خانواده درمانی
خانوادهدرمانی، نوعی
گروهدرمانی است که در آن، واحد درمانی، هسته خانوادگی است و در جلسات
درمانی یک یا چند درمانگر با تمام اعضا خانواده(یا بخشی از آنها) سر و
کار دارد و هدف از آن حل و فصل یا تخفیف تعارضات بیماریزا و اضطراب در
درون واحد خانواده است.
در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانوادهها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.
در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوههای تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانیهای متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیقتری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.
در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش میکند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده میشود.
درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی میکند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پتهای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابلهای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده میشود.
از نظریه پردازان استراتژیک جی هی لی ، ریچارد فیش و از نظریه پردازان سیستمی بوسکلو ، کارل تام و از نظریه پردازان متمرکز بر راه حل ایمسوبرگ و دیویس را میتوان نام برد.
خانوادههای دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتیهای روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحیتر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه میکنند و در طول مشاورههای فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل میگیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم مییابد.
رواندرمانی خانواده بر
این نظریه مبتنی است که، خانواده نماینده سیستمی است که سعی در حفظ تعادل
یا هموستاز(Homeostasis) دارد. مهم این است که این سیستم تا چه حد
غیرانطباقی بوده باشد. این نظریه اصطلاحا گرایش به سیستمهای خانواده
نامیده میشود و روشهای مربوط به آن بیشتر شامل تمرکز بر خانواده است، تا
یک بیمار خاص.
در واقع خانوادهدرمانی،
شکلی از درمان کل خانواده به عنوان یک گروه است که توسط یک یا دو درمانگر
انجام میشود. در این نوع درمان، آسیبشناسی یا بیماری یکی از اعضای
خانواده، انعکاس پاتولوژی یا اختلالات عمیقتر در سیستم خانواده تلقی
میشود. لذا خانواده واحد درمانی به حساب میآید و تغییر تعامل خانواده،
راه تغییر عضو بیمار محسوب میشود.
به طور کلی خانوادهدرمانی به شکل زیر عمل میکند:
·
هیچ یک از اعضای خانواده به عنوان بیمار، متمایز و مشخص نمیشود؛ در عوض
این کل اعضای خانوده هستند که آشفتگی و پریشانی خانواده را انعکاس میدهند.
· اعضای خانواده را به طور فردی درمان نمیکنند، بلکه کل اعضا باید مشترکا در جلسات درمانی حضور داشته باشند.
·
تشخیص اختلال عاطفی یا رفتاری، مبنی بر مشاهدات خانواده به عنوان یک واحد،
صورت میگیرد. مفاهیم تشخیصی جدید در این درمان به کار میروند. نظریهها
و مفاهیم سنتی که عملکرد تشخیصی را جهت توضیح رفتار فردی، توصیف میکنند،
معمولا برای تشخیص و درمان آسیبشناسی خانواده مناسب نیستند.
·
درمانگر با کل اعضای خانواده به جای یک فرد خاص ارتباط دارد. اگر
درمانگر در ملاقات با خانواده آن را یک واحد فرض کند، اما فقط به درمان
یک عضو بپردازد، در واقع به خانوادهدرمانی نپرداخته است.
·
اهداف و روشهای درمانی، خانوادهمحور هستند، یعنی اطراف خانواده سیر
میکنند. درمانگر، به منظور رفاه کل خانواده، ابتدا به پیامد درمان
میپردازد.
در واقع خانوادهدرمانی،
چیزی بیش از یک تکنیک درمانی جدید است و این درمان در حقیقت رویکردی کاملا
بدیع و نو برای درک رفتار انسان است. پیش از ظهور خانوادهدرمانی، رفتار،
محصولی از شخصیتهای افراد تلقی میشد که تحت تاثیر رویدادهای مجزای گذشته
قرار گرفته بودند. این فلسفه مبنی بر علیت خطی است، در حالی که نظریهای
که رفتار را نشات گرفته از سیستم خانواده میداند، بر علیت حلقوی استوار
است.
اهداف خانوادهدرمانی
اهداف درمانی خانواده مشتمل است بر:
· تغییر اصول غیرانطباقی که بر خانواده مسلط است.
· بالا بردن آگاهی اعضای خانواده در زمینه راههای مختلف حل مشکل.
· متعادل ساختن تفرد و پیوستگی.
· افزایش روابط مستقیم چهره به چهره و کاهش از سرزنش.
· کاهش یا رفع تعارض و اضطراب در روابط بین فردی.
· تقویت حساسیت نسبت به نیازهای هیجانی اعضای خانواده به وسیله یکدیگر و برآوردهسازی نیازها.
· تقویت ظرفیت افراد خانواده برای مقابله با نیروهای مخرب درون و بیرون محیط خانواده.
· نفوذ بر هویت خانوادگی و ارزشهای آن، به طوری که اعضای خانواده به سوی رشد و سلامتی گرایش یابند.
خانوادهدرمانی و مشاوره خانوادگی
در اکثر مشاورههای
خانوادگی و خانوادهدرمانیها، خانواده یک نظام (system) است. نظام
عبارتست از، یک رشته روابط متقابل میان اجزا و عناصر به سیاقی که هر یک از
این عناصر بر یکدیگر تاثیر گذارند و از هم تاثیر پذیرند. رفتار هر بخش از
نظام، منعکس کننده سازمان کل نظام است و به خود نظام برمیگردد. ضمن این
که نظامها غالبا به سوی توازن تا "تعادل هموستاتیک" پیش میروند. در
دیدگاه نظامها، مشکل اعضای خانواده تا حدودی نشانگر درست کار نکردن کل
نظام خانواده است. وقتی یک نظام به تعادل هموستاتیک رسیده باشد، در برابر
هر تهدیدی به سرعت دوباره به حالت توازن برمیگردد. رویکردهای
خانوادهدرمانی طیف وسیعی دارند که یک سر آن را رویکردهای نظامگرا
میسازند و سوی دیگرش را رویکردهای روانپویایی و فرآیندهای فردی و
رویکردهای سیستمیتر.
پیشینه تاریخی
آغاز نهضت
"خانوادهدرمانی" مقارن اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950، یعنی بعد از جنگ
جهانی دوم و گردهمایی مجدد اعضای خانواده بعد از جداییهاست. در واقع
خانوادهدرمانی به عنوان شاخه جدیدی از علم روانشناسی، در نیمه دوم قرن
بیستم پدید آمد. جنبش خانوادهدرمانی عمدتا تحت تاثیر نظریه سیستمها،
گسترش درمان روانکاوی به حوزه خانواده، پیدایش مراکز راهنمایی کودک و
مشاوره زناشویی و گروهدرمانی شکل گرفت. در این نگرش و رویکرد، هنجارها و
ناهنجاریهای رفتار فرد در بستر خانواده، تجزیه و تحلیل، ادراک و درمان
میشود.
ریشه فعلی درمان نظامهای
خانوادگی به رویکردهای نظری، عملی و تحقیقات مختلفی برمیگردد که در زمینه
کمک به کودکان، زن و شوهر و اشخاص دارای مشکلات خانوادگی مورد استفاده
قرار گرفتهاند. برای شناخت خانوادهدرمانی فعلی بهتر است نقش و سهم
درمانگاههای راهنمایی کودکان و مشاوره ازدواج در نظر گرفته شود.
فروید و دیگر روانکاوان
از لحاظ نظری و ژرفنگری نقش مهمی در بررسی خانواده داشتهاند، زیرا بر
اهمیت وقایع اوایل کودکی و تاثیر این وقایع بر بزرگسالی، تاکید میکردند و
کودکان را تحت رواندرمانی قرار میدادند. تحقیقات اولیه در مورد کودکان و
نوجوانان مبتلا به اسکیزوفرنی که بخشی از نظامهای خانوادگی بودند؛ نیز
مفاهیم و ایدههایی را در پی داشت که در خانوادهدرمانی کنونی مورد
استفاده قرار میگیرند. خانوادهدرمانی به خارج از حوزه علوم اجتماعی نیز
وامدار است، یعنی نظریه نظامهای کلی(در این نظریه تعاملات و فرآیندهای
حوزههایی چون مهندسی، زیستشناسی، اقتصاد، سیاست، جامعهشناسی،
روانشناسی و رواندرمانی به عنوان اجزای یک کلیت بررسی میشود).
آشنایی با این رویکردهای کاربردی و نظری متفاوت، شناخت سیر تحول رویکردهای نظری به خانوادهدرمانی را آسانتر میسازد.
در این نوع درمان آموزش ، پیشگیری و درمان برای کمک
به خانوادهها ، کل خانواده را دربرمیگیرد. برای حل مشکل خانواده یا یکی
از اعضا آن کل سیستم خانواده مور توجه قرار میگیرد و تلاش میشود علل
بروز و عوامل تشدید کننده مشکل در داخل خانواده و در نوع روابط اعضا با
یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بر رویکرد
سیستمهاست و معتقد است زمانی میتوان به رفع یک مشکل نائل شد که از نیروی
تک تک اعضا استفاده کرد و عوامل تنشزا را مرتفع ساخت.
تاریخچه خانواده درمانی
تخصص و حرفه خانواده درمانی نسبتا جدید است و ظهور رسمی آن به دهههای 1940 ، 1950 و 1960 برمیگردد. در سال 1938 شورای ملی روابط خانوادگی شروع بکار کرد. در سال 1948 اولین اثر درباره زناشوئی درمانی توسط « بلامتیل من » منتشر شد و مطالعه خانواده های اسکیزوفرنیک توسط « لایمن » صورت گرفت.در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانوادهها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.
در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوههای تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانیهای متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیقتری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.
انواع نظریههای خانواده درمانی
رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی ، خانواده درمانی تجربیاتی ، خانواده درمانی شناختی رفتاری ، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک و خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.خانواده درمانی مبتنی بر روان تحلیلی
صاحبنظران اصلی آن ناتان آکرمن ، ویلیامسون ، لایمن واین و تئودور کیدز هستند که شیوه درمان آنها ریشه در نظریه فروید دارد. در این شیوه فرایندهای ناهشیار اعضای خانواده به یکدیگر مرتبط دانسته میشوند و اعتقاد بر این است که بایستی روی نیروهای ناهشیار که آسیب را بوجود آوردهاند، کار کرد. نقش درمانگر یک معلم یا والد یا مفسر تجربه است. فنون درمانی عبارتند از: تحلیل رویا ، انتقال ، رویارویی ، تاریخچه زندگی ، تمرکز بر نقاط قوت.خانواده درمانی تجربیاتی
نظریه پردازان عمده آن ویرجینیا سیتر ، کارل ویته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکی و انعطاف ناپدیری ، فقدان آگاهی ، مرگ عاطفی و استفاده بیش از حد از مکانیزمهای دفاعی ریشه میگیرد.در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش میکند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده میشود.
خانواده درمانیهای رفتاری و شناختی _ رفتاری
نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز ، ویرجنیا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. این شیوه درمانی بر اساس نظریههای رفتاری و شناختی معتقد است، رفتار از طریق پیامدها ابقا یا حذف میشود. رفتارهای نامناسب را میتوان اصلاح کرد. همینطور شناختهای غیر منطقی را میتوان اصلاح کرده و در نتیجه در تعامدات و رفتارهای زوجی یا خانوادگی تغییر ایجاد کرد.درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی میکند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پتهای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابلهای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده میشود.
خانواده درمانی ساختی
سالوادور مینوچین ، مونتالوو ، فیشمن ، روزمن و ... نظریه پردازان اصلی این شیوه از خانواده درمانی هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زیر منظومهها و مرزها میدانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنی ترسیم میکنند و در پیاده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش میکنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل میکنند. فنون درمانی عبارتند از: بازسازی ، الحاق ، تشدید پیامها ، مرزسازی و ... .خانواده درمانیهای استراتژیک ، سیستمی و متمرکز بر راه حل
این سه رویکرد روشمدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار میلتون اریکسون میباشند و از میراث مشترکی برخوردارند. هدف ، شیوه کار و فنون مورد استفاده در این سه رویکرد مشابه یکدیگر است و از فنونی چون باز تعبیر ، کمرنگ کردن تعبیر و تفسیر ، تعیین تکالیف شاق ، تکیه بر فرایند سوالات حلقوی ، تمرکز روی راه حلهای فرضی ، تعیین کردن تشریفات و ... استفاده میشود.از نظریه پردازان استراتژیک جی هی لی ، ریچارد فیش و از نظریه پردازان سیستمی بوسکلو ، کارل تام و از نظریه پردازان متمرکز بر راه حل ایمسوبرگ و دیویس را میتوان نام برد.
خانوادههای نیازمند خانواده درمانی
خانوادههایی که از فرایند خانواده درمانی بهره میبرند، عبارتند از: خانوادههای دارای عضو معتاد یا بیماری روانی و همچنین خانوادههای دارای عضو مبتلا به اختلالات جسمی که به نحوی روی کارکرد خانواده تاثیر گذاشته است ، خانوادههای طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت یکی از اعضا ، خانوادههای دارای مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و ... .خانوادههای دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتیهای روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحیتر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه میکنند و در طول مشاورههای فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل میگیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم مییابد.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:31 توسط علی
|