پیامدهای خود ارضائی و مبارزه با آن
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که درست در زمانی که احساس کرده اید طرف مقابلتان برای زندگی مناسب نیست و نمی توانید روی زندگی با او فکر کنید، متوجه شده اید که در این بین علاقه یا عادتی به وجود آمده که نادیده گرفتنی نیست. طوری که انگار پیش از آنکه بخواهید منطقی فکر کنید به او علاقه مند شده اید و حالا ترک این اعتیاد عاطفی برایتان غیرممکن است.
ممکن است فکر کنید که چرا باید این اتفاق برای شما بیفتد، چطور کسی می تواند یک دفعه از راه برسد و روح و عواطف شما را نابود كند و این همه هزینه مادی و معنوی به شما تحمیل کند و برود؟ این بدبیاری عاطفی در اول راه تقصیر کیست؟ چطور باید منطقی باشید و باور کنید که این عواطف زودگذرند؟
درباب عشق شما عاشق كیفیتى در طرف مقابلتان مى شوید كه اگر خوب بنگرید، همان ویژگى را در زندگیتان مدتهاست از دست داده اید و آگاهی از این کیفیت گم شده می تواند در کنترل احساسات و عواطف تان به شما کمک کند

هرچند كه براساس تغييرات صورت گرفته درخصوص لايحه حمايت از خانواده رسما ازدواج مجدد در ايران ممنوع ميشود؛ اما مدير فرهنگي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي اعلام ميكند كه نبود وفاداري و ازدواج مجدد، دليل اصلي طلاق در كشور است.
براساس اعلام محمدرضا آيتاللهي، رئيس سازمان ثبت احوال طي 5 ماهه اول سال جاري شاهد 51 هزار و 192 طلاق در كشور بودهايم كه مويد افزايش پديده طلاق نسبت به سال گذشته است.
وي گفت: بيشترين طلاق در مردان با 14 هزار و 705 مورد در گروه سني 25 تا 29 سال و در زنان با 13 هزار و 428 مورد در گروه سني 20 تا 24 سال بوده است.
در همين حال ، دكتر زهرا كاشاني ها ، مدير فرهنگي دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي معتقد است: بررسيها نشان ميدهد از هر 10 طلاق حدود 8 مورد به دليل نبود وفاداري و تعهد به همسر و خانواده و يا ازدواجهاي مجدد به شكل دائم يا موقت رخ ميدهد.
گرچه اقداماتي در راستاي تحكيم بنيان خانواده انجام شده؛ اما بايد گفت كافي نبوده و امروزه روند افزايش طلاقها بهگونهاي نگرانكننده است. ضمن اينكه بايد بر عوامل ديگري چون اعتياد، مشكلات اقتصادي و ... هم به عنوان عوامل طلاق اشاره كرد.
سكوت درباره ازدواج موقت
در لايحهاي كه قوه قضاييه و دولت با عنوان حمايت از خانواده ارائه كردند، راجع به ازدواج موقت هيچ صحبتي نشده بود، جز اينكه گفته شده بود ثبت ازدواج موقت مطابق با آييننامهاي خواهد بود كه دولت تهيه ميكند؛ اما اعضاي كميسيون حقوقي و قضايي با بررسيهايي در اين خصوص تغييراتي در اين لايحه به وجود آوردند. بر اين اساس ازدواج مجدد منع شد، مگر در مواردي كه يا همسر اول رضايت كامل داشته باشد يا مواردي كه زن مرتكب تخلفات خاصي شود، مثلا زن محكوم به 5 سال زندان يا بيشتر شود يا زندگي خانوادگي را ترك كند، البته در اين صورت هم مرد بايد در دادگاه اين موضوع را ثابت كند، اگر بتواند ثابت كند، ميتواند ازدواج مجدد داشته باشد.
از سويي اگر همسر مردي هيچكدام از اين مشكلات را نداشته باشد و مرد اقدام به ازدواج مجدد كند، مجازات زندان برايش تعيين شده است، ضمن اينكه نميتواند ازدواجش را ثبت كند، مرتكب جرم هم شده است.

مسائل جنسي ، عامل اصلي و پنهان
بحثهاي نبود وفاداري و ازدواج مجدد به عنوان عوامل طلاق در حالي مطرح ميشود كه دكتر اصغر مهاجر، جامعهشناس معتقد است استفاده از اين ادبيات و بهكارگيري اين واژهها در واقع به نوعي پنهان كردن عامل اصلي است.
مسلما بيشترين علت طلاقها در كشور به ناتواني در برقراري ارتباط درست جنسي برميگردد و در صورتي كه طلاق انجام نشود و با تكيه بر باورهاي سنتي زندگي ادامه پيدا كند، تبعات منفي رواني و جسمي آن بسيار زياد است.
او فرايند طلاق را به 13 بخش تقسيم كرده و طلاق اجتماعي و حقوقي را در درجه 6 و 7 قرار داده و ادامه ميدهد: متاسفانه 80 درصد از زندگيهاي مشترك در كشور ما در مرحله طلاق اجتماعي قرار دارند. مهاجر آنچه را كه نبود وفاداري عنوان ميشود، در گريز از روابط عاطفي و جنسي ناموفق تعريف ميكند و ميگويد: متاسفانه حق زنان در اين نابرابريهاي جنسي بيشتر از مردان تضييع ميشود.
اين جامعهشناس، نبود آموزش درخصوص مسائل جنسي را بزرگترين آسيب در ازدواجها عنوان و اظهار ميكند: برنامهريزان و سياستگذاران جامعه بايد نگاهي مقدس و باز به مقوله روابط زناشويي داشته و با آموزش و ترويج فرهنگ درست اين روابط كه در آموزههاي ديني ما نيز به آن اشاره شده است، نگاه تابو و پنهانكارانه به اين موضوع را پاك كنند.
مهاجر تاكيد ميكند: امكان آموزش همگاني و مبتني بر رسانه در اين آموزشها وجود ندارد؛ بلكه بايد بر آموزش چهره به چهره، كارگاهي و كاربردي در قالب آموزشهايي در محلات، بين خانوادهها و حتي ادارت و محل كار تكيه كرد.

وقتي توقع زياد زن و شوهر به مانعي برخورد ميکند، بي تامل همسر خود را مقصر معرفي ميکنند و به زندگي مشترکشان عيب و ايراد ميگيرند و به اتکاي يک ذهن خواني تعيين تقصير ميکنند: «معلوم ميشود که زن اصيلي نيست» و يا «اين رفتار شوهرم نشان مي دهد که چقدر از من متنفر است». با اين طرز تلقي، زن يا شوهري که احساساتش جريحهدار شده يا همسرش را آماج تهاجم قرار ميدهد و يا از او فاصله ميگيرد، در اين موقعيت همسر مورد تهاجم قرار گرفته که خود را مستوجب مجازات نميداند، در مقام تلافي حمله را با حمله متقابل جواب ميدهد و با او هم به سهم خود از همسرش فاصله بيشتري ميگيرد. در نتيجه سلسله حملات بستهاي از تلافي و تلافي به مثل شروع ميشود که بر ساير زمينههاي ارتباطي ميان زن و شوهر تاثير نامساعد ميگذارد.
اين طرز برخورد با انگيزههاي همسر خطرناک است زيرا خيلي ساده نميتوانيم ذهن اشخاص را بخوانيم. مثلا خانم نميدانست که همسرش به خاطر زيان مالي ناراحت بوده و ميخواسته که موضوع را با او در ميان بگذارد. و چون او با عصبانيت و دلخوري اتاق را ترک کرده بود، فرصت اطلاع از کم و کيف مطلب را نيافته بود، فرض را بر اين گذاشته بود که شوهرش چون در کارهاي خود فرو رفته، به او توجهي ندارد.

اما رفتار عصبي خانم براي همسرش معاني مختلفي داشت: «بيجهت از من عصباني شده» و «باز هم ثابت شد که به احساسات من بيتوجه است». اين توضيحات بر شدت احساس دلخوري او اضافه کرد. از سوي ديگر، مشغلههاي ذهني وي بر عميقتر شدن فاصله ميان او و همسرش تاثير گذارد. در گذشته، وقتي خانم به خاطر يک حادثه يا نقطهنظر تازهاي به هيجان ميآمد، همسرش بيآنکه با او در اين هيجان سهيم شود به تحليل برداشتهاي او مينشست.
اين نوع سوء تفاهم و ذهن خواني متقابل، بيآنکه زن و شوهر لزوماً بدانند در روابط اغلب آنها وجود دارد. زن و شوهر بيآنکه متوجه سوءتفاهم باشند، گناه را به خود خواهي يا بي نزاکتي همسر خود نسبت ميدهند و متوجه نيستند برداشت اشتباهي که از همسرشان دارند، علت اصلي گرفتاري آنهاست.
گرچه مطالب متعددي در زمينه تجلي خشم در روابط زن و شوهر به نگارش درآمده و راههايي براي برخورد با آن پيشنهاد گرديده، توجه لازم به سوء تعبيرهاي اشتباه که اغلب زمينهساز عصبانيت است، ضروري است. در زمينه رضايت از زندگي زناشويي، برداشت زن يا شوهر از رفتار يکديگر، بيش از خود رفتار حائز اهميت است.
براي اجتناب از اين قبيل سوء تفاهمها در زندگي زناشويي بايد به نقش عملکرد ذهن به هنگام افسردگي و عصبانيت توجه کرد. در اغلب موارد، وقتي مايوس هستيم، دستگاه ذهن ما معناي رفتار ديگران را يا به درستي تفسير نميکند و يا آن را به مبالغه ميگيرد و تصويري منفي از آنها بوجود ميآورد. آنگاه به اتکاي همين سوء تعبيرها به تصوير منفي که حاصل ذهن خود ماست يورش ميبريم.
در آن لحظه بخصوص کمتر مي انديشيم که ممکن است قضاوت منفي ما اشتباه باشد؛ و هرگز به ذهنمان نميرسد که در واقع به تصوير مخدوشي حمله ميکنيم. براي مثال خانم متاثر از رفتار شوهرش او را مرد بياحساسي تلقي کرده بود که به ديگران بها نميدهد. هم زمان، او نيز خود به نظر همسرش زني عصبي و بي منطق رسيده بود. در اين شرايط، هر گاه يکي از آنها رفتاري برخلاف ميل ديگري صورت ميداد، افکار منفي ايجاد شده، اسباب کدورت و عصبانيت بيشتري را فراهم ميساخت.اين جمله معروف و مشهور است: اين وقايع نيستند که افکار ما را مي سازند بلکه برداشت و تفسير و نگرش ما از آنهاست. بنابراين در شرايطي مي توان به مسائل خوش بينانه تر نگاه کرد و براي رفتار هاي ديگران دلايل زيباتر و آرامش بخش تري را در نظر داشت چرا با بد بيني و سوء ظن روابط خود را تخريب کنيم و ...

وقتي دو نفر براي زندگي در کنار يکديگر زير يک سقف مي روند از طرفي مستقل مي شوند و از طرف ديگر يک شريک در زندگي پيدا مي کنند که در اکثر قريب به اتفاق تصميمات دخيل است. در زندگي مشترک اگر تصميم اشتباهي گرفته شود ممکن است خانواده ضرر زيادي را متحمل شود ، پس تصميم گيري در امور مختلف يک امر مهم است که در پي آن مسووليت وجود دارد و از آن مهم تر اين است که تصميم گيرنده غير از خود براي ديگران نيز تصميم مي گيرد و مسووليت عواقب تصميم اش را در قبال ديگران بايد به دوش بکشد.
حال نکته اي که ما به دنبال مطرح کردن آن هستيم اين است که در زندگي مشترک چه کسي تصميم گيرنده است يا زن و شوهر هر کدام مي توانند در چه زمينه هايي تصميم گيرنده باشند و حوزه اختيارات آنها براي اين که به تنهايي تصميم بگيرند چقدر است و شرايط يک تصميم گيري خوب در زندگي مشترک چيست...
ارتباطی كه بین دو جنس مخالف وجود دارد و در این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد...

یكی از نیازهای اساسی زندگی انسان، تعامل و ارتباط با دیگران است. انسان در طول رشد خود، پیوسته برای بقا و پیشرفت خویش، محتاج ارتباط با دیگران است كه بین این امر با سلامت رابطه ای نزدیك وجود دارد.
تمام انسان ها به دنبال یافتن كسانی هستند كه با آن ها احساس خوش بختی كنند و از زندگی با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بیشتری كسب كنند.
لاجرم ،در بین ارتباطات انسانی، از ارتباط بین زن و مرد مفری نیست. روابط بین زن و مرد، به صورت هاى زیر، متصور است:
1. رابطه زن و شوهرى
2. رابطه علمى
3. رابطه حرفه اى و شغلى
4. رابطه دوستانه
و بی شک نیاز به ارتباط با جنس مخالف در مقطعی از زندگی انسان، درست زمانی كه پسر و دختر تصمیم می گیرند تا همسر آینده را انتخاب كنند مطرح می شود ، اما در این ارتباط مقطعی هم كه لازمه شناخت از همدیگر است، اصولی مطرح هستند.
حال باید پرسید :

اختلاف نظر در هر رابطه ای امری طبیعی و بدیهی است . در این زمینه روابط زوجین نیز مستثنی نبوده و هر گونه اختلاف در ایده ها و ریز نگرش های آنان به زندگی می تواند طبیعی قلمداد شود . البته چه خوب است که پیش از ازدواج دختر و پسر در مورد ایدئولوژی و رویکرد های کلی یکدیگر آشنایی شوند تا این اختلافات پس از ازدواج به حد اقل برسد. حال سئوال اینجاست که در این مواقع چه واکنش مفیدی می تواند بهترین نتیجه را در بر داشته و بهترین بهره وری را ارائه دهد. در زمان مشاجره چه خوب است که جلساتی برای تبادل نظر و گفتگوی دو طرف تشکیل شده و زمینه برای برونریزی خواسته های درونی زوجین فراهم گردد. لذا کیفیت تشکیل این جلسات از اهمیت خاصی برخوردار است.
انگار همین دیروز بود که تازه با او آشنا شده بودم چه حس قشنگی بود انگار یک روح بودیم در دو بدن .
انگار همین دیروز بود که دیدنش بهترین لحظه های عمرم بود و هر لحظه انتظار آن را می کشیدم و وقتی او را می دیدم تمام غمهای دنیا را به دست فراموشی می سپردم.
. وقتی دستش را می گرفتم تمام بدنم گرم می شد انگار روی ابرها در حال پرواز بودم وقتی بوسه ایی تقدیمم میکرد یا مرا لمس می کرد انگار عاشق ترین زوجها ی روی زمین بودیم
یادش بخیر نگرانیهای مراسم خواستگاری، جشن نامزدی، عقد و عروسی و نگرانی درباره چگونگی برگزاری این مراسم ، خدای من چه ملالت های شیرینی، به راستی انگار همین دیروز بود ماه عسل مان.
هنوز هم شیرینی اولین جملات عاشقانه آن زمان زیر زبانم است وقتی به آن روزها فکر می کنم هنوز یاد آوریش موی را بر تنم سیخ می کند چه راحت ابراز علاقه می کردم بدون هیچ چشمداشتی قربان صدقه او می رفتم و هر لحظه به او می گفتم عزیزم دوستت دارم.
اما حالا نه دیگر آن روزها تکرار می شود نه می توانم آن روزها را بازسازی نمایم براستی چه بلایی بر سر عشق مان نازل شده که نمی توانم با او صحبت کنم حالا حتی نمی توانم حتی وجودش را تحمل کنم یا اصلا انگار که نه انگار در کنارم است اصلا نمی توانم به او بگویم دوستش دارم الان دیگر وقتی لمسمم می کند یا مرا می بوسد منزجر می شوم حتی وقتی برای رابطه زناشویی نزدیکم می آید از او به بهانه های مختلف فرار می کنم.
درحالی که امروزه جوانان وجود عشق را برای زندگی زناشویی لازم می دانند و به طبع آن برای ازدواج کسی را انتخاب می کنند که عاشقشان هستند و بیشتر ازدواج ها با عشق صورت می گیرد و هر دو طرف در افکارشان یک زندگی عاشقانه و رمانتیک را تصور می کنند و تصمیم می گیرند با قبول مسئولیت انتخاب شان کاری کنند که سالیان سال در کنار هم باشند و به دیگران نشان دهند که به اندازه کافی بزرگ، عاقل و امروزی هستند که تیرشان به هدف بخورد و قصد دارند به یکدیگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند تا جایی برای شماتت اطرافیان بابت انتخابشان باقی نگذارند ، اما درطول زمان مسائلی پیش می آید که می تواند به جدایی، یا یک زندگی مشترک بدون احساس، عشق و همراهی منجر شود.
طلاق در لغت به معنی گشودن گره و رها کردن است و در زندگی زناشویی از هم پاشیده شدن زندگی یا از بین رفتن تعامل در زندگی و جدایی زوجین از یکدیگر می باشد.
خود ارضایی در علم سکسولوژی مترادف با دو واژه استمناء (عمل خود تحریکی مردان) و استشهاء(عمل خود تحریکی زنان) در زبان عامیانه می باشد که یک وجهه جهان شمول و یک مرحله غیر قابل اجتناب از رشد روانی جنسی فرد است.
تعریف:
نوعی تحریک مکانیکی که به موجب آن فرد با دستانش یا مالش پاها به هم یا با استفاده از وسایل مصنوعی غریزه جنسی خود را ارضاء می نماید. گاهی به خودارضایی کام جویی کاذب نیز گفته می شود چونکه فرد غریزه خود را از روشهای غیر طبیعی ارضاء می کند.
نظریه های موجود درباره خود ارضایی
– نظریه اسلام : اسلام به عنوان کامل ترین دین در بین ادیان الهی خود ارضایی را یکی از گناهان کبیره می داند و به حدی از جانب اسلام این عمل ناپسند است که در بعضی از احادیث این عمل گناهی بیشتر از زنا دارد. دین مبین اسلام غرایز انسانی را یکی از نعمات الهی قلمداد می کند و بر ارضاء هر یک از این غرایز از طریق مشروع و حلال تاکید دارد و وقتی بحث از غریزه جنسی مطرح می شود دیدگاه آن همانند سایر غرایز می باشد و هیچ گاه این غرزه سرکوب و ناپسند محسوب نشده است و بر ارضاء آن از طریق مشروع تاکید گردیده است یعنی فردی که به بلوغ جنسی رسیده و خواهان برقراری رابطه جنسی است می تواند فردی از جنس مخالف را انتخاب نموده با او ازدواج نموده و از آن طریق به کامیابی برسد. اما از آنجا که به دلایل گوناگون انجام ازدواج برای خیلی از جوانان امکان پذیر نیست این دین آسمانی بحث ازدواج موقت را مطرح می نماید که شرایط راحت تربه نسبت ازدواج دائم دارد برای آگاهی از این شرایط می توانید به توضیح المسائل مراجع محترم تقلیید مراجعه نمایید و زمانی که امکان ارضاء این غریزه به روش طبیعی و مشروع وجود ندارد بر پرهیز تا زمان مهیا شدن شرایط تاکید دارد...