پیامدهای خود ارضائی و مبارزه با آن

«استمنا» یا «خودارضایی» یکی از راه‏های انحرافی در ارضای میل جنسی است که نسل جوان را در معرض آسیب‏های جدی قرار میدهد. از همین رو میتوان آن را نوعی انحراف جنسی یا بیماری نامید که با جدیت باید در درمان آن کوشید.

● پیامدهای خودارضایی و راه‏های مبارزه با آن چیست؟
▪ جواب: «استمنا» یا «خودارضایی» یکی از راه‏های انحرافی در ارضای میل جنسی است که نسل جوان را در معرض آسیب‏های جدی قرار میدهد. از همین رو میتوان آن را نوعی انحراف جنسی یا بیماری نامید که با جدیت باید در درمان آن کوشید. آسیب‏های ناشی از خودارضایی به گونه‏های مختلفی تقسیم‏پذیر است که به اختصار به برخی از آنها اشاره میشود:

● آسیب‏های جسمانی
یکی از روش‏های شناخت پیشرفت بیماریها در پزشکی، مرحله‏بندی (staging) علایم بیماری است. براین اساس، برحسب عوارض ایجاد شده در بیمار مبتلا به خودارضایی، سه مرحله (stage) بیان شده است:(masturbation.www.herballove.com /library /resource overmas/stage.asp/ Stages of excessive )
۱) مرحله مشکل ساز (Problematic)
در افرادی که مدتی است گرفتار خودارضایی شده اند، زودرس ترین عوارض ناشیاز خودارضایی عبارت است از:
الف) خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
ب) عدم تمرکز حواس (Lack of concentration)،
ج) ضعف حافظه (Poor memory)،
د) استرس و اضطراب (Stress/Anxiety).
۲) مرحله گرفتاری شدید (Severe)
بروز علایم زیر در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلای وی یا مدت آن بیش از مرحله اول است و در نتیجه عوارض شدیدتری ظاهر شده است:
الف) خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
ب) نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی (Mood swings)،
ج) حساسیت بیش از حد و زودرنجی ( Irritability)،
د) کمردرد (Lower back pain)،
ه) نازک شدن موها (Thinning hair)،
و) ناتوانی جنسی زودرس در جوانی (Youth impotence)،
ز) بیخوابی یا بدخوابی و مشکلات مشابه (Insomnia/Sleep problem).
۳) مرحله گرفتاری بسیار شدید یا حالت اعتیاد (Addictive)
الف) خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
ب) ریزش شدید موها (Severe hair loss)،
ج) تارشدن دید چشم‏ها (Blurred vision)،
د) وز وز گوش (Buzzing in the ears)،
ه) انزال زودرس و غیرارادی یا خروج منی به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation)،
و) درد کشاله ران و ناحیه تناسلی (Groin/Testicular pain)،
ز) دردهای قولنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).

● نحوه پیدایش عوارض‏
در دانش پزشکی، روند پیدایش علایم یک بیماری و چگونگی بروز عوارض و نشانه‏های کلینیکی، در شناخت هر چه بیشتر یک بیماری بسیار مهم است و میتواند پزشک را در تشخیص و درمان بهتر بیماری و مریض را در پیشگیری کمک کند. به این دلیل مناسب است درباره نحوه پیدایش برخی از عوارض خود ارضایی که در به آن اشاره شد بیشتر به آن توضیح داده شود تا خواننده عزیز با روند پیدایش این عوارض، یا به اصطلاح پاتوفیزیولوژی (Pathophysiology) آن آشنا شود

۱) خستگی و کوفتگی:
انقباض شدید و یک مرتبه تمام عضلات بدن در جریان انزال (ارگاسم یا اوج لذت جنسی)، باعث مصرف سریع مواد غذایی ذخیره شده در عضلات و به طور عمده کاهش گلیکوژن (ماده اصلی لازم برای تولید انرژی عضلانی) میشود. خستگی عضلانی تقریبا با سرعت تهی شدن عضلات از گلیکوژن رابطه مستقیم دارد و هرچه این سرعت بیشتر باشد، خستگی بیشتر است ‏فیزیولوژی گایتون، ترجمه دکتر فرخ شادان، تجدید نظر هفتم، ۱۹۸۶ (تهران: چهر، ۱۳۶۵)، ج ۱، ص ۳۱۳.. در خودارضایی، به علت انقباض‏های مکرر عضلات بدن، ذخایر گلیکوژن عضلات به سرعت تمام میشود و خستگی و کوفتگی همیشه از عوارض بدیهی آن است.

۲) ریزش مو:
خودارضایی به تدریج با تغییرات هورمونی و شیمیایی که در بدن ایجاد میکند، باعث افزایش هورمون جنسی مردانه؛ یعنی، تستوسترون به دی هیدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) میشود که از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ریزش موها و تاسی و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشی از آن در پیری است. Herballove.com

۳) خود ارضایی مکرر باعث تحریک بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک و افزایش تخلیه اَسِتیل کولین (Acetyle Choline) از انتهای این رشته ها در مغز میگردد که این خود باعث پاره‏ای از عوارض جسمانی و روانی، چون حواس‏پرتی (Absentmilndedness)، کمی حافظه (Memory)، عدم تمرکز حواس، سیاهی رفتن چشم و در نهایت تاری دید میشود. تمام این علامت‏ها ناشی از تغییر تعادل میزان مواد شیمیایی موجود در مغز است که بین سلول‏های عصبی رد و بدل میشود و انتقال پیام‏های مختلف را بر عهده دارد.

۴) men.org .
برخی نیز بر این عقیده‏اند که علت بروز اختلالات مغزی (مانند حواس پرتی، عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشی از ظرفیت عظیمی از انرژی بدن است که در هر بار انزال، تخلیه شده و هدر میرود؛ زیرا مایع منی حاوی مقدار بسیار زیادی DNA (هسته ۴۰۰-۳۰۰، اسپرمی که در هر انزال خارج میشود)، RNA آنزیم‏ها، پروتئین‏ها، مواد قندی، لسیتین (Lecithin)، کلسیم، فسفر، نمک‏های بیولوژیک، تستوسترون و... است. این ذخایر عظیم انرژی - که باید در بدن برای رشد و تقویت بخش‏های مختلف مورد استفاده قرار گیرد - بیهوده و به طور مکرر از بدن خارج میشود و هر کدام عوارضی را به دنبال میآورند.

برای مثال از آنجا که سلول‏های خونی و پلاکت‏ها در مغز استخوان‏ها تولید میشود و به تکامل نهایی میرسد و برای تولید آنها نیز انرژی بسیار زیادی مورد نیاز است؛ در افراد گرفتار خودارضایی، تکامل مغز استخوان و در نتیجه تولید سلول‏های خونی با مشکل مواجه شده و منشأ کم خونی، ضعف و خستگی در این افراد است. نیز دفع فسفر و لیستین بیش از حد از طریق انزال‏های مکرر، باعث کاهش ذخایر این مواد میشود که مواد حیاتی برای سلامتی سلول‏های عصبی هستند و در نتیجه اختلال عملکرد سیستم عصبی، مانند حواس پرتی، عدم تمرکز حواس و... بروز خواهد کرد. www.anael.org .
 
● آسیب‏های روحی و روانی
ضعف حافظه و حواس‏پرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشه‏گیری، افسردگی، بینشاطی و لذت نبردن از زندگی، پرخاشگری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهای روانی و روحی خودارضایی است. شرح پاره‏ای از این موارد در مباحث گذشته روشن شد.

● آسیب‏های اجتماعی
ناسازگاری خانوادگی، بیمیل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی مشترک‏ جهت آگاهی بیشتر نگا: قائمی، علی، خانواده و مسائل جنسی کودکان، (تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، چاپ دهم، ۱۳۷۶)..

● آسیب‏های معنوی و اخروی
هیچ یک از آسیب‏های پیش گفته، به اهمیت آسیب‏های معنوی نیست؛ زیرا آسیب‏های معنوی، جان و دل و به عبارت دیگر کنه حقیقت وجود آدمی را تباه میسازد. خودارضایی از نظر دین یک گناه است و به تعبیر قرآن زنگار بر دل مینهد: «کَلاَّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «چنین مباد! بلکه اعمال (ناشایست) دل‏های آنان را زنگار زده است».مطففین (۸۳)، آیه ۲۴.
زنگ یا زنگار در اشیای مادی، همان چیزی است که روی فلزات و اشیای قیمتی مینشیند و معمولاً نشانه پوسیدن و از بین رفتنِ شفافیت و درخشندگی آن و در نهایت ضایع شدن و از بین رفتن آن است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ‏میفرماید: از آیه شریفه سه نکته استفاده میشود:

۱) اعمال زشت، نقش و صورتی به نفس و روح انسان میدهند؛

۲) این نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمی حق و حقیقت را درک کند؛

۳) نفس آدمی به حسب طبع اولیه‏اش صفا و جلایی دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک میکند. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، (تلخیص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامی، بیچا، بیتا)، ج ۲۰، ص ۳۸۵.
همچنین آسیب‏های معنوی جهان گذران را در مینوردد و اگر اصلاح نگردد، حیات جاودان آدمی را در معرض تباهی و شوربختی قرار میدهد. از این رو نصوص دینی نسبت به آن هشدارهای لازم را داده ‏اند. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله وسلم در این باره میفرماید: «ناکح الکف ملعون»؛«ملعون است کسی که خودارضایی کند» ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج ۱۲، ص ۵۶۵۴..
امام صادق‏علیه السلام نیز میفرماید: «با سه گروه خداوند در روز قیامت سخن نمیگوید و پاکشان نمیخواند و عذابی دردناک دارند، از آن سه‏اند، خودارضایی کننده و کسی که لواط دهد»همان، ح ۱۹۰۴۹..
در روایات دیگری امام صادق‏علیه السلام خودارضایی را گناه عظیم و مورد نهی الهی معرفی فرموده است‏ همان، ح ۱۹۰۵۰..

● راه‏های درمان‏
۱) نخستین گام برای درمان این عادت شوم، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. البته ترک عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنمای کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا میکند. درمان و چاره جویی باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد، میتوان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.

بنابراین بیمار اگر بخواهد، میتواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنی و پرورش یافتنی است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد تا پس از مدتی لذت توانستن را بچشد ق، مؤسسه پژوهشی - فرهنگی اشراق، خودارضایی یا ارضای انحرافی جنسی، صص ۲۹ - ۳۰..

۲) تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمیرود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمیدهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است‏ جهت آگاهی بیشتر نگا: پرسش ها و پاسخ ها دفتر ۷ _ پرسش ها و پاسخ های برگزیده (ویراست جدید)، پرسش ۴۶..
ویکتور پوشه - روان شناسِ فرانسوی - میگوید: افراد مبتلا به این عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.

پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است»همان، ص ۳۴..جهت آگاهی بیشتر نگا: پرسش ها و پاسخ ها دفتر ۷ _ پرسش ها و پاسخ های برگزیده (ویراست جدید) پرسش شماره ‏۴۶.

۳) سعی شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.

۴) از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.

۵) از نگاه کردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریک کننده، خودداری شود و شخص به محض مواجهه با این امور، چشم خود را بسته و یا به زمین و یا آسمان نگاه کند.

۶) از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخیهای تحریک‏کننده و فکر کردن در این امور، دوری شود.

۷) از خوردن مواد غذایی محرک، مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهای پرچرب - اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.

۸) قبل از خواب مثانه تخلیه شود.

۹) از نوشیدن افراطگونه آب و مایعات پرهیز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابیدن).

۱۰) هیچ‏گاه نباید به بدن عریان خود نگاه کرد.

۱۱) از دست‏ورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ورزی کرد!

۱۲) هرگز نباید به رو خوابید.

۱۳) به منظور تخلیه انرژی - زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.

۱۴) هیچ‏گاه نباید بیکار بود؛ شخص باید برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و ... پر کند.

۱۵) هرگز در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران نباید ماند.

۱۶) هرگاه شخص مورد هجوم افکار جنسی واقع شد، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کاری سرگرم کند. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشارکت در عبادت‏های جمعی (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و...) بسیار مفید است.

۱۷) هفته‏ای یکی دو روز، روزه مستحبی مفید است و اگر شخص توان آن را ندارد، میزان صَرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهد و یا تعداد دفعات غذا را کاهش داده و به حداقل خوراک اکتفا کند.

۱۸) از سخن گفتن ملایمت‏آمیز، شوخی و خنده با نامحرمان خودداری کرده واز نرمی و لینت در کلام باید اجتناب ورزید.

۱۹) هیچ‏گاه نباید با نامحرم و جنس مخالف، در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقی ماند (حتی برای آموزش و ...).

۲۰) قرآن زیاد بخواند و درباره معانی آیات آن فکر کند.

۲۱) باید همیشه برای ذهن فکر خود محتوای مطلوب و موضوع مناسب داشت.

۲۲) منشأ این مشکل، عدم پاسخ صحیح و مناسب به یکی از نیازهای واقعی انسان است که باید به طور طبیعی و صحیح (ازدواج) ارضا و تأمین شود. اما اگر به شکل صحیح تأمین نشود، شخص دچار خطا و گناه خواهد شد که عواقب سوء آن نیز دامنگیر او میشود. بنابراین در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و انتظارات، باید برای ازدواج اقدام کرد؛ چرا که بهترین راه حل ازدواج است.

۲۳) از کردارهای پیشین خود باید توبه کرد. خداوند توبه کاران را میبخشد. توبه و اطمینان از قبول توبه، بزرگ‏ترین عامل تقویت و دلگرمی برای آغاز حرکتی نو است. گناه هر چه باشد، نباید احساس بیارزشی و نا امیدی به فرد دست دهد. بله! گناه ناراحتی و عذاب وجدان دارد؛ لکن به مفهوم پایان فرصت‏ها و انتهای راه و نابودی نیست. کسی که از صمیم دل رجوع کند و تصمیم قاطع بر جبران لغزش بگیرد، محبوب درگاه خداوند است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»؛ بقره (۲)، آیه ۲۲۲..
چه عاملی از این کارسازتر که شخص گنه کار احساس کند در صورت توبه، خداوند او را دوست میدارد و در نظر خداوند چنان است که گویی گناهی مرتکب نشده است. امام باقرعلیه السلام در این باره میفرماید: «التائب من الذنب کمن لاذنب له»؛اصول کافی، ج ۲، ص ۴۳۵.؛ «توبه کننده مانند کسی است که اصلاً گناه نکرده است».
«توبه» یعنی شروع زندگی پاک و سازنده و حرکت در نور و روشنایی. اگر شخص از گناه خویش میترسد، باید از بالاترین گناه (یأس و نومیدی) بترسد.
در پایان بار دیگر تأکید می کنیم که اگر کسی بخواهد و اراده ای جدی بر ترک این عمل داشته باشد مطمئناً موفق می شود فقط شرط اساسی آن داشتن اراده ای محکم است که در این باره در نوشته بعدی به آن خواهیم پرداخت. علاوه بر این می توان با مطالعه تجربه های موفق افرادی که مدت ها با این معضل دست و پنجه نرم می کردند و بخاطر عدم شناخت کافی یا جدی نگرفتن راه مقابله با آن و یا به هر دلیل دیگری گرفتار این رفتار ناپسند بوده اند، این احساس را در خود تقویت کرد که واقعاً خواستن توانستن است زیرا در مسیر مبارزه با این گناه، احساس ضعف و سستی کردن آفتی بزرگ است.
اکنون از تمام خوانندگان گرامی چه خوب است این درخواست را داشته باشیم که تجربه موفق خود را ذکر کرده تا دیگران نیز قوت قلب کافی برای مبارزه و مقابله با چنین انحراف رفتاری را پیدا کنند گر چه روشن است که می توان با یک برنامه ریزی مناسب و عمل به راهکار های ارائه شده به طور دقیق و کامل به چنین هدفی دست یافت و تجربه های موفقیت آمیز برخی افراد گواه آشکاری بر این مطلب است. بیان تجربه های موفق توسط خوانندگان برای دیگر عزیزان می تواند بسیار مفید باشد. بنابراین آماده شنیدن اظهار نظرها و بیان تجربه های موفق تمام عزیزان هستیم تا آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.
ادامه نوشته

ترك اعتیاد عاطفی

ترك اعتیاد عاطفی

عشق


شاید برای شما هم پیش آمده باشد که درست در زمانی که احساس کرده اید طرف مقابلتان برای زندگی مناسب نیست و نمی توانید روی زندگی با او فکر کنید، متوجه شده اید که در این بین علاقه یا عادتی به وجود آمده که نادیده گرفتنی نیست. طوری که انگار پیش از آنکه بخواهید منطقی فکر کنید به او علاقه مند شده اید و حالا ترک این اعتیاد عاطفی برایتان غیرممکن است.


 

ممکن است فکر کنید که چرا باید این اتفاق برای شما بیفتد، چطور کسی می تواند یک دفعه از راه برسد و روح و عواطف شما را نابود كند و این همه هزینه مادی و معنوی به شما تحمیل کند و برود؟ این بدبیاری عاطفی در اول راه تقصیر کیست؟ چطور باید منطقی باشید و باور کنید که این عواطف زودگذرند؟

 

درباب عشق شما عاشق كیفیتى در طرف مقابلتان مى شوید كه اگر خوب بنگرید، همان ویژگى را در زندگیتان مدتهاست از دست داده اید و آگاهی از این کیفیت گم شده می تواند در کنترل احساسات و عواطف تان به شما کمک کند

 

ادامه نوشته

دلزدگی زناشویی، نشانه ها و درمان

 

دلزدگی زناشویی، نشانه ها و درمان

انگار همین دیروز بود که تازه با او آشنا شده بودم چه حس قشنگی بود انگار یک روح بودیم در دو بدن .
انگار همین دیروز بود که دیدنش بهترین لحظه های عمرم بود و هر لحظه انتظار آن را می کشیدم و وقتی او را می دیدم تمام غمهای دنیا را به دست فراموشی می سپردم.
. وقتی دستش را می گرفتم تمام بدنم گرم می شد انگار روی ابرها در حال پرواز بودم وقتی بوسه ایی تقدیمم میکرد یا مرا لمس می کرد انگار عاشق ترین زوجها ی روی زمین بودیم
یادش بخیر نگرانیهای مراسم خواستگاری، جشن نامزدی، عقد و عروسی و نگرانی درباره چگونگی برگزاری این مراسم ، خدای من چه ملالت های شیرینی، به راستی انگار همین دیروز بود ماه عسل مان.
هنوز هم شیرینی اولین جملات عاشقانه آن زمان زیر زبانم است وقتی به آن روزها فکر می کنم هنوز یاد آوریش موی را بر تنم سیخ می کند چه راحت ابراز علاقه می کردم بدون هیچ چشمداشتی قربان صدقه او می رفتم و هر لحظه به او می گفتم عزیزم دوستت دارم.
اما حالا نه دیگر آن روزها تکرار می شود نه می توانم آن روزها را بازسازی نمایم براستی چه بلایی بر سر عشق مان نازل شده که نمی توانم با او صحبت کنم حالا حتی نمی توانم حتی وجودش را تحمل کنم یا اصلا انگار که نه انگار در کنارم است اصلا نمی توانم به او بگویم دوستش دارم الان دیگر وقتی لمسمم می کند یا مرا می بوسد منزجر می شوم حتی وقتی برای رابطه زناشویی نزدیکم می آید از او به بهانه های مختلف فرار می کنم.

ادامه نوشته

نوجوانان، خود ارضایی، علل و راه های پیشگیری

 

نوجوانان، خود ارضایی، علل و راه های پیشگیری

خود ارضایی در علم سکسولوژی مترادف با دو واژه استمناء (عمل خود تحریکی مردان) و استشهاء(عمل خود تحریکی زنان) در زبان عامیانه می باشد که یک وجهه جهان شمول و یک مرحله غیر قابل اجتناب از رشد روانی جنسی فرد است.
تعریف:
نوعی تحریک مکانیکی که به موجب آن فرد با دستانش یا مالش پاها به هم یا با استفاده از وسایل مصنوعی غریزه جنسی خود را ارضاء می نماید. گاهی به خودارضایی کام جویی کاذب نیز گفته می شود چونکه فرد غریزه خود را از روشهای غیر طبیعی ارضاء می کند.
نظریه های موجود درباره خود ارضایی
– نظریه اسلام : اسلام به عنوان کامل ترین دین در بین ادیان الهی خود ارضایی را یکی از گناهان کبیره می داند و به حدی از جانب اسلام این عمل ناپسند است که در بعضی از احادیث این عمل گناهی بیشتر از زنا دارد. دین مبین اسلام غرایز انسانی را یکی از نعمات الهی قلمداد می کند و بر ارضاء هر یک از این غرایز از طریق مشروع و حلال تاکید دارد و وقتی بحث از غریزه جنسی مطرح می شود دیدگاه آن همانند سایر غرایز می باشد و هیچ گاه این غرزه سرکوب و ناپسند محسوب نشده است و بر ارضاء آن از طریق مشروع تاکید گردیده است یعنی فردی که به بلوغ جنسی رسیده و خواهان برقراری رابطه جنسی است می تواند فردی از جنس مخالف را انتخاب نموده با او ازدواج نموده و از آن طریق به کامیابی برسد. اما از آنجا که به دلایل گوناگون انجام ازدواج برای خیلی از جوانان امکان پذیر نیست این دین آسمانی بحث ازدواج موقت را مطرح می نماید که شرایط راحت تربه نسبت ازدواج دائم دارد برای آگاهی از این شرایط می توانید به توضیح المسائل مراجع محترم تقلیید مراجعه نمایید و زمانی که امکان ارضاء این غریزه به روش طبیعی و مشروع وجود ندارد بر پرهیز تا زمان مهیا شدن شرایط تاکید دارد...

ادامه نوشته

حذف رفتارهای نامناسب فرزندم

حذف رفتارهای نامناسب فرزندم

حذف رفتارهای نامناسب فرزندم
حذف رفتارهای نامناسب فرزندم

اگر شما هم در خانه یک کودک در سن پیش دبستانی دارید و اگر کارهایی می کند یا حرف هایی می زند که مطابق رفتارهای گذشته او و تربیت رایج در خانه ی شما نباشد.

برخی از آنها طبیعی است و ما راهکارهایی برای مواجهه با این رفتارها برای تان داریم:

استفاده از کلمات نامناسب و زشت، جواب پس دادن:

تقریباً تمام کودکان در سنین پیش دبستانی گاه از کلمات نامناسب استفاده می‌‌کنند. گاهی آنان کلماتی زشت به زبان می‌‌آورند که باعث شرمندگی والدین می‌‌شود.دلیل روشن به کارگیری این کلمات، شنیدن آنها در منزل یا مهد کودک یا محیط‌‌ های دیگر است. زمانی که کودک از این عبارات استفاده می‌‌کند معمولاً با توجه شدید و واکنش بیش از حد والدین روبرو می‌‌شود که باعث تکرار بیشتر این کلمات خواهد شد.

راهکارهای زیر می‌‌توانند در برخورد با این رفتار کودک کمک کننده باشند

ـ‌ اگر کودک برای اولین بار از این کلمات استفاده می‌‌کند بهتر است معنای آن را از کودک بپرسید. اگر وی بتواند معنی کلمه را بگوید برایش توضیح دهید که این کلمه دیگران را ناراحت می‌‌کند و نباید در خانه استفاده شود.

ـ در مراحل اول آرام ماندن و نادیده گرفتن این عبارات و دور نگهداشتن کودک از محیط ‌‌هایی که در آنها چنین کلماتی استفاده می‌‌شود بهترین روش برخورد است.

ـ اگر با وجود نادیده گرفتن این رفتار ادامه یابد از شیوه‌‌های تنبیهی مناسب مانند منزوی سازی یا محروم کردن بهره گیرید.

ـ به کودک کلماتی بیاموزید که بتواند احساس ناکامی و ناراحتی خود را به صورت مودبانه ابراز کند.

جواب پس دادن اغلب شیوه‌ای برای نشان دادن نافرمانی و لجبازی کودک و نشانه‌ای از تکامل کودک برای به دست آوردن استقلال است.

تنشهای زندگی روز مره مانند به دنیا آمدن کودک دیگر یا تغییر منزل ممکن است این رفتارها را تشدید کند. در مواجهه با این مشکل توصیه‌‌های زیر را به کار گیرید:

ـ به خاطر داشته باشید کودکان پیش دبستانی نیاز به ابراز وجود و احساسات خود دارند. بنابراین اجازه ابراز نظر به صورت مودبانه را به آنان بدهید.

ـ سعی کنید انتظارات خود را با توانایی کودک تطبیق دهید.

ـ در صورت نافرمانی و بی ادبی کودک در پاسخ دادن، از روشهای تنبیهی مناسب استفاده کنید.

ـ رفتارهای مناسب وی را تشویق کنید.

پرخاشگری و حملات بدخلقی (قشقرق)

پرخاشگری کودکان علل مختلفی دارد. کودکان کوچکتر ممکن است به علت این که نمی‌‌‌دانند احساسات ناخوشایند خود مانند خشم و ناکامی را چگونه با کلمات ابرا کنند به پرخاشگری روی آورند. صحبت با کودکان و کمک به آنان برای بیابن احساساتشان بدون پرخاشگری در این موارد مفید است.

کودک ممکن است شاهد دعوا و پرخاشگری والدین یا دیگر اعضای خانواده باشد و از این رفتارها الگو برداری کند. بنابراین کنترل محیط منزل، عدم به کار گیری پرخاشگری در روابط بین فردی اعضای خانواده و همچنین نظارت بر برنامه‌‌های تلویزیونی که کودک مشاهده می‌‌کند می‌‌تواند این اثرات را تا حد ممکن کاهش دهد.

قوانین را به صورت روشن به کودک بگویید. او باید بداند احساس خشم و ناکامی طبیعی است ولی مرزهایی برای شیوه ابراز آن وجود دارد مثلاً زدن دیگران ممنوع است

گاهی به مرور زمان کودک یاد می‌‌گیرد که با بد خلقی و پرخاشگری می‌‌تواند به آنچه می‌‌خواهد دست یابد. اگر والدین در برابر داد و فریاد یا پرخاشگری وی تسلیم شوند او در می‌‌یابد این رفتار راهی برای گرفتن آنچه می‌‌خواهد از بزرگسالان است. بعضی کودکان با فرد خاصی مانند مادر یا مادر بزرگ بیشتر این رفتارها را نشان می‌‌دهند تا با دیگر اعضای خانواده. این موضوع اهمیت برخورد یکسان و یکنواخت همه بزرگسالان در خانواده و اطراف کودک را نشان می‌‌دهد. اگر کودک در یابد که هر وقت و هر کجا پرخاشگری کند پیامد یکسانی متحمل می‌‌شود چنین رفتاری قطعاً کاهش می‌‌یابد.

 

بنابراین علیرغم علت پرخاشگری و بدخلقی کودک رعایت بعضی اصول می‌‌تواند موجب کاهش این رفتارها شود:

ـ در انتظارات خود از کودک و به کارگیری روشهای تربیتی در زمانها، مکانها و توسط افراد مختلف مانند مادر، پدر، مادربزرگ و... تا حد ممکن یکنواخت عمل کنید. قابل پیش‌بینی بودن پیامد یک رفتار به کودک احساس امنیت می‌‌دهد و وی را از سر درگمی می‌‌رهاند و مشکلات رفتاری وی را کاهش می‌‌دهد.

ـ قوانین را به صورت روشن به کودک بگویید. او باید بداند احساس خشم و ناکامی طبیعی است ولی مرزهایی برای شیوه ابراز آن وجود دارد مثلاً زدن دیگران ممنوع است.

ـ در صورت پرخاشگری کودک از روشهای تنبیهی مناسب مانند منزوی سازی استفاده کنید.

ـ بر اثر بد خلقی و قشقرق کودک تسلیم خواسته‌‌های غیرمنطقی او نشوید. این رفتار کودک را نادیده بگیرید. (در عین حال ایمنی کودک را در نظر داشته باشید. اگر وی به کار خطرناکی دست زد بلافاصله باید مداخل کنید).

ـ تلاش کودک برای ابراز مناسب احساسات ناخوشایند مثل خشم را تشویق کنید.

ـ موقعیتهایی که کودک بیشتر دچار بدخلقی و پرخاشگری می‌‌شود مانند زمانی که خسته، گرسنه یا خواب آلود است را شناسایی کرده، توجه به نیازهای جسمانی و روانشناختی کودک را در برنامه ریزی‌‌های روزانه خود در اولویت قرار دهید.

پرخاشگری در کودکان

ج ـ دزدی

تا سن سه سالگی بیشتر کودکان معنای دزدی را درک نمی‌‌‌کنند و حداقل یک سال دیگر طول می‌‌کشد تا آنها مفهوم مال من و مال تو را در یابند.

 

اگر کودک وسایل دیگران را بدون اجازه بر می‌‌دارد راهکارهای زیر را به کار برید:

ـ آرامش خود را حفظ کنید و واکنش بیش از حد نشان ندهید.

 

ـ برای وی توضیح دهید که چیزهایی که متعلق به دیگران است نباید برای خود بردارد.

ـ به کودک بگویید صاحب آن شیئی برای از دست دادن آن، غمگین و ناراحت می‌‌شود.

ـ مطمئن شوید که وی شیئی موردنظر را به صاحبش برگردانده و عذرخواهی کند.

ـ به خاطر داشته باشید با این که کودک ممکن است بداند دزدی کار بدی است چون دیگران به وی چنین گفته‌اند تا سن 7 ـ 6 سالگی ممکن است بدرستی علت بد بودن آن رفتار را درک نکرده و در باره آن احساس گناه نکند.

ـ در صورتی که این مشکل به صورت مکرر و مزمن رخ دهد حتماً با یک مشاور یا روانپزشک کودک مشورت کنید.

د ـ دروغگویی:

دروغگویی یکی از رفتارهای شایع کودکان است که اغلب والدین را خیلی ناراحت می‌‌کند.

دروغگویی کودکان معمولاً سه دلیل عمده دارد:

1ـ کودک واقعیت و خیال را در هم می‌‌آمیزد و گاه تصورات خود را کاملاً واقعی می‌‌پندارد. معمولاً تا 6 یا 7 سالگی، توانایی کودک برای افتراق وقایع واقعی از خیالی، کامل نشده است.

2ـ کودک به نوعی تفکر آرزومندانه پسرفت کرده است و بدین طریق با یک واقعیت غیرقابل تحمل انطباق می‌‌یابد. مثلا کودکی که پدرش وی را ترک کرده است ممکن است داستانهایی در باره این که پدرش شماره تلفن وی را نمی‌‌‌داند بسازد. گاهی کودک با چنان شدتی خواستار این آرزوها است که خود نیز باور می‌‌کند آن چیز را به دست خواهد آورد. مثلاً «من دوست دارم یک دوچرخه داشته باشم» ممکن است به «من برای تولدم یک دوچرخه هدیه می‌‌گیرم» تبدل شود.

کودک به منظور فرار از تنبیه یا انتقاد دروغ می‌‌گوید. وی ممکن است بداند آنچه که می‌‌گوید حقیقت ندارد ولی بتدریج خودش هم بخشهایی از آن را باور می‌‌کند. گاهی اوقات کودکان با هوشتر بیشتر به دروغگویی پناه می‌‌برند تا تایید والدین را از دست ندهند و از عواقب کار خود فرار کنند.

اگر کودک برای فرار از پیامد کار اشتباهش دروغ بگویید بهتر است به جای واکنش شدید نسبت به دروغ گفتن، در باره کار اشتباه او و علت بد بودن کارش با وی صحبت کنید

توصیه‌‌های زیر در برخورد با دروغگویی می‌‌توانند کمک کننده باشند:

ـ در مواجهه با کودکی که دروغ گفته است آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید آرام بمانید.

ـ سعی کنید نوع دروغ کودک را تعیین کنید و بسته به آن واکنش مناسب نشان دهید.

ـ اگر کودک با موقعیتی دشوار روبرو است و آرزوهایش را به عنوان واقعیت بیان می‌‌کند وی را تشویق کنید که به جای این کار به بیان احساساتش بپردازد و از دیگران برای حل مشکلات کمک بخواهد.

ـ‌ اگر کودک برای فرار از پیامد کار اشتباهش دروغ بگویید بهتر است به جای واکنش شدید نسبت به دروغ گفتن، در باره کار اشتباه او و علت بد بودن کارش با وی صحبت کنید.

ـ زمانی که می‌‌دانید کودک کار بدی کرده است خود را درگیر بحث با وی برای اعتراف گرفتن نکنید. مثلاً اگر کودک کیک تولدی را که پخته اید بی اجازه خورده است و آثار شکلات روی کیک را در اطراف دهانش می‌‌بینید به جای اینکه بپرسید «آیا تو کیک را خورده ای؟» و او به دروغ «نه» بگوید، وی را جلوی آینه ببرید و بگویید «کیک خورده شده و به صورت تو شکلات آن چسبیده است. من از تو خواسته بودم به کیک بدون اجازه دست نزنی». در این صورت موضوع صحبت به جای دروغگویی کودک به پیروی از قوانین باز می‌‌گردد.

بخشش راز آرامش

بخشش راز آرامش

بخشش راز آرامش

بخشیدن همیشه هم به پیوندی شادی آفرین نمی انجامد. بعضی اوقات سناریو نیمه تمام می ماند ؛ زمانی که در پاسخ به بخشیدن، بگویید : « من کمترین اهمیتی  نمی دهم.»
شخصی که ما را می آزارد و اهمیت نمی دهد، جراحت را عمیق تر و معجزه بخشیدن را سخت تر می کند. ما نمی خواهیم کسی‌که به رنج ما می خندد را، ببخشیم. همچنین، در بخشیدن کسی که به ما آسیب می رساند، بعد تنهایمان می گذارد تا زخمهایی را که او در زندگی ما به وجود آورده به تنهایی التیام بخشیم، شتابی به خرج نمی دهیم.
وقتی کسی با بدجنسی ما را اذیت می کند، ما هم دلمان می خواهد اورا او را برنجانیم. ما می خواهیم آن آدم هالو و کودن به سزای عمل خویش برسد ؛ کمی به التماس بیفتد. دوست داریم حداقل کمی اشتباهش را بپذیرد و از ما معذرت خواهی بخواهد.
اما کسانی که ما را می رنجانند، همیشه باز نمی گردند و پشیمان نمی شوند. پرسش این است : آیا به هر حال باید آنها را ببخشیم ؟ آیا از اینکه جلوی بخشیدن را بگیریم چیزی دستگیرمان می شود ؟
پیش از آنکه تصمیم بگیریم، باید مطمئن شویم که خودمان چه می خواهیم، وقتی از کسی که درحقمان بدی کرده است می خواهیم پشیمان باشد، در اصل دوست داریم او چه کاری بکند ؟
هر درد و رنجی نیاز به احساس ندامت ندارد ؛ همان طور که هر زخمی نیازمند بخیه زدن نیست. در روابط پیچیده انسانها ما فرصتهای فراوانی داریم تا افرادی را که در حقمان بدی کرده اند، مشت و مال دهیم ؛ اما این گونه نیست که هر بار اذیت وآزار دیدیم، شکافی در قلب دیگری بگذاریم اشتباهات جزئی را با عمل کمی ملایم تر از اظهار ندامت می توان تسکین بخشید.
با پوزش خواستن !
پوزش خواستن ؟ در محاوره این عبارت چه معنایی دارد ؟ در روزگار گذشته پوزشخواهی به معنی تقاضای بی گناهی در مقابل کاری وحشتناک بود.
شبی همسرم با عصبانیت به خانه آمد. او از دست مردی که در پمپ بنزین جای او را در صف گرفته بود، ناراحت بود. بارانی شدید می بارید و دوریس در صف پمپ بنزین نفر چهارم بودم. در آن جا پمپی دو طرفه نصب شده بود که از هر طرف امکان استفاده وجود داشت. سه خودرو جلوی او بودند. سر انجام وقتی که نوبت دورریس رسید، او از خود رو پیاده شد، نزدیک پمپ رفت و درست وقتی که می خواست بنزین بزند، یک استیشن واگن پر از بچه در طرف دیگر پمپ ایستاد. راننده از خودرو بیرون پرید و سوت زنان شروع کرد به بنزین زدن. همسر من عصبانی شد وخود را آماده کرد تا با او مقابله کند.«شما دیدید که من توی صف ایستاده بودم و نوبتم رسیده بود !» مرد گفت :«برای من فرقی نمی‌کند.»       «به نظر من شما دارید کار زشتی انجام می‌دهید»،«من اهمیت نمی‌دهم شما چه نظری دارید.»،« بچه های شما دارند تماشا می کنند، شما اهمیت نمی دهید آنان چه فکر می‌کنند؟»،«نگاه کن خانم، من گفتم که، اهمیت نمی‌دهم شما چه فکر می‌کنید.»
او این مکالمه را برای من باز گفت ؛ گویی من قاضی راننده‌های متخلف در دنیا بودم. ((اگر من مرد بودم، او جرأت نمی کرد این کار را با من بکند!)) احتمالا" نه.
آیا یک پوزشخواهی مؤثر بود؟ مجسم کنید دوریس هفته بعد آن مرد را در همان پمپ بنزین می‌دید، آن مرد نوبت خود را به به دوریس می‌داد و می‌گفت : «از بابت هفته گذشته متأسفم، بچه ها مرا دیوانه کرده بودند، خیلی عجله داشتم که به خانه برسم خیلی دیرم  شده بود.»تصور می کنم دوریس کوتاه می‌آمد، یعنی عذرخواهی آن مرد همه مسایل را می‌توانست حل کند.
وقتی بلبرینگهای زندگی درحال فرسوده شدن است، پوزشخواهی آن را روغن‌کاری می‌کند. پوزشخواهی بزرگ منشانه تعظیمی به تمدن است. حالتی که به مردم کمک می‌کند بایکدیگر کنار آیند و سر سوزنی دل یکدیگر را به دست آورند.
بنابراین، به بسیاری دلایل دیگر، پوزشخواهی کاری را می تواند بکند که پشیمانی قادر به انجام دادنش نیست.
افراد قدرتمند و آب زیر کاه از پوزشخواهی به جای اظهار ندامت سود می برند. آنان به اعتماد خیانت می کنند و وقتی که رازشان برملا می شود می گویند در مورد قضاوت نادرست متأسف اند.   آنان از پشت پوزشخواهی شان لبخند می زنند، در حالی که جرمشان پشیمانی را می طلبد. آنان عجالتا" کارها را راه می اندازند، تنها به این دلیل که ما حس خود را نسبت به تفاوت میان پوزشخواهی و پشیمانی از دست داده ایم.
مردم عادی نیز چنین می کنند. ما کار واقعا" اشتباهی انجام می دهیم، اما وقتی که می‌خواهند به حساب ما برسند، سعی می کنیم با یک پوزشخواهی اشتباه خود را لاپوشانی کنیم : « اوه عزیزم تو داری غلو می کنی. اما اگر شما اصرار کنید، می گویم که متأسفم. پس، بیا از این موضوع بگذریم. » مانوری سریع در اطراف رنج پشیمانی !
ما نباید به یکدیگر اجازه دهیم که خطایی بکنیم، اما مجازات نشویم. آسیبی عمیق و ناعالانه، تنها لغزشی در رفتار و گفتار نیست.
ما نمی توانیم همه چیز را از همه کس تحمل کنیم. بعضی چیزها تحمل ناپذیرند. وقتی که کسی ما را عمیقاً و ناعادلانه می آزارد، پوزشخواهی مؤثر نیست. تنها بی اهمیت جلوه دادن خطاست که نباید سرسری گرفته شود.
اگر کسی بابت خیانت به شما پوزش می خواهد، باید بدانیدمی خواهد به دوز وکلک از مهلکه بگریزد ؛ پوزشخواهی او را نپذیرید. اگر کسی، پس از آنکه قول داد دوست شما باشد درباره تان دروغ گفت، شما باید به او بگویید باحقیقت روبه رو شود، یا شما را تنها بگذارد.
خوب، حالا اگر بعضی خطاها با اندوه پشیمانی آمیخته شده اند، پیش از آنکه از طرف بخواهیم اظهار ندامت کند، باید تصویر روشنی از آنچه می خواهیم داشته باشیم. ندامت، کوهی چهار طبقه است، ما باید هر چهار طبقه را پشت سر بگذاریم تا از آن بگذریم. بگذارید آنها را نام ببرم.

سطح استنباط
نخستین لحظه بیداری وقتی آغاز می شود که عمل خود را از طریق چشم دیگری می بینید. شما در می یابید که احساس آنان درباره آنچه انجام داده اید حقیقت دارد.
شما به سطح ادارک بین فردی رسیده اید.
لازم نیست شما جزئیات در گیرتان را دقیقاً همان طور که آنان می بینند،ببینید. احتمالاًپس از بارها توضیح دادن در مود نحوه وقوع آن، هرگز توافق نمی کنید. اشکال ندارد. وقتی که آنان می گویند آنچه شما در موردشان انجام داده اید از روی پستی و ناعادلانه و رنج آور بوده است، می بینید که حق دارند.

سطح احساس
حالا شما از ادراک به درد و رنج می رسید. شما در اینجا رنجی را احساس می کنید که باعث شده اید شخص دیگری احساس کند. شما در آزاری که تحمیل کرده اید شریک می‌شوید.
تا اندازه ای به روح دیگری وارد می شوید و در رنج او سهیم می گردید. در آنجا احساس می کنید گویی درسرما هستید ؛ پای برهنه در برف. در جهنم درونی محکومیتی که سزاوارش هستید قرار دارید. نام خانوادگی این نوع رنج « گناه» است.

سطح اعتراف
وقتی به آنان که آزارشان داده اید می گویید درک می کنید که آنچه به انجام رسانده اید تحمل ناپذیر بوده است و در رنج آنان شریک هستید، به سطح اعتراف رسیده اید. اگر آنان حرف شما را باور کنند، غصه ای را که شما جداگانه می خورید، به یک غصه تبدیل می‌شود.
وقتی به این ترتیب اعتراف کنید، از پذیرفتن کار خطای خود یک قدم پیش تر رفته اید. بعضی اوقات جنایتکاران به جایی می رسند که دیگر اتهام وارده بر خود را رد نمی کنند و در بست همه چیز را می پذیرند.
حقوقدانان به این حالت اعتراف می گویند. اما این آنچه من می خواهم بگویم نیست. بعضی وقتها، تروریستها گردنشان را می شکنند تا بدترین نوع ظلمها را سرزنش کنند ؛ اما با کلماتی که ما به کار می بریم اعتراف نمی کنند.
اقرار واعتراف مورد نظر ما با برملا کردن موضوع فرق دارد. اقرار کردن برای تصفیه حساب کردن نیست، بلکه برای درمان شدن و شفا یافتن خودمان است.
وقتی در مقابل کسی به کارهای خود اعتراف می کنید،اینطور نیست که انجام دادن آن کار را کاملاً پذیرفته اید، بلکه به آن شخص می گویید از آزرده خاطر کردنش آزرده خاطرید و واقعاً می خواهید مورد عفو و گذشت آن شخص قرار گیرید.
می دانم که اعتراف در برابر دوستان خیلی مشکل است – در برابر خداوند اعتراف کردن بسیار آسان تر است از اعتراف نزد برادری زخم خورده و هر اندازه که عمیق تر آزارشان دهید، اعتراف کردن به آن سخت تر می شود. وقتی که اعتراف می کنید، خود را بی دفاع در دستان شخصی که آزرده اید قرار می دهید. از ته دل به او اعتمادمی کنید وبه جز امیدی برای دیدن نشانه ای از محبت، چیزی با خود ندارید.

سطح قول دادن
اگر اشتباه بودن کاری راکه انجام داده اید خوب دریافت و احساسش می کنید،
میل شدیدی خواهید داشت که آن اذیت و آزار را دوباره تکرار نکنید. بنابر این،قولی خواهید داد. تا وقتی که قول نداده اید بار دیگر با عملی نامنصفانه و حاصل روابط خود را تیره و تار نخواهید کرد. چرا باید توقع داشته باشید که اعتراف شما راجدی بگیرند ؟
شما تضمین نمی کنید. بهترین آدم ها زیر قولشان می زنند. اما هر کس که مورد آزار قرار گرفته است درست کم انتظار نیت خالصانه دارد.
پس، اینها چهار مرحله کوه ندامت هستند : استنباط، احساس، اعتراف، قول دادن.
به نظر می رسد دست باشد کسانی که می خواهند شما آنان را ببخشید، علامتی از ندامت از خود نشان دهند.
اما تصور کنید که شما کسی بوده اید که مورد اذیت و آزار قرار گرفته اید. آیا واقعاً میل نداشتید پیش از آنکه طرفتان را ببخشید، پشیمانی اش را ببندید ؟ آیا این گونه نیست که وقتی آن شخص از پشیمان شدن سرباز می زند، ما هم از گذشت و بخشیدنش امتناع می‌کنیم ؟
داستایوفسکی در کتاب جنایت ومکافات سرگذشت مارملودوف را می گوید :مارملودوف آدمی دایم الخمر بودکه هر کس که او را دوست می داشت می آزرد. او دختر فرشته خوی خود سونیا را واداشت که در خیابان بایستد و تن فروشی کند تا برای او مشروب بخرد. او پول مشروب و مخلفات آن را از زنش کاترینا که سالها با اورنج برده بود، دزدید.
اما مارملودوف خیلی انتظار داشت که سر انجام خداونده بخشنده او را مورد حمایت خودش قرار دهد. پدر او را مسخره می کرد، مورد سرزنش قرار می داد و از بس که آدم پستی بود، او را لایق لطف خداوندی نمی دانست. او چطور از مجازات مبرا شود ؟ او مثل موش کثیفی بود که گمان می کرد سزوار است عمارتی بزرگ دربهشت برای او بسازند.
مارملودوف گفت، آه، این صرفاً یک راز است : او می دانست که سزاوار نیست. او نگرشی داشت مبنی بر اینکه خدا همه اسرافکاران جهان را می پذیرد. « قدم  پیش گذارید شما ای مستان، قدم پیش گذارید شما ای ضعیفان، قدم پیش گذارید شما ای حرامزاده ها ! » و همه ما 000 جلوی او می ایستیم. او به ماخواهد گفت : « ای آدمهای ملعون اما شما نیز بیایید » و عاقلان خواهند گفت : « اوه خدایا، چرا این مردان را می پذیرند ؟» و خدا به منتقدان خواهد گفت : « برای این اینها را می پذیرم که هیچ کدام از آنان خود را شایسته نمی دانند. »
هنر برگشتن به دوستی، پس از آنکه کسی را آزار دادیم، دانستن آن است که ما به آنجا تعلق نداریم. ما باید بدانیم که شایسته نیستیم و مانند مارملودوف، باید چنین بگوییم. اگر ما کسی را آزرده خاطر کرده ایم، باید احساس ندامت کنیم ؛ ندامت تنها راه ورود به بخشیدن است.
آن طور که در انجیل می خوانیم، به نظر می رسد خداوند سختگیر است
. وقتی عیسی حواریون  خود را فرستاد که به جهانیان بگویند که خداوندبخشاینده است او گفت از مردم بخواهند که توبه کنند. از این رو سن پیتر گفت : (( توبه کنید تا خدا گناهان شما راببخشد ))
چرا ؟ چرا وقتی می خواهیم بخشیده شویم باید توبه کنیم ؟
من باور نمی کنم خدا بخواهد که ما به پایش بیفتیم تا این لذت را به او بدهیم که اضطراب ما را بنگرد.
حدس من این است که خدا توبه ما را می خواهد، نه به عنوان شرایطی که مورد احتیاج او باشد، بلکه به عنوان شرایطی که ما احتیاج داریم. آنچه خدا می خواهد این نیست که ما در قلب و ذهن او بخشیده شویم، بلکه آن است که ما در قلب و ذهن خود احساس کنیم بخشیده شده ایم. او می خواهد گرد همایی صادقانه ای با فرزندان خود داشته باشیم. در خواست توبه، تنها یک روش درخواست صداقت بوده است.
در مورد ما که فانی هستیم چگونه است ؟
آیا با بخشیدن خود را در مورد کسی که آن را نمی خواهد هدر دهیم ؟ یا تصدیق کنیم که به آن احتیاج دارد؟ بخشیدن در برابر عدم ندامت ؟ بگذارید دوباره مرور کنیم.
به نظر من، واقع گرایانه این است که کسانی که مارا آزرده اند ببخشیم ؛ چه اظهار ندامت بکنند یا نکنند.
نخست آنکه، زمان نمی گذارد اشخاص همیشه با ما باشند. آنان ممکن است پیش از پشیمانی بمیرند ؛ اما ما احتیاج داریم که آنها را ببخشیم.
دوم، از این رو که به دیگران اجازه دهیم خودشان مسئولیت بپذیرند ؛ زیرا ما نمی توانیم آنان را به احساس پشیمانی وا داریم ؛ بگذارید خودشان مسئولیت دور از ماندن از ما را به عهده بگیرند. اما چرا باید اجازه دهیم آنها ما را از شفا یافتن باز دارند ؟
پس لازم است ما، به خاطر خودمان، کسانی را که پشیمان نشده اند نیز ببخشیم و برای اینکه در بدبختی خود غرق نشویم، احتیاج داریم کسانی را که بی خیال هستند نیز ببخشیم. بگذارید دیگری خودش از خودش مراقبت کند.
من از یکی از عقاید یهودیها که در توراتی مربوط به عهد عتیق به نام « تورات عهد عتیق » بر اهتمام دوازده موبد نوشته شده است خیلی خوشم می آید. در آنجا نوشته شده : « اگر کسی نسبت به شما گناهی مرتکب شد و اعتراف کرد او را ببخشید 000 اما اگر خجالت نکشید وادامه داد باز هم او را از صمیم قلب ببخشید و وی را به خدا واگذار کنید. »
تقاص را به خدا واگذارکنید – که، به نظر من، روش کنار آمدن ما با کسانی است که آزارمان می دهند و برایشان اهمیتی ندارد.
می دانم که اوج عفو و بخشیدن، دو نفر را می طلبد ؛ اما شما می توانید واقعیت بخشیدن را بدون اوج آن داشته باشید. همیشه لازم نیست چیزی را کامل داشته باشید تا از آن لذت ببرید. یک غنچه گل هم زیبایی خود را دارد ؛ حتی اگر هرگز به گل تبدیل نشود. صعود از کوه به انسان احساس رضایت می دهد ؛ حتی اگر به قله نرسیم. بخشیدن واقعی است ؛ حتی اگر به شفای بخشاینده نینجامد. آیا باید خود را به نفرت محکوم کنید، تنها به دلیل اینکه کسی را که لازم است ببخشید، بخشیدن شما را نمی خواهد ؟
باز گردیم به اصول ! گذشت فرایند است. یک مرحله آن شفای ذهن گذشت کننده است. اگر کسی که او را بخشیده اید می خواهد همان طور که بوده است بماند، بگذارید باشد. شمامی توانید به تنهایی به سوی آزادی پرواز کنید.

روان شناسی دنیای نوجوانی

روان شناسی دنیای نوجوانی

روان شناسی دنیای نوجوانی

دوست نوجوان خود باشیم

دوران نوجوانی را می توان دوران الگوپذیری و یا به عبارتی دوران شکل گیری شخصیت نام برد. در این حالت شخص نه کودک است و نه جوان.
نوجوان در این سن از اطرافیان و اشخاص مورد علاقه اش الگو می گیرد.در این دوران خانواده یا می تواند حامی و راهنمای او باشد و یا می تواند تنها او را نهی کند و بگوید این کار را بکن ، این کار رانکن.
نوجوان در این دوران می خواهد که ابتدا الگویش را از خانواده و محیط خانه انتخاب کند ، اما گاهی خانواده در این امر .........
بعضی از خانواده ها گله می کنند که ما همیشه در کنار او نیستیم و دقیقا نمی دانیم که چه دوستانی دارد، ان ها نیز راست را می گویند،اما چه خوب است که ما هم برای فرزندمان علاوه بر این که مادر،پدر باشیم دوست خوبی هم باشیم. دوستی که او به ان اعتماد کند ، احساساتش را به او بگوید. برای دوست شدن با او آسان ترین و اولین راه گفتن صادقانه ی جمله ی دوستت دارم است بدون هیچ پسوند، پیشوندی، بدون هیچ کلمه ی دیگری.صادقانه به او بگویید که چقدر وجودش در کنارتان شادی بخش است. نگذارید که فاصله سنی تان مانع صمیمیت تان شود. نوجوان در این سن دوست دارد که به او اعتماد کنند،او را ان طور که هست بپذیرند. یادتان باشد که او ذره ای از وجودتان است با وجود خود دوست باشید.

دنیای پررمز و راز نوجوانی
اغلب والدین از آگاهی و شناخت کافی درباره نحوه رفتار صحیح با فرزندانشان برخوردار نیستند که خود باعث بروز مشکلاتی در خانواده می شود.
فرزندان ما در دوران زندگی خود مراحل مختلف را طی می کنند و در هر مرحله نیازهای تربیتی ویژه ای دارند. از اینرو بایستی با مراحل دوران زندگی آشنا شده و از نکات تربیتی ویژه آن دوران استفاده کنیم.
دوره بلوغ مهمترین فصل زندگی هر انسانی است.
دوره نوجوانی دوره ای است که در آن دختران و پسران از لحاظ شناخت عاطفی، هیجانی اجتماعی و جهانی از کودکی به سوی بزرگسالی حرکت می کنند بعبارتی این دوره شکوفا شدن توانمندیهاست و دوره سازندگی هر فرد است.
دوره بلوغ با تغییرات هورمونی بدن همراه است که گاه موجب بروز اشتباهات و پرخاشگری، رشد سریع بدن و سرپیچی ها می شود. نوجوان خود را تافته جدا بافته ای دانسته و انجام هر عمل را فقط حق مسلم خود می داند و به نظر دیگران اهمیتی نمی دهد. در این دوران نوجوان احساس ناامنی می کند و بدنبال یک تصویر جدید از خود می گردد بخصوص ایجاد تغییرات بدنی در او این فکر را تشدید می کند، بیشتر نوجوانان بصورت انتزاعی فکر می کنند و درباره تمامی زمینه ها می اندیشند همچون مذهب- اجتماع- اخلاقیات- صداقت وغیره.
بنابراین لازم است تا خانواده در سن بلوغ با فرزندان خود دوست و مهربان باشند و با ملایمت رفتار نمایند.
دشواریها و پیچیدگی تربیت فرزند در دوره نوجوانی بیش از هر دوره دیگر است و بسیاری از مشکلات اخلاقی و رفتاری نوجوان ریشه در برخوردهای نامناسب پدران و مادران و مربیان دارد از آنجا که شخصیت فرزندان در خانواده شکل می گیرد هر قدر افراد خانواده به فرزندان احترام بگذارند سبب می شود تا آنها نسبت به والدین اطمینان و اعتماد بیشتری پیدا کنند. یکی از چیزهایی که به فرزندان بخصوص در دوره نوجوانی شخصیت می دهد مشورت کردن با آنان در مسائل خانه است این کار باعث می شود که آنان احساس وجود کنند و در نتیجه با والدین بیشتر احساس دوستی کرده و آنچه در دل دارند با آنان در میان بگذارند.
ایجاد رابطه صمیمانه با نوجوانان باعث می شود که بسیاری از نیازهای فرزند در محیط خانواده برآورده شود و نوجوان دچار کمبود محبت نشود و خانه به پناهگاه عاطفی و امن برای نوجوان تبدیل شود و بدین ترتیب او در این پناهگاه احساس امنیت کرده و آرام می گیرد و بدنبال پناهگاه دیگری نمی گردد.
نبود ارتباط دوستی های خطرناک را به دنبال دارد ؛ بخصوص در دختران که موجب ارتباط با جنس مخالف شده که به علت برخوردار نبودن نوجوان از پختگی لازم به راحتی طعمه حوادث می شود.
استقلال طلبی یکی از ویژگی های بارز نوجوانی است و بدین لحاظ او انتظار دارد که دیگر او را به چشم یک کودک نگاه نکنند و به او شخصیت و بها دهند. هرگونه رفتار والدین ضداستقلال طلبی نوجوان باشد عکس العمل های روانی پنهان یا آشکار را بدنبال خواهد داشت.
بنابراین لازم است برای تربیت نوجوان به آزادیهای مشروع و معقول آنها احترام بگذاریم. اگر بخواهیم بدون چون و چرا مطیع محض ما باشند در واقع زمینه استعداد و شکوفایی را در آنها از بین برده ایم.
یکی از اهداف مهم تربیت، پرورش روحیه آزادی در فرزندان است. آزادی فرزندان با هدایت و نظارت دورادور باید انجام شود نه بصورت علنی.
گاهی مواقع لازم است تحمل مخالفتهای آنان را داشته باشیم و از پند و اندرز دادن جلوگیری و عیوب آنها را در خفا بصورت غیرمستقیم به آنها یادآوری کنیم.
یکی از مسائلی که در تربیت فرزندان بسیار قابل توجه است توانایی هایی است که آنها دارند بنابراین هرگز نباید آنها را با دیگران مقایسه کرد و ناتوانی هایشان را به رخشان کشید.  باید به نوجوانان اجازه دهیم تا از خودشان تصویری مثبت بیافرینند و هرگز نباید بیش از تحمل و توانایی هایشان از آنان توقع داشته باشیم.
گاهی لازم است مسئولیت کارشان را بدون کمک دیگران بپذیرند تا احساس خودکفایی کنند و گاهی نیز لازم است تا محرومیت ها و رنج های آنها را تحمل کنیم تا مقاومت روحی و مناعت طبع آنها افزایش یابد؛ زیرا چنانچه محرومیت از روی اعتقاد در میل و رغبت باشد عوارض روانی ایجاد نمی کند.
باید آنچه که نوجوانان را غمزده و اندوهگین می کند شناخت و بلعکس از آنچه که او را شاد می سازد آگاه شد، همیشه نباید بر این باور بود که بهتر از فرزندانمان می دانیم گاهی لازم است تا مجری نظرات آنها باشیم. باید سعی کرد توقعات فرزندان را در حد معمول برطرف ساخت؛ زیرا آنها باید با واقعیت ها روبرو شوند و همچنین لازم است احساسات عاطفی خود را به آنها بروز داده تا بدانند دوست داشتنی و قابل احترام هستند.
اوقات فراغت نوجوانان بسیار مهم و قابل توجه است اگر والدین زمینه تفریحات سالم را بوجود آورند مسائلی همچون بزهکاریها کمتر پیش خواهد آمد و از آنجائیکه بسیاری از انحرافات از کمبودهای عاطفی سرچشمه می گیرد از آثار معجزه آسای محبت نباید غافل بود. گرچه حد اعتدال باید برای نظرات و احساسات نوجوان ارزش قائل شد و هیچگاه نباید بی رویه به وسایل شخصی و حریم خصوصی تعرض کرد.برای خطاب کردن نوجوانان خوب است که همیشه با تعبیر شما خطابشان کنید. بدانیم که زیاده روی در تذکر و سرزنش نیز پیامدی بجز گستاخی ندارد.

ادامه نوشته

وابستگی همسر به خانواده اش

وابستگی همسر به خانواده اش

وابستگی همسر به خانواده اش
آیا همسرتان بیش از اندازه به خانواده اش وابسته است؟
آیا او اجازه می دهد تا خانواده اش در جزیی ترین مسائل زندگی زناشویی تان دخالت کنند؟ این نکات می توانند به شما کمک کنند تا کمی رفتار همسرتان را اصلاح کنید.

یکی از مشکلات شایع زن و شوهرها وابستگی زن یا شوهر به خانواده اش است که تاثیرش را به صورت دخالت های خانواده ها در زندگی نشان می دهد. بسیاری از افراد بالغ فکر می کنند بعداز عبور از دوران نوجوانی، یک شخصیت مستقل از خانواده دارند اما زمانی که به دلایلی مثل ازدواج از خانواده دور می شوند وابستگی های عمیق عاطفی و فکری شان به چشم می آید. وابستگی به پدرومادر به سه شکل در این افراد دیده می شود. آنها یا در تصمیم گیری به پدر و مادر وابسته هستند، یا از لحاظ عاطفی و احساسی وابستگی دارند ویا آنها را به عنوان مرجع حل اختلافات وارد روابط زناشویی شان می کنند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات ؛ فقط وقتی می توانید رابطه زناشویی تان را سالم توصیف کنید که پیوند عاطفی عمیقی بین شما و همسرتان برقرار شده باشد. هر زمان که این ارتباط عاطفی را باافراد دیگری سهیم شوید، آشکارا در یک چرخه بیمارگونه ای از روابط قرار گرفته اید. اگر می خواهید این رابطه ناسالم را از بین ببرید باید به خودتان و همسرتان کمک کنید تا از وابستگی های شدید به پدر و مادرش رها شود، بدون اینکه ذره ای در احساس دوست داشتن پدر و مادر، خللی وارد شود.اولین کاری که باید انجام بدهید، توجیه همسرتان است. او باید بپذیرد که وابستگی شدید او به پدر و مادرش برای رابطه شما مخرب و آسیب رسان است. تا زمانی که همسرتان به این نتیجه نرسیده باشد که باید رابطه با پدر و مادرش را محدود کند نمی توانید رفتارش را اصلاح کنید. اما چطور می توانید همسرتان را متقاعد کنید که این رابطه را محدود کند؟

تصمیم گیرنده، شما هستید

آیا همسرتان در همه موارد کوچک و بزرگ زندگی با پدرومادرش مشورت می کند؟همسرتان باید بفهمد که دخالت های پدرومادرش در تصمیم هایی که هیچ ربطی به آنها ندارد زندگی شما را مختل می کند. شما به عنوان یک زوج باید بتوانید تصمیم هایی قاطعی برای زندگی بگیرید و هیچ کس مگر در مقام مشورت نباید در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری شما دخالت کند. بعضی از پدرومادرها دراین موارد هوشمندانه عمل می کنند و منتظر می مانند تا مخاطب قرار بگیرند و نظرآنها پرسیده شود. اما بعضی از پدرومادرها به عنوان یک عقل کل بدون هیچ دعوتی وارد تصمیم گیری ها می شوند. این شانس شماست که باکدام دسته روبه رو باشید و آنها تا چه اندازه بر همسرتان تسلط داشته باشند. در هر صورت شما باید همسرتان را از تاثیر نظرات بی مورد خانواده ها در زندگی تان آگاه کنید و به او هشدار بدهید که ادامه این روند چه آسیب های شدیدی به رابطه می زند.

البته همیشه پدرومادرها نیستند که می خواهند نظرات شان را تحمیل کنند. اگرهمسرتان عادت داشته باشد درهرموردی از پدر و مادرش نظر بخواهد و ترجیح بدهد آنها راه و روش زندگی را یاد بدهند درحالیکه شما شخصیت مستقل و غیروابسته ای داشته باشید با مشکلات جدی تری مواجه می شوید.استقلال یکی از نشانه های رشد شخصیتی و بلوغ فکری و روحی است. اگر همسرتان به این بلوغ نرسیده باشد زندگی برای شما بسیار مشکل خواهد بود. به همسرتان بفهمانید که او نیاز به رشد و پرورش روحی و فکری دارد. شما حق دارید که از دخالت های بی جا و بی مورد خانواده ها در زندگی تان عصبانی شوید و باید دلیل عصبانیت و ناراحتی تان را برای همسرتان توضیح بدهید. به او بگویید که چرا لازم است خودتان درباره مسائل زندگی تان تصمیم بگیرید. می توانید به نتایج تأسف باری که دخالت های خانواده در زندگی تان داشته است اشاره کنید و به همسرتان بفهمانید که اگر درموضوعات گذشته فقط خودتان و همسرتان تصمیم می گرفتید و یا از یک فردآگاه و معتمد مشورت می گرفتید اوضاع چقدر بهتر می بود.

یکی از دلایلی که باعث می شود، پدرومادر به خودشان اجازه دخالت در زندگی فرزندشان را بدهند، ضعفی است که در شخصیت فرزندشان می بینند. پس همسرتان را تایید کنید. او را در نظرات مستقل و قاطعی که دارد تحسین کنید. حتی لازم نیست که اشاره ای به خانواده اش بکنید و فقط رفتارش را تحسین کنید. اعتماد به نفس از دست رفته همسرتان را به او بازگردانید و او را به این باور برسانید که قادر است بدون تکیه کردن به پدرومادرش یک روش درست زندگی را پیاده کند.

عاشق شما، شیفته پدر و مادر

اگر همسرتان از لحاظ عاطـــــفی و احســــــاسی به خانواده اش وابستگی دارد و نیازهای روحی اش را فقط در محبت پدرومادرش تامین می کند، شما حق دارید از این وضعیت ناراحت شوید. اگر او به جای اینکه با شما درباره روزی که گذرانده و اتفاقاتی که افتاده است با پدرومادرش صحبت کند یا ساعت های طولانی با آنها حرف بزند اما علاقه ای به گفتگو با شما نداشته باشد، یک مشکل جدی در زندگی و رابطه زناشویی تان ایجاد خواهد شد.

اصل احترام، راه حل بسیاری از مشکلات زناشویی است. به همسرتان یادآوری کنید که باید پیرو این اصل و قاعده اخلاقی رفتار کند. خود شما هم باید تابع این قاعده اخلاقی باشید و بدون هیچگونه حرمت شکنی از همسرتان بخواهید تا رفتارش را اصلاح کند. درمواردی هم می توانید از خانواده همسرتان بخواهید تا این روابط احساسی غیرعادی را کم کنند. از آنها بخواهید تا رفت وآمدها را محدودتر کنندالبته شاید خانواده همسرتان درک و پذیرش خواسته شما را نداشته باشند زیرا می توانستند از ابتدا روش درستی را پیش بگیرند با این حال این حق شماست که به آنها توضیح بدهید که این نوع ارتباط های عاطفی به زندگی شما آسیب می رساند. درعین حال سعی کنید ارتباط صمیمی تری با همسرتان برقرار کنید. این کار در ابتدابسیار سخت است زیرا همسرتان ترجیح می دهد مسائلش را با خانواده اش مطرح کند. شما باید صبروتحمل بیشتری داشته باشید. بیشتر به همسرتان نزدیک شوید، با او درد و دل کنید و به شیوه ای که با روحیات همسرتان سازگار است او را تشویق کنید تا با شما حرف بزند.

این نکته را در نظر داشته باشید که محدود کردن روابط با پدرومادر به معنای قطع صله رحم و هر نوع وابستگی عاطفی نیست. محدود کردن روابط خانوادگی فقط برای کنترل و تسلط شما بر رابطه زناشویی تان است. یادتان باشد که قطع ارتباط با پدرومادر نه تنها مشکل شما را حل نمی کند بلکه بر مشکلات شما اضافه می کند.

دعوای زن وشوهری، دخالت های پدر و مادری

آیا همسرتان هر نوع اختلاف و درگیری ای که با شما به وجود می آید را به خانواده اش گزارش می دهد؟این مسئله یکی از اشتباهات رایج زن وشوهرهاست که برای هم صحبتی، مشورت کردن و پیدا کردن راه حل مشکلاتشان گوشی تلفن را برمی دارند و به پدرومادرشان صحبت می کنند. ناراحتی شما از این مسئله کاملا طبیعی است. زیرا این کار نوعی بی احترامی به شما و حریم های خصوصی زندگی زناشویی است.

با همسرتان صجبت کنید و از او بپرسید در اختلافات گذشته پدرومادرش چه کمکی به او کرده اند؟آیا او نمی داند که در بیشتر موارد اختلاف شما بیشتر شده است؟آیا فکر نمی کند حرمت ازدواجشان شکسته می شود؟گاهی لازم است به همسرتان یادآوری کنید که شما اختلافاتتان را کنار می گذارید اما خاطره دعوای شما هرگز از ذهن پدرومادرها پاک نمی شود و شما تنها تصویر مخدوشی از روابطتان برای آنها می سازید. زمانی که هر دوی شما آرامش دارید با هم درباره این مسئله حرف بزنید. بدون اینکه همسرتان را متهم کنید و یا سرکوفت بزنید از تاثیرات منفی کارش بگویید. به او پیشنهاد بدهید که هر وقت مشکل و اختلافی با شما پیدا کرد گزینه های بهتری را برای به آرامش رسیدن و یا مشورت کردن پیداکند. شما باید در ترک این عادت به همسرتان کمک کنید. شاید بهترین راه حل این باشد کمتر با همسرتان درگیر شویدو اختلافاتتان را کم کنید.

یکی از عادت های بد همسر شما می تواند این باشد که او بعد از یک جرو بحث و درگیری خانه را ترک کند و به خانه پدر یا مادرش برود.اگر همسرتان چنین روحیه ای داردسعی کنید مانع این نوع تصمیم گیری های آنی شوید. اول از همه اختلافاتتان را رفع کنید اما اگر گاهی این اختلافات سربرمی آورند و درگیری ایجاد می شود از او بخواهید تا درخانه بماند. اگر او نیاز به تنهایی دارد، از خانه خارج شوید. او را به سفر بفرستید. سعی کنید کمی فاصله بگیرید اما از او بخواهید خانه را ترک نکند و دیگران را وارد مشکلاتتان نکند.



***

وقتی با همسرتان حرف می زنید به این نکات توجه کنید:

- وقتی می خواهید درباره این مشکل حرف بزنید سعی کنید عاقلانه و آگاهانه این کار را انجام دهید، او را درک کنید و عصبانی نشوید.

- زمانی را برای صحبت درباره این موضوع در نظر بگیرید که هر دو استراحت کرده اید، گرسنه نیستید و در حوصله دارید. بسیاری از مواقع زن وشوهرها موقعیت مناسب برای یک گفتگو را مهیا نمی کنند و دررختخواب و یا بعد از یک مهمانی طولانی در خانه جروبحث راه می اندازند. اما وقتی خسته هستید و می خواهید بخوابید زمان مناسبی برای این کار نیست.

- زمانی که می خواهید در مورد خانواده او صحبت کنید، گام به گام پیش بروید. به یاد داشته باشید که همسرتان نکات منفی بیشتری نسبت به شما در مورد خانواده اش می داند، اما ممکن است نخواهد آنها را به زبان بیاورد. وقتی شما به طور متناوب از خانواده همسرتان شکایت کنید، ممکن است همسرتان با اینکه به شما حق بدهد در مقابل شما موضع بگیرد.

- به یاد داشته باشید که شما یک زوج هستید وبه یکدیگر متعهد هستید، حتی اگر در مورد جزئیات هم به توافق نرسید می توانید با هم به مشکلات غلبه کنید. مثلا در مورد مشکلاتی مانند دخالت های خانواده ها، پاسخ به نیازهای همدیگر، تربیت و طرز تنبیه و تشویق کودک؛ می توانید بدون آنکه درباره تمام جزئیات با هم توافق داشته باشید، راه حلی بیابید.

- اولویت اصلی شما باید حفاظت از خانواده تان باشد. اجازه ندهید خانواده خودتان در زندگی تان دخالتی داشته باشند. آنوقت است که می توانید از همسرتان این توقع را داشته باشید که اجازه ندهد کسی وارد تصمیم گیری ها و روابط عاطفی شما بشود.

- اگر بعد از انجام تمام این مراحل، همچنان رابطه تان تحت تاثیر دخالت ها و وابستگی ها است، از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

- به اظهارنظرها و تصمیم گیری های مستقل همسرتان توجه کنید و آنها را معتبرتر از نظرات دیگران بدانید. او را تشویق کنید که خودش تصمیم گیرنده باشد و نه اینکه تابع نظرات دیگران باشد.

- بیش از اندازه حساسیت نشان ندهید. ممکن است وابستگی های همسرتان طبیعی باشد و شما آن را زیاد ببینید. اگرپدرومادر همسرتان تجربه و دانش بیشتری در یک مورد خاص دارند، هیچ ایرادی ندارد که از آنها مشورت بخواهید.

- هرگز همسرتان را تشویق به قطع ارتباط با پدرومادرش نکنید و نگویید« یا من یا پدرومادرت». اگر دخالت های آنها و وابستگی همسرتان بسیار بیمارگونه و آسیب زننده است تمام تلاشتان را بکنید تا با استفاده از این پیشنهادها او را متقاعد کنید که روش اشتباهی را در پیش گرفته است. اگر واقعا لازم است ارتباط با خانواده همسرتان را قطع کنید اجازه بدهید او خودش به این نتیجه برسد.

- کسی که شما با او طرف هستید همسرتان است. پس این مشکل را با همسرتان حل کنید و با بدزبانی و توهین به پدرومادرش عصبانیت و ناراحتیتان را خالی نکنید.

هراس اجتماعی و درمان آن


هراس اجتماعی نوعی اختلال اضطرابی است كه پس از افسـردگـی و اعـتـیاد به مواد مخدر مــتـداول‌تـریــن اخــتـلال روانشناختی محسوب می‌شود.افـرادی كـه دچـار هـراس اجتماعی هستند در مـوقعیـت‌های اجتماعی اضطراب شدیدی را تجربه می‌كنند. این‌گونه افراد از موقعیت‌هایی كه امكان دارد از سوی دیگران مورد قضاوت و بررسی قرار گیـرند هـراس دارند. آنها دائـما از آن بیـم دارنـد كـه مــورد قضاوت، ارزشـیابی، انتقاد، تحقیر و تمسخر دیگران واقــع شوند. البته اغـلب مـردم در موقـعیـت‌های خـاص اجتماعی مـانند صحبت در جمع و یا ورود به یك مكان مملو از افراد ناآشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـی شـده و مــضطرب می‌گردنـد كـه ایـن نـوع تــرس همـگـانی بیـانـگر هـــراس اجتماعی نیست.

در صـورتی اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعی پیدا می‌كند كه:

۱) باعث شود فرد از موقعیت هراس‌آور اجتناب كند.

۲) هرگاه نتواند از آن بگریزد آن موقعیت را با استرس و پریشانی شدید تحمل می‌كند.

۳) در زندگی روزمره فرد تداخل قابل ملاحظه‌ای پدید می‌آورد: كار، تحصیل، خـانــواده و زندگی اجتماعی.

نشانگان هراس اجتماعی

 افراد مبتلا به هراس اجتماعی از داشتن افكار نامعقول رنج می‌برند این‌گونه افراد معمولا از موقعیت‌های زیر وحشت دارند:

ادامه نوشته

خانه‌اي پر از سکوت؛ با من حرف بزن همسرم!


همسراني که مدام قهر و آشتي مي کنند بخوانند

زوجين قهر را با بي توجهي به مسئله و مشکل اصلي تمام نکنند و با هم صحبت کنند اگر بار اول دعوايشان شد، بار دوم صحبت کنند، اگر باز هم دعوا کردند بار سوم صحبت کنند و اگر مي توانند از مشاوره متخصص و متعهد کمک بگيرند تا اين مشکل پيشرفت نکند!
همسراني که مدام قهر و آشتي مي کنند بخوانند
معلوم نيست اين چند دهمين باري است که در طول يک سال و نيم که از عقدشان مي گذرد، با هم قهر کرده اند. ترانه احساس درماندگي مي کرد و نمي دانست در گفت وگوي تلفني با مشاور بايد تمام جزئيات مشکلش را بيان کند يا خير.
آشکارترين چيزي که مي شد در رفتار او احساس کرد نياز به گفت وگو با شخصي غير از همسرش بود. همسري که به دليل به وجود آمدن يک اختلاف، چند روزي است با ترانه قهر کرده است و با او صحبت نمي کند.

از اين سم مهلک دوري کنيد
«قهر» يکي از مهلک ترين آسيب هاي يک رابطه است!
 قهر، يک رفتار کودکانه است. اين اولين چيزي است که بايد درباره قهر بدانيم. پس هر کدام از ما که از اين حربه به عنوان يک رفتار دفاعي يا رفتاري براي آزار دادن همسرمان يا به هر نيت ديگري استفاده مي کنيم بايد بپذيريم که اصلا به عنوان يک فرد عاقل و بالغ ظاهر نشده ايم! حتي کودکان گاهي پس از قهرهاي شديد با دوستانشان پس از چند دقيقه يا چند ساعت آشتي مي کنند و دوباره بازي پرنشاط خود را از سرمي گيرند، گويي به بي اهميتي قهر پي مي برند اما خيلي از آدم بزرگ ها همچنان در رفتار کودکانه خود باقي مي مانند!البته ناراحت شدن و به اصطلاح «سرسنگين بودن» با همسر زماني که از دست او ناراحت هستيم، هميشه «بد» نيست، حتي مي تواند در شرايطي به عنوان راهي و نشانه اي براي آگاه کردن او از رفتار اشتباهش موثر هم باشد ولي در برخي شرايط و نه هميشه و نه براي مدتي طولاني!

وقتي قهر کردن نازکشيدن را به دنبال ندارد!
متاسفانه قهر کردن بيشتر در بانوان ديده مي شود و تا وقتي همسر آن ها پا پيش نگذارد، عذرخواهي نکند و به اصطلاح «منت کشي» نکند، آن ها از چهارپاي شيطان پايين نمي آيند! البته طرح اين مسئله درباره خانم ها اين موضوع را نفي نمي کند که بسياري از مردان نيز به اين آسيب مبتلا هستند. در مواردي که خطاي همسر به صورت عمد و به دفعات تکرار مي شود و راه حل هاي ساده احتمالي موثر واقع نمي شود، استفاده از قهر تا سطحي مجاز است. ولي تکرار آن يا طولاني شدن مدت آن، براي رابطه زناشويي بسيار مضر است.

چرا همسران قهر مي کنند؟
جواد بهروزي فر، روان شناس باليني و کارشناس خانواده، چند دليل احتمالي را براي قهر همسران بيان مي کند: گاهي زوجين نمي توانند منظور و پيام خود را به يکديگر منتقل کنند؛ بنابراين يکي از زوجين احساس ناکامي مي کند و گمان مي کند مورد بي توجهي همسرش قرار گرفته است. بنابراين دچار دلخوري و خشم مي شود و تصميم به قطع رابطه کوتاه مدت يا همان قهر مي گيرد، البته عمق و ميزان قطع رابطه به اهميت پيام بستگي دارد و ممکن است از چند ساعت تا چند روز هم طول بکشد.

فقط خودت را مي بيني
دليل دوم باز هم در رابطه با گفت وگوي ناموفق زوجين مطرح است، گاهي يکي از طرفين خودمحورانه صحبت مي کند يعني مطالب خود را با تصورات و با توجه به نيازهاي خودش مطرح مي کند و تصورات و نيازهاي طرف مقابل را در نظر نمي گيرد که اين خودمحوري باعث دلخوري و قطع رابطه طرف مقابل مي شود؛ زيرا در اين جا مسئله تفاوت نگاه و نگرش وجود دارد و احساس نااميدي و يأس جزئي در فرد، ايجاد مي شود.

وقتي نمي شود گفت بالاي چشمت ابروست!
بهروزي فر دليل سوم را به بعد شخصيتي يا درون فردي ربط و ادامه مي دهد:ممکن است شخص، عزت نفس پايين يا آسيب ديده اي داشته باشد که در اين صورت وقتي در شرايط يا در معرض اختلاف عقيده يا سليقه با ديگران قرار مي گيرد، راهي جز قهر کردن برايش باقي نمي ماند.
در همين مواقع است که اصطلاحا مردم مي گويند: «به فلاني زود برمي خوره» يا «نمي شه بهش گفت بالاي چشمت ابروست».اين کارشناس خانواده تاکيد مي کند: قهر کردن مانند ريختن زباله ها زير فرش خانه است، مشکل با قهرکردن حل نمي شود زيرا افراد بعد از چند دقيقه، چند ساعت يا چند روز سعي مي کنند دوباره با هم ارتباط برقرار کنند ولي مشکل به جاي خود باقي است.

از همسرتان باج نگيريد!
دليل بعدي با عنوان «بازيابي عاطفي» از سوي بهروزي فر مطرح مي شود: اگر دليل قبلي ناآگاهانه بروز مي کند، اين دليل کمي آگاهانه است، يعني فرد در فرآيند شکل گيري شخصيت اش از کودکي تا بزرگسالي راهي را براي رسيدن به هدف انتخاب مي کند که نوعي «باج گيري عاطفي» از ديگران است.
کودکي که براي رسيدن به خواسته اش بهانه گيري مي کند يا روي نقطه ضعف والدينش انگشت مي گذارد و از اين طريق به هدفش مي رسد، ممکن است در بزرگسالي هم اين کار را انجام دهد، براين اساس با همسرش قهر مي کند و با خود مي گويد مي توانم با حرف نزدن و قهر کردن با همسرم به هدفم برسم.

عوارض قهر
خود فرد، بيش از همه در معرض پيامدهاي منفي قهر است. اين روان شناس در تشريح آثار قهر با بيان اين جمله ادامه مي دهد: وقتي قهر رخ مي دهد، نشان مي دهد که فشار زيادي روي فرد است زيرا مي خواهد خودش را حفظ کند، او در حال تجربه تهديد است و با قهر، انرژي رواني زيادي را از دست مي دهد.
بهروزي فر با بيان اين که قهر موجب ايجاد فاصله عاطفي و شناختي بين دو طرف مي شود، مي افزايد: قهر کردن هاي زياد و طولاني مدت به مرور زمان موجب دلسردي مي شود. حتي فضايي که براي عشق ورزيدن به هم وجود دارد،ميگنا دات آي آر مي تواند به فضاي هم زيستي محض تبديل شود و زوجين به جاي مراوده هاي عاطفي و رواني که به آن نياز دارند تنها به وظايف خود عمل مي کنند تا رابطه باقي بماند.

رفتارهاي جايگزين قهر
اين کارشناس خانواده در ادامه توصيه هايي به زوجين نيز دارد:
۱ - راهکار پايدارتر اين است که زوجين آگاه باشند که قهر، رفتاري ناکارآمد است و اگر زماني در کودکي فايده اي برايشان داشته، ديگر در شرايط فعلي فايده اي براي آن ها ندارد، بلکه بايد به دنبال يافتن راه حل باشند.
۲ - زوجين در نظر داشته باشند رفتار ناکارآمدتر براي مدت زمان محدود آن ها را به اهدافشان مي رساند. چون سرانجام طرف مقابل در برابر اين رفتار مي ايستد و ديگر باج نمي دهد.
۳ - زوجين مهارت هاي ارتباط موثر را ياد بگيرند و حتي در سخت ترين شرايط هم به هم فرصت بدهند و بدانند وقتي احساس ناکامي دارند، دچار خشم و هيجان و خستگي مي شوند و نمي توانند استدلال منطقي داشته باشند پس بايد به هم فرصت بدهند و صحبت کنند. آن ها بايد با موضوع و مشکل خود روبه رو شوند و راه حل پيدا کنند.
گاهي افراد موضوع اصلي را ناديده مي گيرند و پشت سر مي اندازند ولي اين موضوع يک روز ظهور مي کند و خود را نشان مي دهد، پس زوجين قهر را با بي توجهي به مسئله و مشکل اصلي تمام نکنند و با هم صحبت کنند اگر بار اول دعوايشان شد، بار دوم صحبت کنند، اگر باز هم دعوا کردند بار سوم صحبت کنند و اگر مي توانند از مشاوره متخصص و متعهد کمک بگيرند تا اين مشکل پيشرفت نکند!

لطفا نوجوانتان را دین زده نکنید

 لطفا نوجوانتان را دین زده نکنید رعایت نکاتی به منظور کاستن از مشکلات مذهبی نوجوان 1- والدین و مربیان نقش بسیار با اهمیتی در ایجاد اعتقادات مذهبی صحیح و جهت‌دهی نوجوانان و جوانان در پیروی از اصول مذهبی و اخلاقیات پسندیده ایفا می‌نمایند. روابط آموزشی- مذهبی می‌بایست براساس انس و الفت، دوستی و محبت، اطلاع و آگاهی و استدلال منطقی صورت گیرد. عقاید و آرای مذهبی باید طوری منظم، هدفدار، هماهنگ و هدایت کننده و قابل اجرا به آنها عرضه شود که زمینه را برای اختلاف و تضاد و درگیری فراهم نسازند. ضمنا باید آنها را به تفکر با شیوه درست آشنا نمود و اعتقاد به مبانی دینی و جهان‌بینی توحیدی و خداشناسی، نبوت، معاد ، امامت و رهبری و عدالت را براساس تفکر و برهان عقلی و بینش مذهبی در آنها به‌وجود آورد و نیز کتب مناسبی را که جوابگوی سوالات و اشکالات نوجوانان و جوانان با اصول استدلالی و منطقی باشد به آنان معرفی کرد، زیرا آنها تشنه اطلاعات در زمینه‌های فوق می‌باشند ، و با این عمل خلاء مذهبی در آنها پر خواهد شد و دچار ویرانی فکر و اندیشه نمی‌شوند. طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند ، و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد. 2- طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند ، و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد. این موضوعات باید طوری ارائه شود که آنها احساس کنند امور مذهبی قابل پیاده شدن در زندگی روزمره می‌باشد و حتی گاهی می‌توانند احتیاجات روانی خود را نیز با این امور برطرف نمایند. تنها موعظه کردن از طریق والدین، مربیان و با علمای دین در خانه و مدرسه و مسجد کافی نیست، باید مسائل دینی را با تجربه و عمل توام نمود تا به این زودی‌ها از فکر نوجوان خارج نشود و اثرش در رفتار او ثابت بماند. تفکر مذهبی، تقوا، فضیلت، شجاعت و پرهیزکاری، ایمان، اخلاق، کمال، دفاع از محرومین و جهاد در راه خدا را باید عملا به آنها آموزش داد و از طریق ارائه الگوهای صحیح به آنان آموخت که از هر پوچ و کهنه‌ای دست بردارند و عملا به کردارها و رفتارهای ارزنده برسند. 3- باید دین و علم را با هم به نوجوانان و جوانان آموزش داد و تذکر این امر برای آنها لازم است که این دو از یکدیگر جدا نیستند ، بلکه زوجی هستند که باید یکدیگر را درک کنند، و باید به آنها آموخت که دین و علم و عقل با هم هماهنگ هستند و مطالب دینی، عقلی و بعضا علمی است. 4- نوجوان نیازمند یک تکیه گاه نیرومند و قوی می‌باشد ، تکیه گاهی که در همه حوادث بتواند به آن پناه ببرد ، از او کمک بخواهد و به اتکای او آرام و مطمئن زندگی کند. اگر تکیه گاه و پناهگاه او والدین ، مربیان ، دوستان، سیاستمداران و حتی بزرگان دینی باشند ، با از بین رفتن آنها و یا سقوط آنها نوجوان هم سقوط خواهد کرد ، بنابراین به وجود آوردن این اعتقاد عمیق که تنها تکیه گاه قوی خداوند قادر است که هرگز سقوط نخواهد کرد و باید به او متصل شد و او را انتخاب نمود، باعث می‌گردد که نوجوان خود را در زندگی نبازد ، دچار شکست و تزلزل نشود ، از انحرافات و لغزش‌ها دور بماند ، شخصیت و معنویت خویش را از دست ندهد و خود راه کمال را در پیش گیرد. وابستگی و پذیرش این غایت و مقصودی که ورای این عالم مادی، جامعه، اجتماع و محیط می‌باشد ، خود معنای عمیق و با ارزشی برای زندگی کردن به او می‌بخشد و در مصیبت‌ها و حوادث‌ ناگوار، او دارای چنان قوت روحی مخصوص و شکیبایی خواهد بود که مجال همه گونه تدبیر را به وی خواهد داد. کسانی که در مورد دین با نوجوانان و جوانان صحبت می‌نمایند ، خود باید الگوی واقعی دین باشند و به آنچه که می‌گویند عمل نمایند. 5- کسانی که در مورد دین با نوجوانان و جوانان صحبت می‌نمایند ، خود باید الگوی واقعی دین باشند و به آنچه که می‌گویند عمل نمایند ، ایمان و اعتقاد قوی به مذهب داشته باشند ، به خصوص معلمین دینی باید از بین شخصیت‌های لایق و عالم انتخاب شوند و احاطه علمی کافی به آنچه که می‌باید گفته شود داشته باشند و اعمال خود را با اهداف مذهبی تطبیق دهند، توانایی پاسخ دادن به سوالات نوجوانان را داشته باشند و بتوانند خرافات را از نظریات صحیح دینی جدا کرده، به دانش‌آموزان ارائه دهند ، از نظر اخلاقی، خود الگوی اخلاق باشند، با اخلاص، مهربان، انسان دوست و علاقه‌مند به کار خود باشند، سعه صدر و وسعت نظر داشته باشند ، بر نفس خود غالب باشند و از اعتدال در امور خارج نشوند ، با حوصله ، صبور و با تدبیر باشند و از نظر ظاهر نیز آراسته و تمیز و مرتب باشند که دانش‌آموز قطعا تحت تاثیر چنین معلمی قرار خواهد گرفت. نوجوان 6- فلسفه اصول عبادی را برای نوجوانان و جوانان باید به خوبی و به طور مطلوب و جذاب بیان نمود و در مواقع دعا، دلیل علمی و روانی این درخواست‌ها و توسلات را باید گفت، و نیز اثری را که این درخواست‌ها در اعمال ما می‌گذارند ، توضیح داد. باید برای نوجوان تفهیم شود که دعا عامل سکون و بی‌تحرکی و ایستادن نیست، دعا عامل فریب و تخریب نیست، بلکه برعکس عامل حرکت است و او را به مقصد راهنمایی می‌کند و راه را به او نشان می‌دهد، هدف را معین می‌کند و امید‌بخش است، روح و روان انسان را صفا و جلا می‌دهد و او را به نیکی و سلامت می‌کشاند و مسیر حرکت و رفتن و جریان داشتن و شدن را به وی می‌نمایاند. بردن نوجوانان و جوانان به مجالس مذهبی که مطالب مطرح شده در آن مجالس در خور سن و سال و فهم و دانش آنها باشد. 7- بردن نوجوانان و جوانان به مجالس مذهبی که مطالب مطرح شده در آن مجالس در خور سن و سال و فهم و دانش آنها باشد و همچنین دیدار افراد سلیم النفس و پاک دل، مومن و متقی و عالم باعث می‌گردد که روح دینی و فطرت مذهبی آنها پرورش یابد. 8- و بالاخره عبور دادن منطقی نوجوانان و جوانان از احساسات خام مذهبی به بینش مذهبی که با تعقل و تفکر همراه باشد و کمک کردن به ایجاد ارتباط آنها با خدا، ارتباط آنها با خودشان، ارتباط آنها با دیگران، ارتباط آنها با جهان هستی و کشف حقایق ناشی از این ارتباطات که با چون و چرا و سوال و جواب به دست می‌آید، یکی از وظایف سنگین مربیان است. والدین عزیز راه سختی در پیش دارید اما با توکل به خدا و سعی و تلاش حتما موفق می شوید و فرزندتاناز نوجوانی به سلامت عبور خواهد کرد.

نیازهای مرحله نوجوانی


اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی

نوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا می‌کنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود می‌آورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریعتر و بهتر او را با آنها میسر می‌سازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه می‌کند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزون‌تر را موجب می‌شوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گسترده‌تر اجتماع با کاربست شیوه‌ها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی و شخصیت سالم‌تری را برای وی رقم می‌زند.

نیازهای زیستی دوره نوجوانی

رشد جسمی ویژگی بارز تغییرات دوران بلوغ است. به دنبال رشد قد ، وزن ، رشد عضلات و حجم قلب و تغییرات متابولیکی ، نیازهای تغذیه‌ای وی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ کمیت (به علت ازدیاد سرعت رشد) و هم از لحاظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای عضلانی احتیاج به رژیم غذایی سرشار از مواد پروتئینی دارد. پس از دوازده سالگی احتیاجات غذایی دختر و پسر متفاوت می‌شود. بنابراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز دیگر نمی‌تواند یکسان باشد. دختران نوجوان به 2500 کالری و 80 تا 100 گرم پروتئین نیاز دارند که تقریبا 15% کالریهای لازم باید از طریق پروتئینها ، 25 درصد از طریق چربیها و 60 درصد از طریق گلوسیدها و مواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر نوجوان آماده ساختن او برای توانایی مادر شدن است.

در حدود بلوغ ، افزایش وزن پسران با پراشتهایی و سیری ناپذیری آنها نمود پیدا می‌کند. حتی با یک فعالیت طبیعی مصرف کالری نوجوان پسر به اندازه احتیاجات یک بزرگسال که کارهای سنگین انجام می‌دهد، خواهد بود. احتیاجات غذایی ، نیاز به کلسیم و پروتئین و مواد معدنی به علت بالا رفتن سرعت رشد نسبت به دیگر دوران افزایش چشمگیر پیدا می‌کند. عدم ارضا نیازهای تغذیه‌ای نوجوان صدمات و آسیبهای جدی می‌تواند به بار آورد. مقاومت این نوجوان در برابر بیماریهای عفونی معمولا کمتر است. توان انجام کارهای سنگین را ندارد و دختران به هنگامی که زن جوانی شده و باردار می‌شوند، شرائط بارداری را به سختی تحمل می‌کنند.

نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی

  • رشد احساسات و عواطف بخش اصلی ویژگی دوران نوجوانی را تشکیل می‌دهد. شناخت ویژگیهای این تحولات عاطفی کلید اصلی حل مشکلات عاطفی این دوره است. با توجه به این که در این دوران بیداری هیجانات زندگی عاطفی نوجوان را دربر می‌گیرد، وی با نیاز شدید به دوست داشتن و دوست داشته شدن مواجه است. گاه این نیاز به صورت برقراری پیوندهای دوستی و گاه در خیالپردازیها و رویاهای نوجوان نمود پیدا می‌کند.

    بر این اساس و با توجه به نیاز مبرم نوجوان به تامل و تفکر و درونی شدن احساسات وی ، لازم است فرصتهای کافی برای اینکه پاره‌ای از ساعات با خود خلوت کند و به اندیشه فرو رود، در اختیار وی قرار گیرد و والدین و مربیان آگاهانه و ناآگاهانه خلوت مورد نیاز او را بر هم نزنند و با این عمل علاوه بر ارضا نیاز طبیعی او ، اعتماد او را نسبت به خود سلب ننمایند. با این حال با توجه به سرکش بودن عواطف نوجوان و نیاز به کنترل و نظارت بزرگترها ، این نظارت نباید به صورت سختگیرانه و بی‌توجه به نیازها و شرائط نوجوان صورت گرفته و از حد اعتدلال خارج شود.

  • با توجه به بی‌ثباتی عاطفی این دوران و زود رنجی ، نوجوان نیاز دارد که همواره تکیه گاه مطمئنی برای خویش داشته باشد، به بزرگترها اعتماد کند و در مواقع ناامیدی و نگرانی به این پناهگاه مطمئن پناه ببرد.

  • نوجوانان شدیدا نوجو و تازه طلب هستند. نیاز به تجارب جدید و متنوع دارند. این نیازها نیز با توجه به شرائط فرهنگی و اعتقادی باید به شیوه مناسب مورد توجه قرار گیرند. از نمودهای این ویژگی تمایل به مدلهای جدید لباس ، آرایش و ... است.

  • ماجراجوئی ویژگی مهم دیگر این دوران است که باید مورد توجه قرار گرفته و نیازهای نوجوان و شرائط و امکانات سالم برای ارضا این نیاز وی فراهم گردد. فراهم کردن امکانات مناسب از قبیل رمانهای سالم و مهیج ، فیلمها ، ورزشهای خاص می‌تواند بطور سالم نیاز وی را برآورده کند.

  • برخلاف تصوری که خود نوجوان از رشد فکری خود دارد، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که هنوز تفکرات او رشد کامل و پخته‌ای نیافته است. ارائه کمکهای فکری و راهکارهای پیشنهادی برای کمک به تصمیم گیری را به عنوان یک نیاز باید از نظر دور داشت.

نیازهای اجتماعی نوجوان

تمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی ، عضویت در گروههای خاص ، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی بسیار مورد توجه نوجوان است. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژه‌ای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و استقلال مالی را تجربه کند. خانواده و جامعه باید به این دسته از نیازهای نوجوان ارج نهاده و با راهنمایی و نظارت خود نیاز او را به صورت سالم برآورده سازند. در غیر این صورت عضویت در پیوندهای اجتماعی نامناسب و مصرانه به دنبال جایگاه جمعی بودن مضرات فراوانی می‌تواند به بار آورد.

چگونگی حفظ بهداشت روانی

برای داشتن روح و روانی سالم و تندرست ، لازم است که انسان به مقررات و قوانین که برای نگهداری و حفظ این سلامتی لازم ضروری است توجه داشته باشد و آنها را دقیق رعایت نماید. برای این کار ابتدا ، باید با روشهای حفظ این سلامتی آشنا شویم. بنابراین برای داشتن روحی سالم و شاداب حفظ بهداشت روانی لازم است.
● روشهای حفظ بهداشت روانی
▪ پذیرش هیجان و احساسات
"ترس (Fear ) ، خشم (Anger) ، شادی (Joy) " عمده‌ترین هیجان‌های طبیعی انسان است: با این وجود گاهی برای اجتناب از احساس اضطراب و ترس سعی می‌کنیم در موقعیت‌های طبیعی اضطراب آور برخوردهای عاری از هیجان داشته باشیم؛ چنین برخوردی یک نوع خونسردی مصنوعی است که می‌تواند به نوعی در دراز مدت باعث مشکلات روانی در فرد یا افراد شود. همچنین بعضی مواقع فرونشانی هیجان‌ها و عواطف باعث عدم تفکیک مناسب بین شادی‌ها و غمهای طبیعی (بهنجار) و غیر طبیعی (نابهنجار) می شود.
در واقع هیچ علتی برای شرمگین شدن از "داشتن احساس ترس یا دیگر احساسات به هنگام امتحان‌های دشوار یا موقع یادگیری اسکی ، یادگیری شنا یا مواجهه با یک رویدادهای خوشایند یا ناخوشایند "وجود ندارد، و قبول آنها بهتر از "انکار ، سرکوب و..." آنها است. بدین ترتیب اگر قبول کنید که این هیجان‌ها را دارید و آنها حق طبیعی شماست؛ در آن صورت راه ابراز و کاهش آنها را بصورت‌های مستقیم و غیر مستقیم پیدا خواهید کرد.
▪ شناسایی زمینه‌های آسیب‌زا
وقتی بکوشید که علت و موقعیت‌های ناراحتی خود را به روشنی بشناسید ممکن است؛ بتوانیدموقعیت‌های مورد نظر را بصورت تازه‌ای ببینید. در واقع رویکردتان به علت‌ها و موقعیت‌های اضطرار آور نباید "یک بعدی" (Unidirectional) و بدون بررسی باشد، در آن صورت است که می‌توانید متناسب با توانایی‌های شخصی و عوامل محیطی راههایی را برای مقابله صحیح با آنها پیدا کنید.
"برنامه‌ریزی برای جلوگیری از احساس درماندگی در دقایق آخر ، صحبت با افراد مطمئن در مورد زمینه‌های آسیب‌زا و اضطراب‌آور ، شرکت در کلاس‌های آموزشی مخصوص (بویژه اگر مفید بودن آنها ثابت شده است)" بعضی از اقدامات برای مقابله صحیح می‌باشد.
▪ پرورش رغبتها و استعدادها
هر جامعه‌ای فرصت‌های تقریبا نامحدودی برای مردمانی از هر سن (شاید از هر دو جنس) فراهم می‌کند تا افراد استعدادهای خود را در زمینه‌های مختلف آزموده و به موفقیت‌های فردی و اجتماعی دست یابند. این فرصت‌ها می‌تواند "ورزشی ، تحصیلی و علمی ، هنری ، فنی و..." باشد. افرادی که خود را فقط به یک موضوع محدود نمی‌کنند و دنبال یادگیری و بدست آوردن مهارت‌های جدید هستند، غالبا زندگی برایشان جذابیت و گیرایی بیشتری دارد، و به احتمال زیاد موفقیت بیشتری بدست می‌آورد، و همچنین موفقیت بیشتری بدست می‌آورد.
به دنبال آن احساس شایستگی ( Merit Sensation) ناشی از دست یافتن به مهارت "عزت نفس" (Self – Esteem) افراد بالا می‌برد. نکته مهم یا سوال موجود در این زمینه می‌تواند مسایل و کمبودهای اقتصادی و مالی باشد ولی افرادی که تمایل به دست یافتن مهارت یا پرورش استعدادی را دارند؛ مطمئنا راهکارهای خوبی را متناسب با امکانات خود پیدا می‌کنند.
▪ ایجاد روابط صمیمانه
اگر نگاهی به علائم و نشانه‌های اختلالات عاطفی بیندازیم هسته اصلی و نقطه مشترک آنها را احساس انزوا و تنهایی می‌یابیم. ما نیازمند پشتیبانی آرامش‌دهی و اطمینان‌هایی هستیم که از طرف دیگران فراهم می‌شود، چون انسان موجودی اجتماعی است. این موضوع ثابت شده که افرادی که روابط اجتماعی قوی و دوستان صمیمی دارند و نگرانی‌ها و مشکلات خود را با افراد مطمئن بیان می‌کنند و در عین حال به رفاه و خشنودی دیگران توجه و علاقه نشان می‌دهند مشکلات خود را روشن تردیده، درعین حال احساس ارزشمندی بیشتری می‌کنند.
▪ کمک گرفتن به موقع از دیگران
در راه "خودشناسی" (Auto Gnosis) و برطرف کردن مشکلات روانی محدودیتی از قبیل ندانستن تمام راه حل‌ها ، خودفریبی (مکانیسم‌های دفاعی) وجود دارد که باعث می‌شود همیشه نتوانیم مشکلات را بصورت عینی ببنیم. وقتی احساس می‌کنید در برطرف کردن مشکل خود پیشرفتی ندارید، موقع آن فرا رسیده که از متخصصانی مانند: روانشناس (مشاور یا بالینی) ، روانپزشک و درمان گران آموزش دیده به تناسب مشکل خود ، کمک بخواهید. شاید احساس برچسب خوردن و نگرش‌های غلط اجتماعی مانع از مراجعه به این افراد شود؛ ولی کمک خواستن از دیگران خود نمودار پختگی عاطفی و یکی از اولین مراحل خودآگاهی است؛ (چون به این موضوع آگاه است) که یک جای کار تفکر ، احساس ، شخصیت مشکل دارد) و نشانه ضعف افراد.
▪ تقویت اعتقادات مذهبی
رشد و تعالی اعتقادات مذهبی تاثیر بسزایی در تفکر ، احساس و روابط اجتماعی انسان دارد و سلامت جسمانی و بهداشت روانی فرد را تضمین می‌کند. مطالعات نشان داده است؛ افراد معتقد به خدا (بدون در نظر گرفتن نوع مذهب) رفتار و تفکرشان بسیار سالم‌تر و بهنجارتر از افراد "بدون اعتقاد یا با اعتقادات ضعیف" می‌باشد.

از مشاور خود چه انتظاري مي توانيد داشته باشيد


مشاور و شما       

از مشاور خود چه انتظاري مي توانيد داشته باشيد

شما مي توانيد انتظار كسي را داشته باشيد كه با علاقه به دل مشغولي هاي شما گوش كرده و كمك مي‌كند تا درك بهتري از آنها داشته باشيد و بنابراين بتوانيد با راحتي و كارآمدي بيشتري با مشكلاتتان مواجه شويد. مشاورتان با جديت به (مشكلات) شما پرداخته و مايل است شما با آزادي و بطور صريح مسائل مورد علاقه خود را مطرح سازيد. مشاور از شما سئوالاتي را در مورد خودتان بصورت مستقيم و مشخص خواهد پرسيد. از آنجا كه مشاوران عقايد مختلفي در مورد نحوه تغيير مردم دارند, آنها از نظر ميزان صحبت كردن در جلسات, تكاليفي كه از شما خواهند خواست و تمركزشان بر موضوعات با همديگر فرق مي كنند. اگر مي خواهيد بدانيد كه در جلسات مشاوره چه چيزي خواهد گذشت به طريق مختلف در آن باره بپرسيد. مشاوران مهارت يا دانش "جادويي" ندارند و نمي توانند بطور مستقيم مشكلات شما را حل و فصل نمايند. مشاور مي خواهد كه با شما كار كند ولي آنچه را كه خودتان مي توانيد انجام دهيد, براي شما انجام نخواهد داد. به استثناي پيشامدهاي غير معمول (از قبيل خطر خودكشي) مشاور در رابطه با مسائل بيان شده از جانب شما به شدت راز دار خواهد بود و در موارد استثنايي فوق الذكر نيز موضوع را به صورت صريح با شما در ميان خواهد گذاشت.

مسئوليتهاي شما در مشاوره

مسئوليتهاي اصلي شما در مشاوره عبارت هستند از شركت منظم در جلسات برنامه ريزي شده, صحبت رُك و صريح در مورد آنچه كه شما را رنج مي دهد و انجام تكاليف منزل كه توسط مشاور از شما خواسته مي شود. انتظار بر اين است كه اگر قادر به عمل به تكاليف فوق نباشيد, موضوع را با مشاور در جريان بگذاريد.

اغلب مشاوران از شما مي خواهند كه چيزي جديد يا "رويكردي متفاوت" را امتحان كنيد. يك چيز ديگر كه مشاورتان از شما انتظار دارد اين است كه آماده آزمايش و تلاش براي انجام كارها باشيد. بدون اينكه سعي در نتيجه گيري شتابزده داشته باشيد. همچنين انتظار مي رود كه در صورت حل مشكلاتتان موضوع را به اطلاع مشاور خود برسانيد و البته اگر پيشرفتي نيز در خود مشاهده نكرديد, مشاورتان را مطلع سازيد. اين موضوع بسيار مهم است، مشاورتان به شدت خواهان بهره گيري شما از مشاوره است.

مشكلات معمول در مشاوره

يكي از گامهاي مشكل در مشاوره زماني است كه شما براي اولين بار يك مشاور را ملاقات مي‌كنيد. تصميم به رفتن براي مشاوره، گام اول در فرايند تغيير است. وقتي اين تصميم را گرفتيد ساز و كار تغيير به جريان خواهد افتاد. در فرايند تغيير نحوه تفكر, احساس يا رفتار خود, بايد بكوشيد تا شيوه هاي جديد انجام كارها را امتحان نمائيد. اين ممكن است شما را مضطرب يا ناكام كند. همچنين در طي مشاوره امكان دارد به اين نتيجه برسيد كه چيزهايي كه قبلاً شما آنها را فقط به صورت مثبت يا منفي مي ديديد, كاملاً متفاوت هستند. چالش يا محدوديت هاي مذكور نيز ممكن است در شما احساس ناكامي بوجود آورد, اما با پذيرش و تمرين متوجه مي شويد كه قادر به برطرف كردن محدوديت ها و نقاط ضعف خود بوده و جنبه هايي  جديد و مهيج در خود, خواهيد يافت.

گامهاي آماده شدن براي بهره بردن از مشاوره

_ آماده تمركز بر مشكل يا موضوع خاصي باشيد.

_ آماده (رفتن به) جلسات مشاوره باشيد.

_ به جلسات مشاوره اي خود توجه كرده و نقش فعالي در آن داشته باشيد.

_ تكاليف منزل خود را انجام دهيد (يا حداقل سعي خود را بكنيد).

_ اگر احساس مي كنيد از مشاوره سود نمي بريد, موضوع را به مشاور خود بگوئيد.

 

 

هدف اين بروشور چيست؟

تجربه كردن در طي زندگي امري معمول است. در هر مقطع زماني ممكن است شخص جهت شناخت بهتر خود و مواجهه با نگراني هايش نيازمند كمك يك مشاور يا درمانگر باشد. براي كساني كه بدنبال مشاوره هستند اين بروشور مروري كلي بر فرايند مشاوره _ چه انتظاري از مشاور مي رود, مسئوليت هاي مراجع در فرايند مشاوره _ گامهاي استفاده بهتر از مشاوره و مشكلات احتمالي كه ممكن است در طي مشاوره ايجاد شوند را فراهم مي سازد.

مشاوره چيست؟

به زبان ساده, مشاوره عبارت از هر نوع ارتباطي است كه در آن يك شخص به شخص ديگر براي فهم بهتر خود و حل و فصل مشكلاتش كمك مي كند. دوستان و بستگان نوعي مشاوره ارائه مي دهند, همين طور افراد مذهبي, راهنمايان تحصيلي, معلمان و خيلي از افراد ديگر نيز همين كار را مي‌كنند. كارشناسان دفاتر مشاوره بدليل آموزش وسيع خود در روان شناسي و رفتار انساني مشاوره هايي متفاوت با ديگران ارائه ميدهند.  آنها تجارب وسيعي در ايجاد روابط ياورانه و در كار با مشكلات مختلف دارند.

کمي به من گوش بده !؟

کمي به من گوش بده

در بسياري از موارد اگر همسران واقعاً به يکديگر گوش دهند رابطه ي خوبي با يکديگر خواهند داشت ولي حيف که با ناديده گرفتن نظرات يکديگر ، بسيار سريع رابطه شان به بن بست کشيده مي شود.

 

البته تمام همسران حرف‌هاي يکديگر را مي‌شنوند پس چرا باز هم از نيات و تفکرات و خواسته‌هاي يکديگر بي‌اطلاعند؟

 

زيرا گوش کردن به همسرتان را نياموخته‌ايد. براي اثبات اين موضوع بايد ذکر کنيم که وقتي همسرتان مشغول صحبت با شماست آيا در مورد جزئيات بيشتر از او سوال مي‌پرسيد يا اينکه او را نگاه مي‌کنيد و بعضاً سري هم تکان مي‌دهيد، اما فکرتان مشغول مطلب ديگري است؟

 

بسياري از ما وقتي در حال گوش کردن به صحبت‌هاي طرف مقابل هستيم در اوايل صحبت او نتيجه‌گيري و قضاوت مي‌کنيم و حتي پاسخ را مي‌دهيم. در صورتي که در بسياري موارد منظور اصلي طرف مقابل را به‌خوبي درک نکرده‌ايم.

براي رسيدن به نتيجه ي بهتر پيشنهادي به شما ارائه مي‌کنيم:

 

وقتي همسرتان مشغول صحبت راجع به موضوعي است که شما کاملاً با آن مخالف هستيد، بهترين کار اين است که صحبتش را قطع نکنيد بلکه تا اتمام جريان سکوت اختيار کرده و با آرامش به او گوش دهيد.

 

سپس کاغذي برداريد و تمام نکاتي را که در مورد آن بحث شده به‌طور خلاصه بنويسيد. سپس آنچه را نوشته‌ايد بخوانيد و به تمامي کلمات دقت کنيد.

 

در اين مرحله منظور خود را بيان کنيد. از همسرتان بخواهيد که به نقطه نظرات شما گوش بدهد و سپس هردو در مورد مطالب بيان شده از جانب ديگري فکر کنيد. چند دقيقه سکوت کنيد و نهايتاً در مورد احساستان و آنچه برايتان مهم است با ديگري صحبت نماييد. مسائل پيش‌پا افتاده را حذف کرده و در مورد اولويت‌هاي بحث به توافق برسيد. قطعاً نکات مشترکي ميان شما وجود خواهد داشت که منجر به مصالحه و رضايت شود.

 

وقتي از دست همسرتان عصباني مي‌شويد :

 

گاهي اوقات با تمام تلاشي که مي‌کنيد باز هم احساس عصبانيت و خشم مي‌کنيد.

 

اين احساس در روابط اجتماعي بسيار طبيعي است. به ويژه وقتي احساس مي‌کنيد که قرباني رفتار ديگري شده‌ايد و حقوق حقه و طبيعي شما زيرپا گذاشته مي‌شود. حتي در برخي شرايط نيز احساس مي‌کنيد که نظر شما هيچ ارزشي براي همسرتان ندارد و فقط به حرف‌ها و خواسته‌هاي خود اهميت مي‌دهد.

 

حتي در برخي موارد ممکن است احساس کنيد شريک زندگيتان هزينه ي زندگي و حتي هزينه‌هاي شخصي خود را آن‌طور که خودش صلاح بداند صرف مي‌کند و نظرات شما را ناديده مي‌گيرد.

 

بهترين کار در چنين مواردي اين است که در يک فرصت مناسب زماني را با همسرتان خلوت کنيد و رودرروي هم در يک فضاي آرام نشسته راجع به رفتار و يا رفتار وي با او صحبت کنيد.

 

اما نکته ي مهم اين است که در اين گفتگو نبايد موضوع را به نحوي طرح کنيد که انگار قصد مقصر جلوه دادن او و يا متهم کردن وي را داريد.

 

بلکه مي‌توانيد به او بگوييد که از رفتار و گفتارهايش در زمان‌هاي مختلف چه احساسي پيدا کرده‌ايد.

 

در اين موارد از او بپرسيد که منظور او از انجام  اعمال يا مطرح کردن گفته‌هاي خاص چه بوده زيرا ممکن است او با طرز فکر خاص خود عمل کرده و اصلاً آگاه نبوده که در حال ناراحت ساختن شماست.

به او بگوييد که قصدتان اصلاح رابطه است و گرنه نمي‌خواهيد او را مقصر جلوه دهيد. حتي اگر از کاري يا حرفي نيز رنجيده‌ايد باز هم همسرتان را دوست داريد و نگران سست شدن رابطه هستيد. پس از او بخواهيد با شما همکاري کند تا رابطه‌تان بهتر و صميمانه‌تر پيش رود تا هر دو احساس رضايت بيشتري نماييد.

من درد، تو سرد(پاسخ متفاوت زنان و مردان به استرس)

خانم‌ها دوست دارند در این شرایط با كسی حرف بزنند و حالت‌های عاطفی‌شان را نشان دهند و داستان را برای كسی تعریف كنند. در حالی‌كه مردها سعی می‌كنند با آرامش و در خلوت خود، تنش را برطرف كنند و برای رفع آن بیشتر عمل می‌كنند تا اینكه حرف بزنند.














● پاسخ متفاوت زنان و مردان به استرس
<كنترل استرس به جنسیت آدم‌ها بستگی دارد و در زن و مرد كاملا متفاوت است.> این نظر متخصصان علم روان‌شناسی است. آنها مدارك و شواهدی برای این مسئله عنوان می‌كنند كه دانستن آنها خالی از لطف نیست.
خانمی كه به تازگی ازدواج كرده و معلم كلاس اول است و هر روز مجبور است كلاسی پراز بچه‌های ۶ تا ۷ ساله را كنترل كند، توصیف جالبی از استرس دارد. او می‌گوید: <وقتی خسته و كوفته به منزل می‌رسم و با كوهی از كارها در خانه روبه‌رو می‌شوم، دلم می‌خواهد گریه كنم و سر به بیابان بگذارم. بعد شروع می‌كنم به حرف زدن و حرف زدن! آنقدر حرف می‌زنم و غرغر می‌كنم تا بالاخره بعد از نیم ساعت احساس راحتی به من دست می‌دهد. بله من فقط با حرف زدن بهتر می‌شوم.> در عوض آقایی كه پدر یك دختر ۵ ساله است و همسرش هم مجددا باردار شده وقتی با كلی كار و گرفتاری با دخترش سروكله می‌زند، در آخر می‌گوید: <من اصلا در مورد این همه گرفتاری حرفی نمی‌زنم. بهتر است بگذاریم زمان بگذرد و همه چیز خودش به وضع عادی برگردد.>
● كار، كار هورمون‌هاست
یكی از مهم‌ترین دلایل تفاوت پاسخ زن و مرد نسبت به استرس، وجود هورمون‌هاست. سه هورمون كورتیزول، اپی‌نفرین و اكسی‌توسین در این مورد نقش اساسی دارند. وقتی فردی با استرس روبه‌رو می‌شود، دو هورمون كورتیزول و اپی‌نفرین با هم باعث افزایش فشار خون و سطح قند خون می‌شوند. در ابتدا متخصصان به این نتیجه رسیدند كه مقدار ترشح هورمون كورتیزول در شرایط استرس‌زا در خانم‌ها بیشتر است و شاید به این دلیل است كه خانم‌ها در این حالت عاطفی‌تر و حساس‌تر برخورد می‌كنند اما در ادامه متوجه شدند مقدار ترشح این هورمون در زن و مرد یكسان است و اصل تفاوت در هورمون اكسی توسین است.
در خانم‌ها با افزایش ترشح كورتیزول و اپی‌نفرین در شرایط استرس‌زا، اكسی توسین هم وارد صحنه می‌شود. این هورمون از مغز ترشح شده و تولید دو هورمون قبلی را سركوب می‌كند تا فرد از نظر عاطفی وضعیت آرامتری پیدا كند. مقدار ترشح این هورمون در مردها بسیار كم است و این مسئله در پاسخآنها به استرس تاثیر می‌گذارد.
● استرس و زنان سیاستمدار
یك نظریه جالب به‌نام جنگ و گریز وجود دارد كه می‌گوید آدم‌ها وقتی دچار استرس می‌شوند یا می‌ایستند و مبارزه می‌كنند و یا باروبنه را جمع كرده و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند. در یك مطالعه روان‌شناختی مشخص شده خانم‌ها از این دو روش استفاده نمی‌كنند و به‌جای آن راه سازش و دوستی را انتخاب می‌كنند، یعنی سعی می‌كنند آدم‌های دورو اطراف را نگه دارند و به وسیله ارتباط با دیگران مشكل را حل كنند. در سازش، فرد سعی می‌كند با تطبیق خودش با محیط، امنیت ایجاد كرده و استرس را كم‌رنگ‌تر كند و در دوستی، فرد شبكه اجتماعی را خلق كرده و آن‌را حفظ می‌كند تا در چنین شرایطی از او حمایت كند. در مطالعه‌ای كه ذكر شد علت انتخاب این راهكار‌ در زنان وجود هورمون‌های جنسی زنانه واكسی‌توسین ذكر شده است. در حالی‌كه مردها از همان نظریه اول استفاده می‌كنند.
● تقاضا در مقابل انرژی
اعتمادبه‌نفس آقایان در سایه كفایت و كارآیی آنها بدست می‌آید در حالی‌كه این موضوع در خانم‌ها به ارتباطات بستگی دارد، در نتیجه اگر از آدم‌ها تقاضای زیاد از حد داشته باشیم، نحوه پاسخ آقایان و خانم‌ها به این موضوع متفاوت است. خانم‌ها بیشتر مایلند از خیر نیازهای خود به نفع دیگران بگذرند و خود را در ارتباطات مختلف قربانی كنند. در حالی‌كه آقایان در چالش‌ها و رقابت‌ها شركت می‌كنند و نیازشان را به سادگی فراموش نمی‌كنند. در اصل در تقاضای كار و فعالیت زیاد،‌ این آقایان هستند كه پرانرژی به رقابت می‌پردازند تا با رسیدن به هدفشان، خود و سایرین را خوشحال كنند. اما خانم‌ها سعی دارند با تلاش خود رضایت دیگران را جلب كرده و انرژی زیادی برای رفع نیاز دیگران صرف می‌كنند.
● من حرف می‌زنم، تو عمل كن
خانم‌ها دوست دارند در این شرایط با كسی حرف بزنند و حالت‌های عاطفی‌شان را نشان دهند و داستان را برای كسی تعریف كنند. در حالی‌كه مردها سعی می‌كنند با آرامش و در خلوت خود، تنش را برطرف كنند و برای رفع آن بیشتر عمل می‌كنند تا اینكه حرف بزنند.
● توصیه‌های زنانه
‌‌ یك سیستم حمایتی قوی از روابط اجتماعی داشته باشید كه مثل جعبه كمك‌های اولیه در شرایط استرس به دادتان برسد.
مطمئن شوید كه سیستم حمایتی شما به‌دردتان می‌خورد. اگر این سیستم از بستگان یا دوستانتان یا همكارانتان تشكیل شده فرقی ندارد بلكه مهم این است كه آنها بتوانند در شرایط پرتنش به شما كمك كنند. این آدم‌ها نباید خودشان در این شرایط وحشت‌زده شوند،‌ افسرده باشند و یا با بدبینی اوضاع را بدتر كنند.
دوستی داشته باشید كه رازدار شما باشد. این فرد باید به شما احترام گذاشته و شنونده خوبی باشد.
ماجرا را حتما تعریف كنید. اگر حس می‌كنید اینكار حالتان را بهتر می‌كند ، حتما آن‌را انجام دهید اما در انتخاب شنونده دقت كنید. او باید خیر‌خواه شما بوده، قصد اذیت و آزار نداشته باشد و با وسواس فكری اوضاع را بدتر نكند.
وقتی استرس دارید از گفتن كلمه <نه> نترسید. خیلی از خانم‌ها تمام وجودشان را وقف خانواده و اطرافیان می‌كنند و خودشان را نادیده می‌گیرند. بهتر است همیشه خودتان را در نظر داشته باشید و سعی نكنید با انجام وظایف سنگین به خودتان استرس وارد كنید.
به مسائل ساده زندگی <آری> بگویید. سعی كنید با تجدید قوا خودتان را برای فراز و نشیب زندگی آماده كنید. ورزش،‌ پیاده‌روی، موسیقی، مطالعه و... از راهكارهای ساده‌ای هستند كه در مقابله با تنش به شما كمك می‌كنند.
● توصیه‌های مردانه
ورزش كنید. معمولا بیشتر مردها با اینكار از شر فشار و تنش راحت می‌شوند.
دوستان را فراموش نكنید. ورزش‌های گروهی، صرف ناهار با یك دوست و ... به رفع استرس كمك می‌كند.
خلوتتان را بهم نزنید. چون شما در تنهایی برای رفع استرس فكر می‌كنید، بهتر است این خلوت را بهم نزنید.
شما هم به جعبه كمك‌های اولیه احتیاج دارید. فكر نكنید فقط خانم‌ها باید سیستم حمایتی داشته باشند. شما هم برای اینكار اقدام كنید. باید بدانید چه مسائلی در كنترل شماست و چه مسائلی از كنترل‌تان خارج است. در شرایط استرس یكی از این دو مورد مطرح است: موضوع طوری است كه نمی‌توانید از آن فرار كنید و یا در مورد آن كاری انجام دهید یا موضوع طوری است كه قادرید با یك راهكار مناسب شرایط را بر وفق مرادتان كنید. در این مورد به توان، مهارت‌ها و زمان بیشتر توجه كنید.
موسیقی، درمان خوبی است. یك موسیقی مورد علاقه، آرامش خاصی در شما ایجاد می‌كند.
مشغولیت تازه‌ای پیدا كنید. زندگی خیلی از آدم‌ها یكنواخت شده است. بهتر است هر چند وقت یكبار سرگرمی تازه‌ای را انتخاب كنید. مواظب خودتان باشید. وجود شما باید همیشه در اولویت باشد. فردی كه برای سلامت روح و جسم خود سرمایه‌گذاری نمی‌كند، سقوط او به دره پرماجرای استرس حتمی است.‌

نکاتی مهم برای مراجعانی که نزد مشاور روانشناس می روند...

نکاتی مهم برای مراجعانی که نزد مشاور روانشناس می روند...

بعضا من و همکاران من با مراجعانی رو برو می شویم که شتاب بالایی برای دیدن نتایج فعالیت های درمانی روانپزشک و مشاور روانشناس خود دارند(بعضا در حد 45 دقیقه مشاوره!). یعنی انتظار دارند پس از بیرون رفتن از اتاق مشاوره معجزه ای رخ داده و تمامی مشکلات آن ها حل شده باشد. ذکر این نکته ی بسیار مهم ضروریست که اختلالی که مراجع به خاطر آن به مشاور روانشناس مراجعه کرده ناگهان به وجود نیامده، عوامل مختلف وراثتی، تربیتی و محیطی در به وجود آمدن اختلال و تداوم و تشدید آن موثر بوده اند و معمولا هم در کشور ما مراجعه به روانشناس بعد از مدت زیادی از به وجود آمدن اختلال صورت می پذیرد. این تاخیر در مراجعه بعضا باعث شدت گرفتن اختلال می شود. تشبیهی که من در این مورد دارم گلوله ی برفی است که در حال سقوط از بالای یک کوه است و تا وقتی که به دامنه ی کوه برسد، بزرگتر و بزرگتر می شود.
درمان اختلالات مختلف به زمان های مختلفی نیاز دارد، برای مثال در مورد درمان روانپزشکی(دارودرمانی) بیماران دچار اختلالات اضطرابی، معمولا بین 6 تا 8 هفته زمان نیاز هست تا دارو ها اثر مورد انتظار خود را بر روی بیمار نشان دهند! در حالی که بعضی از مراجعان در فاصله ای کوتاه(مثل 3-4 روز) انتظار دیدن اثر دارو را دارند و هنگامی که این اثرات را مشاهده نکردند، بلافاصله روند دارودرمانی را قطع کرده و به درمانگر خود نگرش بدی پیدا می کنند.
در مورد مشاوران روانشناس وضعیت کمی پیچیده تر است: معمولا در روند مشاوره، اطلاعات بسیار متنوعی بین مراجع و مشاور رد و بدل می شود که تمامی این اطلاعات سرنخ های لازم را برای تشخیص مناسب مشاور روانشناس به وجود می آورد. قضاوت و تشخیص سریع مشاور، بعضا باعث به بیراهه رفتن روند مشاوره می شود و معمولا تاکید در یک یا دو جلسه ی اول بر کسب اطلاعات بیشتر از مراجع و ارتباط مناسب می باشد. برای مثال مراجع نوجوانی داشتم که در ابتدای جلسه ی مشاوره می گفت من مشکلم این است که در اینترنت عکس های مستهجنی دیده ام و الان بسیار حالم بد است و می خواهم که درمان شوم!!!
برای من که کار حرفه ایم مشاوره هست، پذیرفتن اینکه این نوجوان به خاطر دیدن این عکس ها با این شدت از اضطراب بلند شده و برای مشاوره آمده است کمی خنده دار بود، بنا بر این سعی کردم به جای تشخیص و زدن برچسب، از تکنیک های راجرزی استقاده کنم تا وی را به صحبت بیشتر تشویق کنم تا متوجه این نکته شوم که مشکل دقیقا چیست که خوشبختانه نتیجه مناسب بود: این نوجوان که در ابتدای جلسه صحبت از مشکل A می کرد، تا آخرین دقایق جلسه ی اول موارد B، C، D، E و F را مطرح کرد که اختلالات سنگینی را شامل می شد. جالب این جاست که والدین این نوجوان در تعجب بودند که برای فرزندشان مداخله ی سنگینی صورت نگرفته و عصای سحر آمیز مشاور روانشناس در کار نبوده! که خوشبختانه با ارائه ی توضیحات لازم،  متوجه شدند که در جلسه ی اول صرفا اطلاعات مهمی به دست آمده و شاید این احتمال هم وجود داشته باشد که مشکل موردی مهم تر و زیر بنایی تری هست که به علت خجالت یا عدم اعتماد در همان جلسه ی اول، بیان نشده!
عده ای دیگر از مراجعان هم بعضا تمرینات داده شده توسط درمانگران خود را انجام نمی دهند و به شکلی عجیب انتظار بهبود اوضاع را دارند! باز هم در اینجا گفتنی است که در درمان اختلالاتی خاص وظیفه ی درمان جو در مورد پیش برد روند درمان خود بسیار پر رنگ و مهم می باشد.
جمع بندی
برای گرفتن نتیجه ی بهتر از جلسات مشاوره:
1. به مشاور روانشناس خود اعتماد کنید و آن چه را که واقعیت دارد مستقیما بیان کنید.
2. برای گرفتن نتیجه ی درمانی مطلوب، عجله نکنید و جلسات درمان را به شکل مداوم ادامه دهید. اگر نکته ی مبهمی هست که شما را در مورد روند درمان آزار می دهد، حتما با درمانگر خود مطرح کنید و از قضاوت و درگیری ذهنی اجتناب کنید، مطمئنا از مشاور خود جواب قانع کننده ای خواهید گرفت و این به همکاری بیشتر شما با درمانگرتان یاری می نماید.
3. تمرینات گفته شده را به طور مرتب انجام دهید، هر چند بعضی از آن ها برای شما دردناک و از نظر هیجانی آزار دهنده باشد(مطمئنا بعد از جلسات مشخصی اثرات درمانی تمرینات دیده خواهد شد).

روشهای یک رابطه سالم و موفق زندگی


گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد. البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم، خوب!، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی، تصمیمی بگیری، ویران کننده است، چراکه نتیجه ای جز رنج، ترس از آینده، تحلیل انرژی و در آخر، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم!



در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید. مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا... ؟!
و دیگر اینکه اصلا نشانه های یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟
چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!...


ادامه نوشته

10 فرمان برای سال اول زندگی

وقتي درباره تلخي‌ها و شيريني‌هاي ازدواج با افراد متاهل صحبت مي‌کنيد، همگي معتقدند اولين سال زندگي مشترک، سخت‌تر از بقيه آن است. حتي بعضي متاهل‌ها وقتي به يک مجرد مي‌رسند فورا شروع به نصيحت مي‌کنند: «تا ازدواج نکردي فکر مي‌کني چه خبره» يا «مرغ همسايه غازه». ولي اين حرف‌ها واقعا چقدر روي شما تاثير دارد؟ مثلا ممکن است باعث شود از ازدواج کردن منصرف شويد؟! اکثر مواقع اين‌طور نيست.

ازدواج شفا نمی دهد

يعني بيشتر افراد به خاطر شنيدن چنين چيزهايي تمايل به ازدواج را از دست نمي‌دهند. اما همه دوست دارند روش‌هايي را ياد بگيرند تا ورود به دنياي تاهل از همان اول خوب و موفقيت‌آميز باشد. اين روش‌ها درست مثل زيربناي يک ساختمان هستند. وقتي از همان ابتدا براي زندگي مشترک خود زحمت بکشيد و مسووليت‌پذير باشيد،‌ مطمئنا بناي اصلي زندگي شما هم بهتر خواهد شد. کارشناسان خانواده اين روش‌ها را در 10 فرمان طبقه‌بندي مي‌کنند:

 

1 قبل از هر چيز عاشق خودتان باشيد:تعجب نکنيد! تا وقتي که هر يک از شما براي خودش ارزش قايل نشود، نمي‌تواند براي ديگري مفيد باشد. به خودتان اهميت بدهيد. سعي کنيد هميشه...

ادامه نوشته

راه و رسم برخورد با همسر خود رای(خودشیفته)

 راه و رسم برخورد با یک همسر خودرای  راه و رسم برخورد با یک همسر خودرای 

شخصیت، یعنی ویژگی‌های رفتاری، فکری، عاطفی و اجتماعی هر فرد. یک بخش از شخصیت، منش یا ویژگی‌هایی است که فرد با آنها به دنیا می‌آید و بخش دیگر شخصیت، ویژگی‌های اکتسابی‌ای است که از محیط اطراف خود کسب می‌کند.

هر وقت که قرار است در مورد هر موضوعی تصمیم بگیرند آخرش یکی می‌گوید: «همین که گفتم ؛ نمی‌خوام دیگه مخالفتی بشنوم» و دیگری جواب می‌دهد:

ادامه نوشته

راه کار هایی برای رفع اختلاف زوج های جوان





حتما شما هم زنان و مردان جوانی را دیده اید که به علت های مختلف از ازدواج خود پشیمان هستند یا این که دوران مجردی را به زندگی زناشویی ترجیح می دهند .

بعضی ها به دلایلی مانند ، کم سن و سال بودن هنگام ازدواج ، اجبار والدین ، تنهایی ، نداشتن تجربه و آگاهی کافی از زندگی زناشویی و اختلاف های پدر و مادر تن به ازدواج داده اند و آن را ناموفق می پندارند و آرزو دارند به گونه ای از شر آن خلاص شوند .

درست است که در ازدواج های ناموفق معمولا اشتباه هایی وجود داشته و بعضی توافق ها نسنجیده صورت گرفته یا به طور کل آن وصلت از پایه اشتباه بوده است اما به هر حال آن وصلت انجام شده است و بهتر است بعد از اشتباه بزرگی ( ازدواج نامناسب ) که رخ داده است با تامل و درایت بیشتری نسبت به حل ادامه موضوع اقدام شود .

شاید در برخی از زندگی ها طلاق آخرین و بهترین راه باشد اما راه های متفاوتی وجود دارد که می تواند پایه های سست یک زندگی مشترک را تنومند نموده و طول عمر آن را به سال های متمادی افزایش دهد . اغلب مشکلات زندگی زوج های جوان به علت عدم تجربه و اطلاعات کافی از نحوه کنترل زندگی مشترک می باشد و این که دختر و پسر جوان نیاموخته اند چگونه همسرداری کنند و چگونه بر مشکلات پیش آمده غالب شوند یا چگونه ایجاد علاقه کنند !

ادامه نوشته

رابطه زناشوئی تان خوب است یا بد؟

     

 ده دقیقه‌ای خواهید فهمید که..رابطه زناشویی‌تان موفق است یا نه!

رابطه شما با همسرتان چگونه است؟ آیا این رابطه آگاهی شما را به زندگی گسترش داده و موجب شده‌است نسبت به خود احساس خوشایندی داشته‌باشید و از زندگی‌تان لذت ببرید؟اصلا چقدر خوشبخت هستید

تحقیقات نشان می‌دهند، هرچقدر رابطه‌ای که فرد در آن قرار گرفته‌است موفق‌تر، شادتر و متعهدانه‌تر باشد.  او بهتر می‌تواند وجود خود را شکوفا سازد و به سمت آنچه می‌خواهد حرکت کند و به خواسته مطلوب خود دست یابد. یک رابطه خوب می‌تواند کمک کند فرد استعدادهایش را پیدا کند و همان بشود که در آرزوهایش می‌بیند.
 در یک رابطه دو طرف در پیشرفت و تعالی هم نقش بسزایی دارند و هرکدام می‌توانند پله ترقی دیگری شوند. این تست توسط دکتر «گری لواندوسکی» از دانشگاه «مان‌موث» طراحی شده‌است، او دکترای روانشناسی اجتماعی از دانشگاه نیویورک دارد.

اصلا چقدر خوشبخت هستید
روش کار: در اینجا 10 سوال می‌بینید به هرکدام از آن‌ها براساس احساسی که دارید پاسخ دهید تا بتوانید سطح رابطه خود را محک بزنید و بفهمید رابطه‌تان با همسرتان در چه حد است و چقدر به هم نزدیک هستید ،
کافی است 5 دقیقه وقت بگذارید و به این سوال‌ها با صداقت تمام پاسخ دهید، هرچقدر صادقانه‌تر پاسخ دهید نتایج دقیق‌تری بدست خواهد آمد و بیشتر می‌توانید به آن‌ها اعتماد کنید....

ادامه نوشته

دشمن زندگی زناشویی از دیدگاه روانشناسی ازدواج


برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

۱) تلویزیون
تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

۲) خانه نشینی
ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

۳) ساعات اضافی
دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.

۴) رسیدگی به وضع ظاهر
فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.

۵) بی توجهی
یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.

۶) حسادت مفرط
دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

۷) خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد ، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت وآمد های آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.

۸) نبود برنامه
تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آن جا می گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن روبه رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.

۹) سکوت
مطمئنا عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

خودخواهی در روابط زناشویی

خودخواهی در روابط زناشویی

آیا اسیر یک رابطه مخرب و اعتیادآور شده‌اید؟ یا شاید هم نشانه‌های خودخواهی در رابطه را تجربه می‌کنید؟ قبل از اینکه کنترل همه چیز از دستتان بیرون رود، سعی کنید همه چیز را مرتب کرده و درمورد مسائل و مشکلات مختلف با طرف‌مقابلتان صحبت کنید. این مقاله توصیه‌ها و پیشنهادات مفیدی برایتان ارائه می‌کند و کمکتان می‌کند بتوانید با خودخواهی در رابطه مقابله کنید.

"ازدواج رابطه‌ای بین زن و مرد است که استقلال آن یکسان، وابستگی آن دوطرفه و التزام آن متقابل است."

خودخواهی در رابطه علت زمینه‌ای شکست بسیاری از روابط است. هیچ چیز نمی‌تواند ناراحت‌کننده‌تر از همسری باشد که توجه، عشق و نگرانی نسبت به شما ندارد. خودخواهی در رابطه از موارد کوچک شروع می‌شود و به‌تدریج شکل عادت به خود گرفته تا جاییکه طرف‌مقابل شدیداً مورد اذیت قرار می‌گیرد.

ادامه نوشته

چطور اختلافات و مشاجرات با همسرتان را حل و فصل کنید?

چطور اختلافات و مشاجرات با همسرتان را حل و فصل کنید


همه زوج‌ها گهگاه دچار اختلاف می‌شوند. زوج‌ها اگر بتوانند با احترام، هوشیاری و درک با این تفاوت‌ها برخورد کنند، خواهند توانست احتلافاتشان را به طریقی مثبت از بین برده و همدیگر را بیشتر بشناسند. اما اگر این اختلافات به درستی حل نشوند، زوج‌ها خیلی زود از هم دور و جدا می‌شوند.
ادامه نوشته

حل مشکلات خانوادگی با زوج درمانی

حل مشکلات خانوادگی با زوج درمانی           
 
زوج درمانی راهی است برای حل کردن مشکلات و کشمکش های زوج هایی که خود به تنهایی قادر به حل مشکلاتشان نیستند.فرایند زوج درمانی شامل یک زن و شوهر و یک فرد آموزش دیده و متخصص در این زمینه می باشد که در خصوص احساسات و افکارشان بحث می کنند

حل مشکلات خانوادگی با زوج درمانی

هدف در زوج درمانی کمک به زنان و مردان است تا همدیگر را بهتر درک کنند و اگر تصمیم دارند و یا می خواهند که تغییر کنند، به آنها کمک شود تا به خواسته و هدفشان برسند.در مقاله زیر ابعاد و شیوه های مختلف زوج درمانی بصورت پرسش و پاسخ مورد بررسی قرار گرفته است.با هم می خوانیم:...


ادامه نوشته

خانواده درمانی چیست؟


 

خانواده درمانی مداخله‌ای است که بر تغییر تعاملات بین اعضای خانواده متمرکز است و در آن تلاش می‌شود کارکرد خانواده به عنوان واحدی متشکل از تک ‌تک اعضای خانواده بهبود یابد... 

 آندره موروئا(Andre . Maurois) زندگی‌نامه نویس فرانسوی می‌گوید: « دوست شما عاشق هوش‌تان است و معشوقه شما عاشق جذابیت‌تان، اما عشق خانواده دلیل نمی‌خواهد؛ شما در خانواده متولد می‌شوید و با اعضای آن هم‌خون هستید. با این حال، خانواده می‌تواند بیش از هر کس دیگری در دنیا، شما را عصبانی کند (سانتراک،۱۳۸۵).
"خانواده" (Family) به عنوان یک سیستم اجتماعی، شامل گروهی از افراد است که از طریق ازدواج، تولیدمثل و پرورش فرزندان با هم زندگی می‌کنند. این سیستم و سازمان اجتماعی در طول تاریخ نقش حیاتی برای رشد و پیشرفت و اجتماعی‌ شدن نوع انسان ایفا کرده است. خانواده بدون شک مهم‌ترین سازمانی است که بسترساز رشد و رفاه جسمی، روانی و اجتماعی کودک و عامل رسیدن وی به تعادل (فیزیکی، روانی و اجتماعی) است (وود ، ۱۹۹۶). اجتماعی‌شدن و آشنایی با قوانین، نقش‌ها و ارزش‌های فرهنگی به طور طبیعی در خانواده صورت می‌پذیرد (وتر و گیل ۱۹۸۷)؛ و کودک در تعاملات ابتدایی خود با خانواده به یک موجود اجتماعی تبدیل می‌شود. به همین دلیل هم از دیربازعملکرد خانواده مورد توجه روان‌شناسان بوده است (والش، ۱۹۹۳)....


ادامه نوشته

خانواده درمانی

خانواده، یک گروه طبیعی است با اهداف و نقش‌های بسیار که برای همه اعضای خانواده مهم و ضروری است. همچنین خانواده، یک گروه قوی و سازمان‌یافته است که درمان‌گر را به خاطر اهدافی که در سیاست و فرآیند آن نهفته است به خدمت می‌گیرد. لذا در خانواده‌درمانی، درمان‌گر با یک گروه طبیعی مواجه است که باید به نوعی در آن وارد شده و آن را تحت تاثیر قرار دهد؛ که این کار احتیاج به دیپلماسی قابل ملاحظه و مهارت‌های اجتماعی ضروری برای درمان‌گر دارد. شاید بتوان گفت: خانواده‌درمانی یک روش سیستماتیک مداخله‌درمانی است که هدف آن، رفع اختلالات پیچیده و متقابل عاطفی در گروه خانواده است. خانواده‌درمانی، در واقع صحنه برخوردهای انسانی(human drama) است و در جستجوی حقایق اساسی بشری است و بالاتر از همه در پی التیام زخم‌ها و ضعف‌های خانواده است. لذا مسوولیت عمده خانواده‌درمانی از این قرار است: بالا بردن احساس همبستگی و وحدت خانواده، فعال کردن نقش طبیعی خود در شفابخشی(healingـself) خانواده، و تجربه‌ای که راه را برای رسیدن به یک گروه طبیعی واقعی باز می‌کند....
 
ادامه نوشته

مصاحبه و اصول آن در روانشناسی

مصاحبه یکی از روشهای بسیار معتبر و رایج تشخیص و ارزشیابی  می باشد و شاید بتوان آن را از اولین روشهایی دانست که بشر در این مورد به کار برده است. بن جانسون می گوید تا تو را ببینم و بسیاری از روانشناسان نیز معتقدند اگر بخواهیم اطلاعاتی در مورد شخصی بدست آوریم و او را بشناسیم چرا از خود او نپرسیم(دانشمند، 1357).

مصاحبه را به رابطه کلامی چهره به چهره تعریف کرده اند که مانند سایر روشهای ارزشیابی شخصیت و تشخیص برای گردآوری اطلاعاتی به منظور شناخت ویژگی های فرد صورت می گیرد. بر خلاف آنچه در مکالمات روزمره خود با افراد مشاهده می کنیم مصاحبه در تشخیص و ارزشیابی شخصیت رابطه کلامی است که برای تحقق هدف مشخصی ایجاد می گردد. این کنش متقابل کلامی همه گاه واجد ارزش درمانی می باشد و لذا انجام آن را به وسیله افراد تعلیم دیده توصیه کرده اند.

پس از این بررسی اجمالی و قبل از شروع بحث در باره انواع مصاحبه و کاربرد هریک باید یادآور شویم که مصاحبه را به طور کلی به دو نوع تقسیم می کنند...

1

ادامه نوشته

اصول وفنون مشاوره

مشاور باید در دیدگاههای نظری و عملی فنون و روشهای مشاوره را بخوبی بداند.گرچه استفاده عملی از فنون مشاوره ، نوعی هنر است و موفقیت در آن با خصوصیات شخصیتی مشاور بستگی دارد.

مشاور باید در دیدگاههای نظری و عملی فنون و روشهای مشاوره را بخوبی بداند.گرچه استفاده عملی از فنون مشاوره ، نوعی هنر است و موفقیت در آن با خصوصیات شخصیتی مشاور بستگی دارد.
در عین حال آموزش فنون و روشها به مشاور احتمال موفقیت او را در مشاوره افزایش می دهد.
در این جزوه پس از بررسی لزوم تعاریف مشاوره ، فنون و روش های آغاز و ادامه و پایان  جلسه مشاوره مورد بحث قرار گرفته است. پس فرم ها و پرسشنامه های گوناگونی به عنوان وسیله کار مشاور جهت استفاده در موارد متععد پیشنهاد شده است.

         
لزوم مشاوره
برای پی بردن به ارزش و اهمیت مشاوره در نظام آموزشی به تجزیه و تحلیل جریان یادگیری دانش آموزان می پردازیم. به نظر هیلگاروباور یادگیری تغییرات نسبتاً پایداری در رفتار بالقوه است که حادث از رشد نباشد . برای تحقق این تعریف ، اولا اطلاعات و یا تجربیات باید به وسیله فردی آگاه و آشنا به کار مثلاً معلم ـ تهیه و سپس ارائه گردد. معلم باید آمادگی تهیه مطالب و ارائه آن را از هر نظر دارا باشد تا اطلاعات ارائه شده مفید واقع گردد. مشاور می تواند معلم را در تهیه و ارائه موضوعات یاری دهد و یادگیری را تسهیل کند.
ثانیا یادگیرنده استعداد و علاقه کافی برای یادگیری داشته باشد تا بتواند اطلاعات ارائه شده را دریافت و از آن استفاده کند مسلماً چنانچه یادگیرنده ، مسائل و مشکلاتی داشته باشد قادر به یادگیری نخواهد بود در این زمینه نیز مشاور به کمک یادگیرنده می شتابد و با حل مشکلات و شناخت استعدادها جریان یادگیری را تسهیل می کند.
برای یاری به دانش آموزان به منظور بهبود رفتار و افزایش میزان یادگیری پیشنهادات زیر ارائه می گردد :
1-    ایجاد احساس نیاز و علاقه به مطالب آموختنی .
تا زمانی که فرد به وجود چیزی احساس نیاز نکند و بدان راغب نباشد . برای رسیدن به آن تلاش نخواهد کرد و یا اگر فرد در زندگی چیزهای مهم را نشناسد و آن را تشخیص ندهد به بهبود در زندگی او نباید امید داشت.
از آنجا که رفتار انسان متأثر از احساسات است و به عبارت دیگر احساسات ، طرز تلقی ها اعتقادات و ادراکات پدید آورنده ی رفتار هستند که از نظر تربیتی ، این عقیده حائز اهمیت بسیار است. اگر دانش آموز احساس کند که معلم او را دوست دارد رفتارش نسبت به آن معلم دوستانه خواهد بود و نسبت به درس آن معلم نیز علاقه خواهد داشت و برعکس.
2 ـ شناخت خود و ارزشهای وابسته به آن :
خویشتن پنداری عبارت است از تصور و پنداری که شخص درباره ی خود دارد و بر دو نوع مثبت و منفی طبقه بندی شده است .
افرادی که خویشتن پنداری مثبت دارند رفتارشان اجتماع پسندتر از کسانی است که خویشتن پنداری منفی دارند. یکی از علل مهم عقب افتادگی تحصیلی همین تصور و پندار منفی است که شخص نسبت به خودش دارد چون معتقد است که قادر به خواندن نیست.
خویشتن پنداری بر اثر تعامل بین عوامل متعددی به وجود می آید و رشد می کند که :
الف ـ نظر والدین  ب ـ نگرش دوستان و همبازیان   ج ـ نظر معلمان از آن جمله اند
3 ـ تاکید بر اینجا و اکنون : بهره برداری از شکست های گذشته دانش آموز به منظورعبرت گیری و نه خدمت آن ، موجب می شود که دانش آموز برای کسب موفقیت بکوشد . و از سوی دیگر تاکید بیش از حد بر نگرانی ها و مشکلات گذشته عذر و بهانه ای برای دانش آموز فراهم می آورد تا به سادگی تمام شکست های آینده خود را به عوامل گذشته استناد دهد و برای بهبود وضع موجود تلاش نکند.
4- دادن فرصت برای تفکر و (خودیابی )
یکی از عواملی که در نظام فعلی آموزش و پرورش کمتر مورد توجه قرار می گیرد، دادن فرصت برای تفکر و خود یابی دانش آموزان است ، معلم می کوشد مطالب بسیاری را بدون فوت وقت به دانش آموزان ارائه دهد و هنوز موضوع قبلی بخوبی درک نشده مطالب جدید ارائه می شود و دانش آموز مجبور است برای اهراز موفقیت در امتحان مطالب را حفظ کند .
5- تجدید نظر در برنامه های مراکز تربیت معلم ، مراکز تربیت معلم باید برای معلمان متخصص ، خلاق و مبتکر و اندیشمند و آگاه به مسائل انسانها امتیازاتی در نظر بگیرد تا دیگر معلمان نیز در این مسیر تشویق شوند تا هیچ گاه کیفیت فدای کمیت نگردد.


ادامه نوشته