر رابی کم وکاست به دیگران اطلاع می دهیم.
پیامها صرفا بوسیله کلام منتقل نمی گردند.ارتباط می تواند شفاهی ویاکتبی باشد هرکدام ازوجوه ازاین اتباط دارای جنبه های کلامی وغیرکلامی است .
درارتباط شفاهی : بلندی صدا،لحن ،لهجه،سرعت کلام،مکث و…. جزئ اجزا این ارتباط است.
درارتباط شفاهی غیرکلامی : نحوه ارتباط چشمی ،حالت بدن،فاصله دونفر،حرکات بدن،حالت چهره ازاجزامهم ارتباط است.
درارتباط کتبی کلامی : نوع خط،رنگ جوهر،شکل واندازه،حروف نوشته شده و… بیانگرچگونگی ارتباط است.
درارتباط کتبی غیرکلامی : رنگ زمینه کاغذ،اشکال زمینه کاغذ،طرح بیرونی و… جنبه های غیرکلامی ارتباط رانشان می دهد.
بنابراین درفرایندارتباط بخش غیرکلامی بیش ازنیمی ازارتباط را در انتقال معنی بعهده دارد .حدود ۵۵درصد ارتباط.
- حدود ۳۳درصد ارتباط راگوش فعال تشکیل می دهد.ماگوینده خوبی هستیم آیا شنونده خوبی هستیم؟
- بخش زبانی درفرایند ارتباط کمتراز۸درصد است.
اما موضوع ارتباط :برخی موانع موجود درمسیر برقراری ارتباط موثربادیگران می توانند عوامل زیر باشند:
- دستوردادن، تهدیدوتنبیه کردن،انتقاد،قضاوت،نصیحت،اسم گذاشتن روی دیگران،مسخره کردن،تحقیر نمودن.
گاه تحسین،تایید،موافقت،حمایت،اطمینان بخشی وپیشنهاددادن نیز ازموانع برقراری ارتباط موثر محسوب می شوند.زیرا همه این پیامها ،درصدد هستند تاافکار احساسات یارفتار فرد مقابل راعوض کنند،یعنی اوراچنان که هست نپذیرفته ایم.

مهارت اول(خودآگاهی)

خود آگاهی

 

فايده هاي خود آگاهي :

1- شناخت احساسات خود

2- شناسايي نقاط ضعف و قوت خود

3- شناخت نيازهاي خود و چگونگي  رسيدن به آنها از راه و روش سالم

 

4- کمک به تعيين اهداف واقع بينانه در زندگي

5- يافتن  ملاک هاي ارزشمندي و آگاه شدن از ارزش هاي خود

6- رسيدن به هويت سالم و صحيح در بزرگسالي

براي خود ارزيابي صحيح ، ويژگي هاي خود را در هفت حيطه ي زير بايد شناخت :

1- ظاهر جسماني

2- خصوصيات روان شناختي

 

3- ارزیابي ديگران از شما

4- عملکرد در مدرسه ، دانشگاه يا محيط کار

5- عملکرد در وظايف روزمره

6- عملکرد ذهني

7- اعتقادات معنوي

 

يکي از  مهمترين  عواملي که  به ما کمک مي کند زندگي خوب و موفقي داشته باشيم ، اين است که خود را بشناسيم ، احساس خوبي در مورد خودمان داشته باشيم و از کسي که هستيم شاد و راضي باشيم.

اگر خودمان را خوب بشناسيم، ويژگي هايمان را بدانيم، يعني توانايي ها و نقاط ضعف خود را بشناسيم، بدانيم چه چيزهايي ما را ناراحت مي کند و در چنين مواقعي چگونه با آن ناراحتي برخورد مي کنيم، چه چيزهايي در ما احساس خوبي به وجود مي آورد، چطور مي توانيم احساس خوبي درباره خود داشته باشيم و چيزهاي بسيار زياد ديگر، آن گاه مي توانيم زندگي بهتري داشته باشيم، متناسب با توانايي، استعدادها و علايقمان فعاليت و برنامه ريزي کنيم و نقاط مثبت خود را تقويت و نقاط ضعف خود را جبران کنيم.

 

اگر خودمان را خوب بشناسيم، ويژگي هايمان را بدانيم، يعني توانايي ها و نقاط ضعف خود را بشناسيم، بدانيم چه چيزهايي ما را ناراحت مي کند و در چنين مواقعي چگونه با آن ناراحتي برخورد مي کنيم، چه چيزهايي در ما احساس خوبي به وجود مي آورد، چطور مي توانيم احساس خوبي درباره خود داشته باشيم و چيزهاي بسيار زياد ديگر، آن گاه مي توانيم زندگي بهتري داشته باشيم، متناسب با توانايي، استعدادها و علايقمان فعالیت و برنامه ريزي کنيم و نقاط مثبت خود را تقويت و نقاط ضعف خود را جبران کنيم.

 

چگونه مي توان از ويژگي هاي خود آگاه شد؟

1- وقتي که درباره ديگران صحبت مي کنيم، متوجه بعضي از ويژگي هاي خود  نيز مي شويم.

2- وقتي که ديگران درباره ما صحبت مي کنند، يعني بعضي از ويژگي هاي ما را مي گويند.

3- وقتي که در موقعيتي قرار مي گيريم، رفتار ما در آن موقعيت نشانه اي از ويژگي هاي ماست.

4- کارهايي را که مسئولانه انجام مي دهيم، نشانه ي ميزان احساس مسئوليت و توانمنديهاي ما است.

5- اطرافيان در شناخت ويژگي هاي ما کمک زيادي مي کنند.

بايد توجه داشته باشيم گاهي افرادي که خيلي ما را دوست دارند بهترين ويژگي ها را به ما نسبت مي دهند و گاهي افراد، ويژگي هاي ما را بيش از حد بزرگ مي کنند.

 

حیطه های ویژگی های انسان

1- ظاهر جسماني؛ شامل قد، وزن، چهره، کيفيت پوست، مو، نوع پوشش و... .

2- خصوصيات روانشناختي؛ شامل ويژگي هاي ارتباطي با دوستان، اعضاي خانواده، همکلاسي ها، ويژگي هاي احساسي و رفتاري در موقعيت هاي خشم برانگيز، استرس زا يا ناراحت کننده، ميزان همدلي و پذيرش ديگران و... .

3- ارزيابي ديگران از شما.

4- عملکرد در مدرسه، خانواده يا محيط کار.

5- عملکرد در وظايف روزمره، شامل بهداشت، سلامتي، محيط زندگي، عادات غذايي و... .

6- عملکرد ذهني؛ شامل ويژگي هاي مربوط به حل مسایل و مشکلات و اخذ تصميم گيري ها، ويژگي هاي مربوط به يادگيري، خلاقيت، دانش اختصاصي و... .

 

7- اعتقادات معنوي؛ شامل اعتقادات شما نسبت به معنويات، چارچوب اخلاقي، ارزش هاي موجود در زندگي و...

 

مهارت خودآگاهی1

 

 

فراموش نکينم:

هيچ کس نمي تواند ويژگي هاي ما را

آن گونه که خود مي توانيم کشف کند.

تمرين 1:

ويژگي هاي مثبت و منفي خودتان را در جدولي بنويسيد.

تمرين 2:

چند مورد از ويژگي هاي خود را که از آنها احساس رضايت يا افتخار مي کنيد بنويسيد.

تمرين 3:

چند مورد از ويژگي هاي خود را که مورد رضايت شما نيست و مايل به تغيير آنها هستيد بنويسيد.

تمرين 4:

حداقل سه مورد از توانايي ها و سه مورد از ضعف هاي خود را بنويسيد.

(منظور از توانايي، فعاليت هايي است که مي توانيد به خوبي انجام دهيد. منظور از ضعف ها، فعاليت هايي است که در مقايسه با همسالان خود نمي توانيد آنها را انجام دهيد).

ضعف ها:

توانايي ها:                                   

 

لطفاً به سئوالات زير پاسخ دهيد:

از ديدن ضعف هاي خود چه احساسي داريد؟

آيا فکر ي کنيد فقط شما داراي ضعف هستيد؟

آيا فکر ميکنيد داشتن ضعف خيلي بد است يا طبيعي است؟

آيا دلتان مي خواهد ضعف هاي خود را جبران کنيد؟

 

فکر مي کنيد چطور ميتوانيد ضعف هاي خود را جبران کنيد

 

مهارت خودآگاهی2

 

1- هدف گزاري اهداف

يکي از ويژگي هاي مهم افراد خودآگاه، ويژگی هدفمند بودن آنهاست. بدين معني که اين افراد، داراي مجموعه ي روشني از اهداف از پيش تعيين شده هستند. افراد خودآگاه براي تعيين اهداف فردي، هم به توانايي ها و ناتواني هاي خود و هم به شرايط موجود دقت کافي را دارند.

براي تعيين اهداف، شرايط سني خود را در نظر بگيريد.

دستيابي به هر هدفي، مستلزم صرف وقت، تلاش و سخت کوشي است.

2- زمانبندي اهداف

اهداف خود را از نظر رسيدن به آنها زمانبندي کنيد.

- اهداف بلندمدت (اهدافي که دستيابي به آنها ماه ها يا سال ها طول مي کشد).

- اهداف ميان مدت (اهدافي که دستيابي به آنها هفته ها يا چند ماه طول مي کشد).

- اهداف کوتاه (کاري که طي چند روز یا کمتر مي توانيد انجام دهيد).

3- تعيين خواسته ها

هشت حيطه وجود دارد که مي توانيد با استفاده از آنها به تصوير روشني از خواسته ها  نيازهاي خود برسيد.

- حيطه هاي معنوي

نظير شکل دهي يک چارچوب اعتقادي، اخلاقي و ارزشي و...

- حيطه هاي تحصيلي

نظير ادامه تحصيل، شرکت در دوره هايي که منجر به ارتقاي علمي مي شود.

حيطه هاي شغلي

نظير فراگيري مهارت هايي که براي کسب شغل مناسب موثر مي باشند.

- حيطه هاي مالي

نظير افزايش محل درآمد، سرمايه گذاري، پس انداز، صرفه جويي و... .

- حيطه هاي سلامت جسماني

نظير ورزش، ترک سيگار، رژيم غذايي و... .

حيطه هاي سلامت روانشناختي

نظير برنامه ريزي براي رفع ويژگي هاي منفي مانند ضعف در مهارت هاي ارتباطي، زود رنجي و...، افزايش ويژگي هاي مثبت.

حيطه هاي اجتماعي

 

نظير فعاليت داوطلبانه در هلال احمر، انجمن خيريه، گروه هاي انسان دوستانه و... .

حيطه هاي تفريحي

نظير بازديد از موزه ها، مسافرت و...


مهارت خودآگاهی3

 

4- انتخاب اهداف

در اين مرحله، اهدافي را که مايل هستيد به آنها برسيد انتخاب کنيد.

به تناسب زمان، شما حداقل برروي يک هدف دراز مدت، يک هدف ميان مدت و يک هدف کوتاه مدت تمرکز کنيد. اين اهداف بايد کاملاً صريح و مشخص انتخاب شود.

5- ارزيابي

از بين اهداف انتخاب شده، مناسب ترين اهداف را که قصد داريد به آنها برسيد به ترتيب اولويت بندي کنيد.

6- عيني کردن اهداف

طي اين مرحله است که مشخص مي کنيد آن اهداف، چگونه، کجا، چه وقت و به کمک چه کساني ميسر خواهد بود. انجام برخي از هدف هاي کوتاه مدت آسان هستند، اما براي رسيدن به اهداف ميان مدت و دراز مدت ممکن است لازم باشد مقداري از سختي ها و مشکلات را تحمل نماييد.

7- تعهد

با گفتن مراحل دستيابي به هدف به يکي از دوستان يا اعضاي خانواده، خود را متعهد کنيد. چارچوب زماني هر مرحله را توضيح دهيد و هر هفته گزارش پيشرفت خود به سمت هدف را به او ارايه دهيد. حتي در صورت تمايل مي توانيد اهداف کوتاه مدت خود را نيز گسترش دهيد. از دوست يا عضو خانواده خود بخواهيد که حداقل يکبار در هفته از شما گزارش بخواهد.

8- اجرا

بدين ترتيب شما داراي مجموعه اي از اهداف کوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت هستيد که تکليف خودتان را با آنها مي دانيد. چرا که براي رسيدن به آنها داراي يک برنامه مشخص با چارچوب زماني روشن هستيد. ولي فراموش نکنيد که شما اين مراحل را برروي کاغذ مي نويسيد نه برروي سنگ، بدين معني وقتي شروع به اجراء کرديد شايد متوجه شويد که لازم است تغييراتي لحاظ شود. انعطاف پذيري عاملي است که به شما کمک مي کند با ترميم و تصحيح مراحل، احتمال رسيدن به هدف را افزايش دهيد.

 

اين امکان وجود دارد که شما بنا به عللي بسياررايج نتوانيد به اهداف خود برسيد. اين علل عبارتند از:

- برنامه ريزي ناصحيح

- ترس از شکست

- اطلاعاتي ناکافي

- ترس از موفقيت

- ضعف در مديريت زمان

- اهداف غيرواقع بينانه

مهارتهای زندگی

خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

 ارتباط مؤثر

این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 روابط بین فردی

این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

 تصمیم گیری

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 تفکر خلاق

این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

 تفکر انتقادی

تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  توانایی حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

 خودآگاهی

·          آگاهی از نقاط قوت

·          آگاهی از نقاط ضعف

·          تصویر خود واقع بینانه

·          آگاهی از حقوق و مسئولیت ها

·          توضیح ارزشها

·          انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی

·          ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر

·          ابراز وجود

·          مذاکره

·          امتناع

·          غلبه بر خجالت

·          گوش دادن

 همدلی

·          علاقه داشتن به دیگران

·          تحمل افراد مختلف

·          رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر

·          دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)

·          احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی

·          همکاری و مشارکت

·          اعتماد به گروه

·          تشخیص مرزهای بین فردی مناسب

·          دوستیابی

·          شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله

·          تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق

·          درخواست کمک

·          مصالحه (برای حل تعارض)

·          آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات

·          تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق

·          تفکر مثبت

·          یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )

·          ابراز خود

·          تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )

·          تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات

·          شناخت هیجان های خود و دیگران

·          ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار

·          مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب

·          مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری

·          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.

·          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

·          تعیین اهداف واقع بینانه

·          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود

·          آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید

 مهارتهای تفکر انتقادی

·          ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار

·          آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها

·          واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند

·          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس

·          مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند

·          استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)

·          مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

·          آرام ماندن در شرایط فشار

·          تنظیم وقت

● نگاهی به راه های افزایش اعتماد به نفس

● نگاهی به راه های افزایش اعتماد به نفس


هر فردی از شخصیت خودش، دیدگاهش و نقاط ضعف و قوتش یک تصویر ذهنی دارد. این تصویر از دوران کودکی شکل می گیرد. به این تصویر «خودانگاره» می گویند یعنی تصوری که شخص از خویشتن در ذهن خود دارد. «خودانگاره» در شکل گیری اعتمادبه نفس شخص نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بسیاری از این تصورات براساس تعامل ما با دیگران و تجربیات زندگی مان شکل می گیرد. اعتماد به نفس به این موضوع بستگی دارد که شخص احساس می کند از نظر دیگران تا چه حد مورد قبول و علاقه است و همچنین خودش چقدر احساس ارزشمند بودن دارد.
یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. ارزش خود را بداند و به خاطر قابلیت ها و مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، احساس می کند که مورد قبول و علاقه هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد.
همه ما در شرایط و موقعیت هایی از زندگی مشکلات عدم اعتماد به نفس را تجربه کرده ایم، خصوصاً در دوران نوجوانی که شخص خود و جهان اطراف را می شناسد، بسیار دچار مشکل می شود. اما از آنجایی که خودانگاره هرکس با گذشت زمان تغییر می کند، پس اعتماد به نفس فرد هم ثابت نمی ماند و در طول زندگی تغییر می کند و بنابراین می توان اعتماد به نفس را بهبود بخشید. برای دستیابی به یک اعتماد به نفس سالم دو مساله را باید در نظر گرفت۱ـ نظر و رفتار دیگران نسبت به شخص چگونه است؟۲ـ خود او، خویش را چگونه می بیند؟
این دو مساله روی اعتماد به نفس افراد بسیار تاثیر می گذارد.
والدین، معلمان، مربیان و... به ویژه در دوران کودکی در شکل گیری دیدگاه هر فرد نسبت به خودش، نقش مهمی را ایفا می کنند. اگر والدین یا معلمان بیشتر از آنچه که از کودک تمجید و تحسین می کنند، از او انتقاد و عیب جویی کنند، مسلماً این کودک نمی تواند اعتماد به نفس خوبی داشته باشد. همچنین در دوره نوجوانی که ارزش ها و عقاید نوجوان در حال شکل گیری است، نظرات مربی، پدر و مادر، معلم یا دیگر افراد در به وجود آوردن خودانگاره نوجوان بسیار موثر است. قطعاً فردی که نوجوان قبول دارد، مانند والدین یا معلمان دائماً از او عیب جویی کند، سبب تخریب اعتماد به نفس او می شود. گاهی هم انگار از درون به نوجوان القا می شود که توانایی انجام درست کارها را ندارد. (بحران درونی) که این مساله هم به اندازه انتقاد و سرزنش دیگران مخرب است.
انتظارات نابجا و غیرواقعی هم می تواند اثر منفی بر روی اعتماد به نفس بگذارد. افرادی که توانایی های خود را می شناسند و تحسین می کنند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند، ولی اگر احساس کنند که فاقد توانایی های درخور تحسین هستند حتماً از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردار می شوند. نکته حائز اهمیت این است که بیشتر مردم دارای توانایی ها و قابلیت های درخور تحسین و شایسته یی هستند، اما به دلیل خودانگاره یی که از خود دارند، نمی توانند توانایی های خود را ببینند. اعتماد به نفس هر فرد بر روی کیفیت زندگی او تاثیر بسزایی دارد و چگونگی احساس هر فرد نسبت به خودش بر روی نحوه زندگی اش اثر می گذارد. افرادی که احساس می کنند از نظر دیگران دوست داشتنی و دل نشین هستند، قطعاً روابط اجتماعی بهتری دارند، همچنین دوستان و خانواده آنها در مواقع نیاز از کمک و حمایت آنها بهره مند می شوند. آنهایی که معتقدند می توانند مشکلات را از سر راه بردارند و اهداف شان را تحقق بخشند، مسلماً در زندگی موفق تر هستند. اکنون رهنمودهایی برای بهبود اعتماد به نفس ارائه می شود.
▪ از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید؛ اگر عادت دارید دائم بر روی کمبودها و نقاط ضعف خود تاکید کنید، این عادت را کنار بگذارید و به جنبه های مثبت خود (که بسیار زیاد هم هست) فکر کنید. هنگامی که بیش از حد از خود انتقاد می کنید، درباره یک نکته یا حرکت یا رفتار مثبتی هم که داشته اید فکر و برای خود بازگو کنید. هر روز ۳ کار یا رفتاری که انجام داده اید و موجب رضایت و شادی تان شده است را بر روی کاغذ بنویسید.
▪ هدف تان انجام کار باشد نه انجام کامل و بی نقص آن؛ همچنین گاهی بعضی از افراد به حد کمال رسیدن را مانعی برای زندگی خود می کنند و در نتیجه تا به آن حد مطلوب نرسند کاری انجام نمی دهند و در واقع زندگی خود را متوقف می کنند (مانند کسی که می گوید تا ۵ کیلو از وزنم کم نکنم از خانه بیرون نمی روم) در صورتی که باید نقاط مثبت را دید و کار را انجام داد و از آن لذت برد.
▪ اشتباهات را فرصتی برای یادگیری در نظر بگیرید؛ همیشه به خود بگویید که هرکسی ممکن است اشتباه کند و از اشتباه کردن نهراسید، اشتباه بخشی از یادگیری است.
▪ کارها و تجربیات جدید را امتحان کنید؛ انجام کارها و فعالیت های متفاوت در شناخت استعدادها و توانایی های تان کمک بزرگی به شما می کند همچنین در نتیجه کسب مهارت های جدید احساس غرور و رضایت به شما دست می دهد.
▪ آنچه را که می توانید، تغییر دهید و آنچه را که نمی توانید، مشخص کنید؛ درباره عادات و خصلت های خود فکر کنید. اگر دریافتید که برخی از آنها شما را ناراحت می کند، برای تغییر آن اقدام کنید، اما اگر چیزی است که نمی توان آن را تغییر داد (مانند قد) سعی کنید از آنچه که هستید لذت ببرید و سازگاری کنید.
▪ اهداف تان را مشخص کنید؛ فکر کنید چه کاری دوست دارید انجام دهید و سپس برای انجام آن برنامه ریزی کنید و طبق برنامه جلو بروید.
▪ از نظرات و عقاید خود احساس رضایت کنید؛ از بیان افکار خود ابایی نداشته باشید.
▪ به دیگران کمک کنید؛ با این کار احساس می کنید مفید هستید که خود در اعتماد به نفس نقش مهمی دارد.
▪ ورزش کنید؛ با ورزش از استرس رهایی می یابید و سالم تر و شادتر خواهید بود.
▪ تفریح کنید؛ از وقت خود لذت ببرید، با دوستانتان معاشرت کنید و زندگی خود را با افکار منفی متوقف نکنید.
افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به راحتی با دیگران دوست می شوند، شادترند و روابط بهتری با همکاران، همسالان و ... دارند و با آرامش و راحتی با اشتباهات شان کنار می آیند. هیچ وقت برای به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دیر نیست. اعتماد به نفس از جمله مهارت های زندگی است

چگونگي مقابله باتنهايي

چگونگي مقابله باتنهايي

تنهايي نوعي احساس تهي بودن و خلاء دروني است. شما احساس انزوا كرده و از دنيا جدا مي‌شويد،‌ از كساني كه دلتان مي‌خواست با آنها رابطه داشته باشيد،‌مي‌بريد. انواع و درجات مختلفي از احساس تنهايي وجود دارد . شايد تنهايي را به صورت يك احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه كنيد. اين حالت نوع خفيف احساس تهي بودن است. شايد هم تنهايي را به صورت محروميت و درد بسيار شديد تجربه نمائيد. يك نوع ازتنهايي به گم كردن يك شخص خاص، بدليل مرگ او يا دوري‌اش مربوط مي‌شود. نوع ديگر تنهايي ناشي از فقدان تماس با مردم است به اين دليل ممكن است واقعا بصورت فيزيكي به خاطر كار در شيفت شب يا اقامت در ساختماني كه مردم بندرت به آنجا رفت وآمد مي‌كنند، از ديگران جدا شده باشيد. شما حتي ممكن است از نظر عاطفي احساس تنهايي كنيد، در حالي كه در ميان مردم هستيد ولي در برقراري رابطه با آنها دچار مشكل باشيد.

احساس تنهايي با تنها بودن صرف متفاوت است

در اينجا ضروري است كه تأكيد شود احساس تنهايي مساوي با تنها بودن نيست . هر شخصي هميشه زماني را براي تنها بودن در نظر مي‌گيرد . تنها احساس تنها بودن و غمگين شدن به خاطر آن است والبته همه ما گاهي احساس تنهايي مي‌كنيم .فقط زماني كه در دام تنهايي‌گير مي‌افتيم، آن تبديل به يك مشكل واقعي مي‌شود.

چطور ممكن است در احساس تنهايي مان نقش داشته باشيم

تنهايي يك احساس انفعالي است . ابقا وتداوم آن ناشي از اجازه منفعلانه ما ازيك سو وانجام ندادن هيچ چيزي براي تغيير آن از سوي ديگر است. ما اميدواريم كه آن خودش از بين خواهد رفت وبنابراين هيچ كاري براي رفع آن انجام نمي‌دهيم و اجازه مي‌دهيم كه ما را در بربگيرد. شگفت آور اين كه در بعضي از موارد حتي ما به اين احساس خوشامد مي‌گوئيم. پذيرفتن تنهايي و غرق شدن دراحساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگي و درماندگي منتهي مي شود، آن نيز به نوبه خود، به احساس انفعال بيشتر و افسردگي افزونتر منجر مي‌گردد.

راههاي تغيير احساس تنهايي

 احساس تنهايي را شناخته و آن را بيان داريد.

براي متوقف كردن احساس تنهايي، اول بايد بپذيريم كه احساس تنهايي مي‌كنيم. گاهي اوقات پذيرفتن آن كاري مشكل است .سپس بايد احساس تنهايي را به شيوه‌اي ابراز داريم. مي‌توانيم آن را در دفترچه يادداشت روزانه بنويسيم، يا از طريق نوشتن يك نامه تخيلي به يك دوست يا فاميل ابراز داريم، از طريق كشيدن و رنگ كردن يك تصوير، آواز خواندن يا انجام هر كار ديگري كه باعث ابراز احساسات دروني‌مان گردد.شامل صحبت با ديگران. نيز مي‌توانيم احساس تنهايي‌مان را بيان داريم. بيان اين احساسات ممكن است به كشف اين نكته منجر شود كه ما چيزهاي زيادي را احساس مي‌كنيم كه با حساس تنهايي‌مان مرتبط هستند، از قبيل غمگيني، خشم و ناكامي. ممكن است قادر به شناسايي نواحي باشيم كه اين احساسات از آنجاها مي‌آيند‌، يعني متوجه شويم كه چگونه با زندگي ما ارتباط يافته‌اند. به موازات توانايي‌مان در ديدن اين ارتباط، توانايي‌مان در تغيير آنها نيز افزايش مي‌يابد.

فعال تر باشيد

بزرگترين تغيير، البته، متوقف كردن حالت انفعال و فعال‌تر شدن است. اگر ما كسي را گم كرده‌ايم، از قبيل والدين، خانواده يا دوستان، مي‌توانيم به آنها تلفن بكنيم ، نامه بنويسيم ، با پست الكتريكي پيام بفرستيم و يا به ملاقاتشان برويم. صحبت كردن با يك دوست فهيم نيز به تغيير خلقياتمان كمك خواهد كرد. اگر دوست فهيم نداريم صحبت با يك روحاني، معلم يا مشاور مي‌تواند نقطه‌اي براي شروع باشد.اگر احساس تنهايي بدليل  مردن شخص مورد علاقه باشد ابراز اندوه ناشي از فقدان او و ياد آوري خاطرات شاد خودمان با وي و توجه به اين كه اين خاطرات هميشه با ماست ، مي تواند به ما در دور شدن از احساسات تنهايي كمك كند. اين الگو را مي‌توان در مورد از دست دادن دوستي‌ها و يا روابط عشقي مورد استفاده قرارداد.

  در فعاليت‌ها يا باشگاها شركت كنيد

شركت در فعاليت يا باشگاه چندين چيز را مي‌تواند بدنبال داشته باشد.شركت در فعاليت‌هاي لذت بخش ذهن ما را از احساس تنهايي دور مي‌گرداند . اين فعاليتها از طريق فوق مي‌تواند بطور مستقيم خلق ما را تغيير دهند. اين اعمال همچنين فرصتي را فراهم مي‌كنند تا افراد داراي علائق مشابه را ببينيم و مهارتهاي ملاقات با ديگران رادر خود افزايش دهيم. آن همچنين ساختاري را به زندگي ما داده و احساس مي‌كنيم كه چيزي براي آينده وجود دارد. فعاليت‌ها همچنين به ما ياد آوري مي‌كند كه چگونه به هنگام انجام مشابه همين كارها در گذشته احساس بهتري پيدا مي‌كرديم. در بعضي موارد اين اثرات خيلي سريع ودر مواردي ديگر به كندي بدست مي‌آيند. ما واقعا نياز داريم كه خود را مجبور كنيم كه به ديدار ديگران رفته با آنها صحبت كرده وفعاليتهاي متعدد را مورد توجه قرار دهيم، قبل از اينكه در رابطه با آنچه كه مي‌خواهيم انجام دهيم احساس راحتي داشته باشيم و سپس به مشاهده و پيشرفت بپردازيم.

شايد چيزي كه بايد از آن خودداري كرد اين باشد كه بكوشيم به باشگاه يا يك سازمان يا حتي يك رابطه جديد به اين خاطر ملحق شويم كه فكر مي‌كنيم آن ما را بهتر كرده و يا به شخصي جذاب تبديل خواهد كرد. راهبرد بهتر اين است كه در فعاليت‌ها به اين خاطر درگير شويم كه آنها قبلا در ما ايجاد لذت مي كرده اند ويا اينكه فكر ميكنيم برايمان خوب خواهند بود. اين باعث مي‌شود كه از انجام فعاليت‌ها با مردم وبودن با مردمي كه از اين امورات لذت مي‌برند، لذت ببريم. همچنين ممكن است دريابيم كه بعضي از مردم همان طوري هستند كه ما هستيم. يك امتياز اضافي نيز اين است كه در مي‌يابيم قادريم بعضي از فعاليت‌ها و علائق را انتخاب و به تنهايي انجام دهيم  بدون اينكه احساس تنهايي بكنيم .

نتيجه گيري

هر كسي در دوره‌هايي از عمر احساس تنهايي مي‌كند. استفاده از پيشنهادهاي فوق كمك مي‌كند تا با اين احساسات بهتر مقابله كنيم .

مهارت خودشناسی

 

شناخت آدمی از شخصیت خویشتن، همچون منشور کثیرالاضلاعی است که شامل جلوه ها و منظره های متنوع و متعددی می باشد. اگر چه احاطه فرد به همه جوانب خویشتن خود، مقدور نیست ولی برخی از مهمترین جنبه های خودشناسی عبارتند از:


1. معرفت نسبت به تواناییها و قابلیتها و استعدادهای درونی


چنانچه این مرحله از شناخت برای انسان حاصل شود، راهنمای مطمئن و قابل اعتمادی برای جهت گیریهای جوانان در زندگی خواهد بود و علاوه بر آن، شناخت تواناییهای درونی، زمینه ساز اعتماد به نفس نسل جوان می باشد و عامل بازدارنده ای نیز در برابر شکستهای احتمالی روحی خواهد بود.

 
2. معرفت نسبت به ویژگیهای رشد و تحول (خصائص سنّی)


با توجه به اینکه انسان در هر مرحله از دوران رشد، واجد ویژگیها و صفات خاصی می باشد، شناخت جوانان در این زمینه، می تواند به لحاظ تطبیق دادن جلوه های رفتاری با معیارهای رشد، ذهن نسل جوان را آرامش خاطر ببخشد و اطمینان بیافریند. به عنوان مثال جوانی که می داند از ویژگیهای این دوران، «خواهشهای متضاد» است، نسبت به جوان دیگری که فاقد چنین آگاهی می باشد، ساده تر و سریعتر می تواند با خود کنار آید.


3. معرفت نسبت به نیازهای اساسی روانی

 
لازم به ذکر است که نیازهای انسان به طور عمده شامل نیازهای اولیه و نیازهای ثانویه می باشد. نیازهای اولیه یا فیزیولوژیک (زیستی) عبارتند از نیاز به آب، غذا، اکسیژن، استراحت، خواب و برخی نیازهای غریزی دیگر، که معمولاً میان انسان و حیوان، مشترک می باشد.
نیازهای ثانویه، عبارتند از: نیاز به ایمنی (امنیت خاطر)، نیاز به ابراز وجود، نیاز به داد و ستد عاطفی، نیاز به پیشرفت و موقعیت، نیاز به معناجویی، نیاز به تعلق (وابستگی) و در نهایت نیاز به خودشکوفایی یا تحقق خویشتن، و چنانچه این نیازها به خوبی تأمین شود، علاوه بر آرامش درونی، حسّ اطمینان به دیگران نیز رشد نموده و رویکرد مثبتی نسبت به دنیا در آدمی ایجاد می کند. بدیهی است، این آثار زمانی تحقق می یابد که در نخستین مرحله، جوان به درستی نیازهایش را بشناسد و حد فاصل میان نیازهای منطقی را از نیازهای غیر ضروری، تمییز دهد.

 
4. معرفت نسبت به ضعفها و ناتوانیها و محدودیتهای وجود خویشتن

 
این مرحله از خودشناسی، آدمی را قادر می سازد تا به تدریج با غلبه بر ضعفهای موجود، راه رشد و کمال خود را هموار نماید. لازم به ذکر است، این مرحله، نیاز بیشتری به جرأت و توانایی روحی دارد تا در پرتو آن، بتوان بر ضعفهای درونی غلبه نمود...



ادامه نوشته

کنار آمدن با فشار همسالان


فشار مثبت و قوی همسالان

فشار همسالان همیشه هم چیز بدی نیست. مثلاً از فشار مثبت همسالان می‌توانید برای مقابله با قلدرهای مدرسه استفاده کنید تا با بقیه بچه‌ها بهتر رفتار کنند. اگر بچه‌های زیادی با هم باشند، هیچ فشاری نمی‌تواند بر آنها غلبه کند و آنها را مجبور به انجام کارهای نادرست کند.

مؤثرترین گام های عملی در تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر کمرویی

سعی کنید همیشه ظاهری ساده و آراسته داشته، در سلام پیشقدم باشید. با افراد غریبه در مسجد، در اتوبوس، قطار، هواپیما، اطاق انتظار پزشک، مغازه، بانک، کتابخانه و پارک صحبت کنید و شما خود در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با ادب و کلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیشگام باشید.

 
















سعی کنید همیشه ظاهری ساده و آراسته داشته، در سلام پیشقدم باشید. با افراد غریبه در مسجد، در اتوبوس، قطار، هواپیما، اطاق انتظار پزشک، مغازه، بانک، کتابخانه و پارک صحبت کنید و شما خود در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با ادب و کلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیشگام باشید.
برای غلبه بر کمرویی و زدودن نگرانی و اضطراب اجتماعی باید «کاری» انجام داد، فردا و فرداها دیر است، از همین امروز می بایست با برنامه ای جامع و معین کار درمانگری را شروع کرد. مایه ی این کار توکل به خداوند، جدیت و اراده و خودباوری است. در انجام این مهم بزرگترهای خانواده به کوچکترهای کمرو کمک خواهند کرد و بزرگترهای کمرو ضمن برخورداری از بعضی مساعدت ها و حمایت های روانی دیگران، بیشترین مسئولیت را خود به عهده دارند، بدون این که منتظر قطره ی شفابخش، یا درمان فوری و ناگهانی از جایی باشند، با جدیت، قاطعیت و پشتکار امر درمانگری کارآمد را آغاز می کنند.... 
ادامه نوشته

مهارت هاي کنترل خشم در زندگي زناشويي


برخي از افراد......

ادامه نوشته

مدیریت استرس

زندگی‌کردن  مهارتهایی را می‌طلبد که اندوختن آنها هیچ‌گاه پایانی ندارد و آموختن آنها تنها با زندگی در دنیای واقعی ممکن است. یکی از این مهارتها توان آرامش‌یابی است، یعنی قابلیت بازتولید قوای جسمی و روانی که در طول شبانه روز در برخورد با استرسهای مختلف از مقدار کارائی آنها کاسته می‌شود...

 

 

 

خلاصه‌ای درباره استرس

ادامه نوشته

21 روش مدیریت استرس

۲۱ راه برای مدیریت استرس

۱) اگر در زندگی‏تان با استرس زیادی مواجه هستید بهتر است با آن کنار بیایید. برای این کار راه حل مشخص و ثابتی وجود ندارد که تضمین کند شما روز بدون استرسی خواهید داشت اما راه‏هایی وجود دارد که به کمک آنها می‏توانید استرس را مدیریت کنید....‏

ادامه نوشته

چگونگی ارتباط با همسر پرخاشگر

   


بی تردید خشم و عصبانیت زمینه ساز ایجاد حس تنهایی و در نتیجه افسردگی و مختل شدن نظام زندگی خصوصا زندگی زناشویی است. افرادی كه جنبه خودكنترلی آنها تا حدودی كم است می بایست مسئولیت این جبهه گیری ها را بر عهده گرفته و............

چگونگی ارتباط با همسر پرخاشگر

پرخاشگری از هدف آسیب رساندن سرچشمه می‌گیرد. بر اساس تعریف عملیاتی ارائه شده، پرخاشگری تمایل یه شرکت در اعمال آسیب‌زای فیزیکی و روان شناختی برای کنترل اعمال دیگران است. در ایران یکی از عمده ترین علت‌های مرگ و میر جوانان پرخاشگری آن‌ها به یکدیگر است. نگاهی کوتاه به اطراف نشان خواهد داد که همان‌گونه که الیوت ارونسون گفته است عصر ما عصر پرخاشگری است...

 

ادامه نوشته

چرا همسران مي‌بايست روشهاي مهارتهاي ارتباطي با همسر را بدانند ؟

يكي از اساسي ترين نهاد جامعه خانواده است . ساختار فرهنگي ، اجتماعي جامعه با خانواده شكل مي‌گيرد و هر قدر توانائي خانواده در اداره زندگي بيشتر باشد سطح سلامت جمسي و رواني افزايش مي‌يابد و احتمال رفتارهاي آسيب زا در خانواده كاهش مي‌يابد .

بايد دانست كه ازدواج بهترين و سالم ترين شيوه براي رهائي از تنهائي ، دست يافتن به آرامش ، محبت ، عشق و پشت سر گذاشتن را ه پر فراز و نشيب زندگي است . مشروط به اينكه هر كدام از زوجين به مهارتهاي زندگي زناشوئي و ارتباطي آگاه باشند .

دانائي كليد توانائي است و كساني مي‌توانند از مواهب يك زندگي موفق و توام با خوشبختي بهره مند شوند كه شيوه برخورد درست با آن را بدانند.

اگر چه ما بر اين باوريم كه زمان ياد گرفتن اين مهارتها قبل از ازدواج است . اما با توجه به شرايط موجود هر زمان كه به اين مهارتها دست يابيم. می‌توانيم در جهت تحكيم روابط زناشوئي قدم برداريم .

آنچه كه بايد زنان و مردان در مورد مهارتهاي ارتباطي نسبت به همسران خود بدانند؟


 

ادامه نوشته